صفحه اول   |  تماس با ما   |  همکاری با ما    کتابفروشی ها   |  پیوندها  
  نوشته هایی درباره کتاب و نقد     معرفی کتاب     پیشخوان     تراث شناسی     پیشنهاد: چی بخوانیم     برگزیدگان جوایز ادبی   سه شنبه، 2 خرداد 1391 - 10:49   
  یک تجربه فرهنگی برای تو
- اندازه متن: + -  کد خبر: 439چهارشنبه، 26 بهمن 1390 - 10:08
برگرفته از کتاب داستان‎های کوتاه ایران و سایر کشورهای جهان
نقدی بر داستان راز کوچک
صفدر تقی‌زاده-اصغر الهی - داستان «راز کوچک» از بهترین آثار ادبی و هنری با سوژه‎ی (مضمون) جنگ تحمیلی است. این اثر از جمله آثار بسیار قوی و ماندگاری است که با مضمون جنگ تحمیلی نوشته شده. آن هم در سال ١٣٦٢؛ اردیبهشت سال ١٣٦٢. در آن زمانی که کمتر شاهد آثار هنری با سوژه‎ی جنگ تحمیلی بودیم.
  

خلاصه‌ای از داستان راز کوچک:
«وجی» سی و پنج ساله، همسر «مختار»، زنی است خانه‎دار. دو فرزند دارد. دخترش، «فرخ»، هفده ساله و «رضا» دو ساله. «وجی» پس از مدت‎ها تحمل درد شدید در ناحیه‎ی شکم، سرانجام در بیمارستان بستری می‎شود. به دنبال چندین آزمایش و عکس‎برداری و... تحت عمل جراحی قرار می‎گیرد. در انتهای معده و ابتدای روده‎ی بزرگ، غده‎ای درشت، بدخیم و ریشه‎دوانیده قرار گرفته، که امکان جراحی و بیرون آوردنش نیست. پزشکان یقین می‎کنند که معالجه نخواهد شد. با این وجود، در بیمارستان نگهش داشته و به شیمی‎درمانی‎اش می‎پردازند. «وجی» امیدوار، بی‎صبرانه در انتظار بهبودی و ترخیص شدن، چشم به راه است. او در طول دو ماه و نیم بستری، با بیماران زیادی آشنا می‎شود. آنها یک روز ناراحت و بیمار می‎آمدند، چند روزی در اتاق او بستری شده و تحت درمان قرار می‎گرفتند، معالجه شده و یک روز خداحافظی کرده و می‎رفتند. «وجی» می‎ماند! وجی فقط یک نفر را به خاطر داشت که معالجه نشد و مرد. همان روزهای اول، خانم «امینی» را دیده بود. لاغر و پریده‎رنگ؛ بیشتر وقت‎ها قدم می‎زد، در سکوت، با دست‎های بغل کرده؛ دائم قسمت چپ سینه‎اش را نوازش می‎کرد؛ آنجا که غده‎ی سرطانی جا خوش کرده بود. بقول وجی، انگار خانم امینی یک راز داشت: «راز کوچک». رازی که می‎خواست تنها از آن خودش باشد!

خانم امینی دو ماه بعد می‎میرد! «وجی» نمی‎دانست چطور خانم امینی که خودش پرستار بود، نفهمیده سرطان دارد؟! و به خود می‎گفت: «من سرطان ندارم. اگر داشتم می‎فهمیدم!»

«حسن آزرمی» در اتاق مجاور بخش زنان بستری است. «وجی» ابتدا با صدایش آشنا شده بود! او مدام با تلفنی که پشت دیوار اتاق «وجی» نصب بود، با نامزدش «اشرف» حرف می‎زد. حرف‎های طولانی و عاشقانه! حرف‎هایی از سر عشق و علاقه، گاه کودکانه و گاه گستاخانه، که باعث خنده و تفریح پرستارها و عصبانیت و انزجار «وجی» می‎شد! در این مواقع گوش‎هایش را می‎گرفت تا نشنود. خوشحال بود که تلفن ندارد. می‎ترسید دخترش «فرخ» مثل اشرف (نامزد آزرمی) مدام پای تلفن بنشیند به حرف زدن!

«وجی» یک روز که برای قدم زدن به راهرو می‎آید، «آزرمی» را می‎بیند. از دیدنش به شدت شوکه می‎شود! مردی بسیار جوان، با پای مصدوم و عصایی در دست. چشم چپش پانسمان بود. این همه جراحت و صدمه، آن همه شور و سرزندگی؟

حال وجی هر روز وخیم‎تر می‎شود. قبلا درد کشنده هفته‎ای یک بار به سراغش می‎آمد. حال هر روز و هر شب می‎آمد. درد که می‎آمد، تا مرز مرگ پیش می‎بردش و تا اغما رهایش نمی‎کرد. «مختار» گاه تنها و گاه با «فرخ» به ملاقاتش می‎آمدند. اما رضایش را نمی‎آوردند. فرخ می‎گفت: «مامان! غصه نخور؛ رضا عادت کرده؛ گاهی اصلا یادش نمی‎افتد! (مادر را فراموش کرده)». وجی می‎شکست؛ له می‎شد. چقدر زندگی بی‎رحم و ناجوانمرد است! تلخی این واقعیت کشنده، که در بیرون از اتاق او زندگی همچنان جاری است و عزیزانش هم اگر لازم باشد فراموشش خواهند کرد، داشت خردش می‎کرد. تا این که یک روز صبح زود، در بیمارستان و بخش آنها غوغایی برپا می‎شود. تخت و ملحفه و... بود که می‎آوردند و در اتاق‎ها و راهروها و حتی پاگردها قرار می‎دادند و بعد تعداد زیادی مجروح آوردند! مجروحین حمله‎ی اخیر در جبهه را آوردند. اکثراً جوان بودند و کم سن. به شدت مجروح و دردمند، اما صبور و ساکت. یکی پا نداشت و دیگری چشم؛ آن یکی دست داده بود و دیگری گوش و بینی. و آن یکی که در سکوت و مظلومانه شهید می‎شد. «وجی» ساعات و دقایقی که درد امانش می‎داد، در راهرو، روی صندلی، کنار پنجره می‎نشست و شاهد رنج و درد مجروحین بود. اما ناخودآگاه از شکوه و عظمت روح و اراده‎شان لبریز و سرشار می‎شد. حالا دیگر حتی آزرمی و حرف‎هایش آزارش نمی‎داد. یک روز از مددکاری که به دیدارش آمده بود، درباره‎ی آزرمی شنید: «او جوانی است بیست ساله و عاشق یک دختر کم سن مدرسه‎ای. پای چپش از کار افتاده و چشم چپش کور شده و به زودی چشم راستش نیز کور می‎شود. با بدنی پر از ترکش‎های خمپاره که امکان در آوردنشان نیست و برخی از آنها کشنده و بسیار خطرناک است». «وجی» با احساسی گرم و انسانی، در رفتار و گفتار آزرمی بیشتر دقت می‎کرد... مددکار به وجی گفته بود که آزرمی هنوز از وضعیت وخیم و حساسش بطور کامل آگاه نیست؛ اما به زودی مطلعش خواهند کرد. یک بار که وجی از حمله‎ی وحشیانه‎ی دردی کشنده به هوش آمد، حرف‎های آزرمی را می‎شنود. او می‎گفت داوطلبانه به مقابله‎ی دشمن متجاوز شتافته است. بخاطر خدا و پیغمبر رفته است. برای شرکت در امر دفاع مشروع و مقدس! و آن‎گاه انفجار خمپاره‎ای در نزدیکی‎اش و هجوم ده‎ها ترکش بران و گداخته و مجروحیت و مصدومیت این‎چنینی. وجی می‎شنود که او با درک عمیقی از وضعیت خطرناکش، آن را با تمام تلخی‎هایش می‎پذیرد. و روا نمی‎بیند تا «اشرف» نامزدش باشد. بخشی از فنایش را برایش شرح می‎دهد و با اصراری درد‎آور می‎خواهد که فراموشش کند. این‎گونه است که وجی دگرگون می‎شود؛ حسی پاک و انسانی، عشقی باشکوه و مادرانه از عمق جانش می‎جوشد و سرازیر می‎شود.

بالاخره آن لحظات آخر سر می‎رسد، وجی در تلاشی رقت‎بار و حسرت‎بار در جنگ ناعادلانه و نابرابر با مرگ محتوم، حالش بشدت رو به وخامت می‎گذارد. حضور مختار و دختر زیباروی و سرشار از زندگی‎اش، «فرخ» را حس می کند. آن‎گاه با زحمت و تلاشی حیرت‎آور، که دل و جان هر بیننده‎ای را به آتش می‎کشاند، مختار را می‎خواند و از او می‎خواهد تا به همراه «فرخ» به عیادت «حسن آزرمی» بروند. و با آخرین نیرو و توانش می‎گوید: «پسر خوبی است. تنهایش نگذارید»!

نقد داستان

به عقیده‎ی من داستان «راز کوچک» از بهترین آثار ادبی و هنری با سوژه‎ی (مضمون) جنگ تحمیلی است. متأسفانه این اثر قوی و هنرمندانه، مورد «بی‎مهری» و «بی‎توجهی» آگاهانه و ناآگاهانه قرار گرفته است! شنیده‎ام، نخوانده‎ام، که این داستان جزو آثار برگزیده‎ی هیئت داوران در جشنواره‎های مختلف، با مضمون جنگ تحمیلی، در سال‎های متمادی نبوده است! بعید می‎دانم این «‎نادیده گرفتن‎ها» و «برنگزیدن‎ها»، قابل «توجیه» و «دفاع» باشد!

انتخاب اسامی شخصیت‎ها بسیار هوشمندانه و حتی آموزنده است. البته با این تأکید شاید محرز، انتخاب اسامی، آن هم به شکل و معنایی که مد نظر من می‎باشد، قطعا جملگی بر اساس منطق و از سر خودآگاه نمی‎باشد!

- «وجیهه» نام شخصیت اصلی داستان است. وجیهه به معنای صاحب قدر و وجاهت و عزت و حرمت بوده که این شخصیت بیشتر صفات مذکور را دارد. کم‎حرف، صبور، نجیب و باعزت و باحرمت. در طول داستان می‎بینیم که هر وقت از اتاق بیرون می‎رود، ولو در دل شب، که هیچ‎کس در راهرو نیست، چادرش را به خود می‎پیچد و بعد بیرون می‎رود. در اوج درد و بیچارگی، باز به دیگران توجه دارد؛ ولو در حد خبر کردن پرستار برای کمک به بیماری نیازمند؛ یا حتی در حد دلسوزی و تأثر و کشیدن رنج سنگین انسان‎های دردمند و مجروح و مصدوم، بر دوش‎های نحیفش. نویسنده به این بسنده نمی‎کند. با سخت‎گیری و دقت زیاد «وجیهه» را «وجی» می‎خواند. شکستن اسم در میان مردم و خانواده‎ها، نه به قصد توهین و تحقیر که با قصد و هدف احساس گرم نزدیکی و خودمانی شدن است. در اینجا هم چنین نیتی وجود دارد. اسم «وجی» ناخودآگاه باعث می‎شود تا نسبت به این شخصیت احساس خودمانی پیدا کنیم و به سرنوشتش علاقه‎مند شویم. نویسنده، داستانش را با همین اسم شروع کرده است: «وجی لحاف را تا روی...». درباره‎ی نام خانوادگی وجیهه هم همین انتخاب هنرمندانه و هوشمندانه را می‎بینیم. «واصل»، نام خانوادگی «وجیهه» (وجی) است؛ به معنای رسنده، کسی یا چیزی که به دیگری متصل شود. در داستان، وقتی که «وجی» پی به ماهیت آسمانی و درونی «حسن آزرمی» می‎برد و درباره‎ی او شناخت پیدا می‎کند، وقتی می‎فهمد که او نه این‎که جوانی عاشق‎پیشه و لاابالی و الکی خوش نیست، بلکه مردی است مردانه‎صفت و جوان‎مرد، و برای ادای دین و تکلیف داوطلبانه به جبهه‎ی نبرد شتافته تا در امر دفاع مشروع و مقدس شرکت نماید، و حاصل این انتخاب و برگزیدن، یک پای ناقص و دو چشم نابینا و وجود چندین ترکش خطرناک و کشنده در پیکرش می‎باشد، و مهم‎تر این‎که ناراضی و پشیمان نیست و می‎داند در بوته‎ی سخت و هولناک امتحان الهی است، و راضی است و خشنود و شاکر، پس نسبت به این جوان، عشقی مادرانه پیدا می‎کند و در آخرین لحظه‎های حیات وصیت می‎کند تا همسرش، دخترشان را به دیدار و ملاقات حسن آزرمی ببرد. «حسن» نامزدی‎اش را به هم زده است!

- در باره‎ی حسن آزرمی، نویسنده در طول داستان، تنها نام فامیلی این شخصیت را ذکر می‎کند: «آزرمی». ما همراه «وجی» شنونده‎ی حرف‎هایش هستیم، حرف‎هایی که از طریق تلفن به نامزدش می‎گوید. حرف‎هایی تمام‎نشدنی و عاشقانه؛ گاه کودکانه و در نهایت سادگی و پاکی، گاه رندانه و گستاخانه. نام «آزرمی»، از همان ابتدا که به چشم می‎خورد و شنیده می‎شود، علی‎رغم معنایش، ناخودآگاه مفهوم «بی‎شرمی» و «بی‎حیایی» را در ذهن تداعی می‎کند. این تداعی و آن صحبت‎های گستاخانه دست به دست هم می‎دهند تا حسی ناخوشایند و آزاردهنده از این شخصیت داشته باشیم. اسم کوچک «آزرمی»، «حسن» است. به معنای: خوب، نیکو، جمیل. که اگر اشتباه نکنم، تنها یک بار آمده است. وقتی این اسم در زمانی که هنوز از آزرمی بدمان می‎آید و حضورش، حرف‎هایش آزارمان می‎دهد، آورده می‎شود، پارادوکسی هنرمندانه بوجود می‎آید. طنزی بسیار تلخ، منتهی در عمق، نه در سطح. چرا که ما جوانی می‎بینیم با یک پای لنگ، چشم پانسمان شده (کور شده)، عصا به دست، آن هم در اوج جوانی و با سر و هیکلی پر از ترکش و جراحت. این توصیف ظاهری نمی‎تواند زیبا و نیکو منظر و جمیل باشد. انگار که فردی کریه‎المنظر را یوسف بنامیم! اما کم‎کم ما هم مثل «وجی» پی به واقعیت می‎بریم و با تلخی و درد و در عین حال با حسی آمیخته به شکوه و تحسین و ستایش، در می‎یابیم که او این همه را در راه خدا و پیامبرش داده (بقول خودش در صفحه‎ی ٢٧ داستان) قربانی کرده، آنهم داوطلبانه و آگاهانه و در آخر می‎بینیم، شاهدیم که چگونه عشقش را هم قربانی می‎کند. در این‎جاست که نام «حسن آزرمی» به معنای حقیقی‎اش تا چه اندازه شایسته و نیکو است.

- فرخ، دختر هفده ساله‎ی «وجی» است. به معنای خجسته، زیباروی و... فرخ در داستان حضور پررنگی ندارد. دو، سه بار به ملاقات مادر می‎رود و یکی، دو بار در ذهن و فکر وجی حضور پیدا می‎کند. از آن‎جا ما فرخ را از منظر وجی می‎بینیم. وجی در توصیف ظاهری دخترش، تنها چهره‎اش را وصف می‎کند: «چشم‎های جوان و خندانش در صورت مهتابی رنگ و قاب گرفته‎ی چادر می‎درخشید. چادر مشکی به او برازنده بود. سفیدی و گردی صورتش را بهتر نشان میداد...» (صفحه‎ی ٧ داستان). و وصفی دیگر به همین شکل (صفحه‎ی ٢٥ داستان) و این توصیف تعمدی از چهره، بسیار با نام فرخ هم‎خوانی و هماهنگی دارد.

- مختار، همسر «وجی» است. در ظاهر همسر خوبی به نظر می‎رسد: به بیمارستان می‎آید، به ملاقات «وجی». ناراحت است که چرا وجی به حرفش نرفت و زودتر دوا و درمان نکرد، تا بیماری‎اش بیخ پیدا نکند. وجی در پاسخ مددکار که از رفتار و برخورد شوهرش می‎پرسد، اظهار رضایت می‎کند. تنها ناراحت این است که رضا را نمی‎آورد. اما یکی، دو بار شاهد تناقض رفتاری مختار هستیم؛ البته نه آشکارا. تناقض هم خیلی پررنگ نیست. یک بار که به وجی اعتراض می‎کند، چرا زودتر برای معالجه اقدام نکردی... که وجی می‎گوید: باز شروع کردی؟!... یعنی حرف امروز و دیروز نیست و قبلا هم به کرات طرح و بحث شده! بار دیگر هم که در ادامه‎ی همین ملاقات است، می‎بینیم وقتی وجی می‎گوید می‎خواهم بیایم خانه، مختار هول می‎کند. بلافاصله می پرسد: چرا؟ (صفحه‎ی ١٣ داستان). البته این مورد و حتی مورد قبلی را می‎توان به دو گونه‎ی متفاوت تحلیل و برداشت کرد. هم مثبت، که مثلا از این جهت راضی نیست تا وجی بازگردد، که در خانه نمی‎توانند مثل بیمارستان به او رسیدگی کنند، و یا این‎که می‎داند دیگر وجی خیلی زنده نمی‎ماند و اگر به خانه بیاید، مشکلات چند برابر می‎شود. بخصوص رضا که تازه به دوری وجی عادت کرده است! من احساسم این است که مرد مصرانه می‎کوشد تا وجی در همان بیمارستان بماند. این‎گونه راحت‎تر است! به همین دلیل هم نامش مختار انتخاب شده؛ به معنای صاحب اختیار؛ کسی که می‎تواند برگزیند. کسی که می‎تواند انتخاب کند از میان چند گزینه. برخلاف «وجی» که اصلا قدرت و توانایی انتخاب ندارد و محکوم است. به نظر من، نویسنده با انتخاب این اسم، با زیرکی و رندی (رندی به مفهومی که از اشعار حافظ برگرفته شده؛ صفتی که به خود حافظ کبیر و خداوندگار غزل داده‎اند!) به نوعی ظریف و غیرمستقیم، مردسالاری و مظلومیت زن ایرانی را به نمایش گذارده است.

- تغییر اعتقادی و رفتاری شخصیت‎ها در جریان داستان کوتاه، بسیار بعید می‎باشد، و در صورت وقوع، باورناپذیر جلوه می‎کند؛ البته غیرممکن نیست. شاید نویسنده‎ی بسیار چیره‎دست و مجرب و توانا از عهده برآید. تغییر نظر و احساس بواسطه‎ی شناخت، امری است گر چه مشکل، اما ممکن. در داستان «راز کوچک» ما شاهدیم که چگونه «دیدگاه» و نظر و احساس «وجی» نسبت به آقای «آزرمی» تغییر می‎کند. این اتفاق مهم، این چرخش دید و قضاوت، بگونه‎ای هنرمندانه و ظریف و آرام‎آرام شکل می‎گیرد و مخاطب باور می‎کند. شاید در مقام حرف و تعریف، کار ساده‎ای باشد؛ اما در عمل بسیار دشوار است و نادرند نویسندگانی که چنین توانایی و هنری داشته باشند.

- از دیگر ویژگی‎های این اثر، همراهی و هم‎حسی مخاطب با «وجی» است. ما نیز در ابتدا مثل «وجی» از آقای «آزرمی» خوشمان نمی‎آید. رفته‎رفته که پیش می‎رویم و اطلاعات تازه‎تری پیدا می‎کنیم، مثل وجی، دیگر از این جوان بدمان نمی‎آید. باز هم که جلوتر می‎رویم، شناخت‎مان کامل‎تر می‎شود. از آزرمی نه این‎که منزجر نیستیم، بشدت علاقه‎مندش می‎شویم، و این‎جاست که به سرنوشتش حساس می‎شویم. مثل وجی. در آخرین مکالمه‎ی تلفنی آزرمی با نامزدش، وقتی گوشه‎هایی از واقعیت را می‎گوید و با اصرار و جدیت می‎خواهد تا برای همیشه قطع رابطه کنند، آن‎گاه که مکالمه را قطع می‎کند و یک‎دفعه بغضش می‎ترکد، ما نیز سخت متأثر می‎شویم و دلمان برای این جوان رشید، که تعدادی از اعضای بدن و عشقش را قربانی داده، آن هم در راه رضای خدا و در حین حضور در میدان رزم، می‎سوزد. نه، کباب می‎شود! نه، آب می‎شود! مثل وجی. اما در آخر وجی کاری می‎کند، ابراهیم‎وار. آن‎جا که ابراهیم، اسماعیلش را به قربانگاه می‎برد و وجی نیز در ابعادی بسیار کوچک‎تر، در محدوده‎ی انسانی زمینی و خاکی، فرخ، دخترش را همراه همسرش به عیادت «آزرمی» می‎فرستد. و تأکید می‎کند تنهایش نگذارید! به همسرش نمی‎گوید تنهایش نگذار؛ می‎گوید تنهایش نگذارید. جمع می‎بندد. این اثر از جمله آثار بسیار قوی و ماندگاری است که با مضمون جنگ تحمیلی نوشته شده. آن هم در سال ١٣٦٢؛ اردیبهشت سال ١٣٦٢. در آن زمانی که کمتر شاهد آثار هنری با سوژه‎ی جنگ تحمیلی بودیم.

یکی، دو مورد از نقاط ضعف اثر را اشاره می کنم و می‎گذرم.

١- در طول اثر گاه ما شاهد کلمات رکیک و فحش‎های مستهجنی هستیم، از سوی «ناهید دزفولی»! اگر متهم به ادب اتوکشیده و پر زرق و برق بورژوازی نشوم عرض می‎کنم این نوع کلمات و استفاده از آنها جسارت مثلا نویسنده نیست. که اگر این‎گونه باشد آن وقت فلانی‎ها و بهمانی‎ها، جسورترین آدم‎های روی زمین هستند. قطعا ادعا خواهد شد آوردن این نوع لغات، بخاطر نمایش شخصیت و فرهنگ گوینده‎اش است. می‎گویم اولا نیازی نیست تا با این بی‎پروایی این کلمات آورده شوند؛ در ثانی، ما در فرهنگ‎مان معادل و مترادف زیاد داریم که هم مؤید فرهنگ گوینده‎اش است و هم ظاهر قابل تحملی دارد. در یک جمله عرض می‎کنم، به عقیده‎ی من یک اثر خوب هنری، در این‎جا یک داستان خوب هنری، داستانی است که همه‎ی اعضای خانواده بتوانند برای هم‎دیگر بخوانند، بی‎آن‎که سانسور کنند و از شرم سرخ و سفید شوند.

٢- نویسنده‎ی محترم به کرات بجای استفاده از مجروح و مصدوم، بیمار آورده‎اند. درست است که مجروحین جنگ و اصولا هر انسان دردمند و آسیب‎دیده را می‎توان بیمار نامید. اما مجروح جنگی و بعدها جانباز (بعدها، منظورم بعد از سال ٦٢ است؛ با این فرض که آن زمان، هنوز این اصطلاحات مثل جانباز، آزاده، شیمیایی، محاسبه‎ی درصد جانبازی و... مصطلح نشده بود!) بار و مفهومی دارند، که به هیچ وجه بیمار و مریض ندارد.

٣- در صفحه‎ی ٢١، خانم مددکار می‎گوید: «با بدنی پر از تکه های خمپاره...». منظور از تکه‎های خمپاره، همان ترکش‎ها است. با این اوصاف، احساس می‎کنم خانم فرخنده آقایی در این زمینه تلاش و دقت نداشته‎اند.

منتقد: فرخنده آقایی

منبع: farkhondehaghaei.com

 

 


تعداد بازدید: 125 ،    
  
کلیدواژه ها: یادداشت - کتاب داستان‎های کوتاه از نویسندگان ایران و جهان - فرخنده آقایی - داستان راز کوچک - جنگ تحمیلی


اخبار مرتبط:

(همکاری در نشر این نوشته برای دیگران) :              

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
 کد امنیتی:
 
 
 
   پیشخوان کتابفروشی ها/ آگهی  
بیماری های عفونی "باکتریال"اصول طب داخلی هاریسون 2008 (همراه با اطلس رنگی)
بیماری های عفونی "باکتریال"اصول طب داخلی هاریسون 2008 (همراه با اطلس رنگی)
بیماری های عفونی "باکتریال"اصول طب داخلی هاریسون 2008 (همراه با اطلس رنگی) بهنام حاجیان، زهرا خلج سرشکی (مترجم)، بهناز قوامی (مترجم)، آسیه(انسیه) کتابچی (مترجم)، عبدالرضا سودبخش (مقدمه)
قجاوند به روایت همسر شهید
قجاوند به روایت همسر شهید
کتاب قجاوند به روایت همسر شهید روایت زندگی یکی از سرداران دفاع مقدس به قلم نجمه کتابچی است که نهمین دوره جایزه ادبی شهید غنی پور بعد از کتاب دا مقام دوم راکسب کرد.این کتای جلد 13 از مجموعه‌ی نیمه‌ی پنهان ماه است...
فرش باد فرهنگ
فرش باد فرهنگ
مطالب این کتاب نوشته علی عسگری و حاصل تجربه‌های نویسنده در عرصه فرهنگ است. این تجربه‌ها نه چندان نو و تازه‌اند بلکه هر روزه در مسیر پرپیچ و خم مدیران و نگاران خوش‌رو و خوش‌خوی فرهنگ تکرار می‌شوند...
قرآن صاعد
قرآن صاعد
کتاب فوق پژوهشی است پیرامون مسأله دعا در فرهنگ اسلامی . این کتاب که نوشته علیرضا برازش است فواید و فلسفه اجابت دعا و مسائل مربوط به آن را مورد بررسی قرار داده است...
سه روز محاصره
سه روز محاصره
علیرضا اشتری - محمدهادی فرمانده‌ی یک گروهان بوده است،سه روز محاصره روایت اوست از رهایی شانزده هفده نفر بازمانده از بچه‌های گردانش...
عروس ماه می شوم
عروس ماه می شوم
کتاب عروس‏ماه‏می‏شوم کتابی داستانی نوشته نجمه کتابچی است که به حیات نورانی حضرت بی‏بی شهربانو (س) می‏پردازد...
آموزش و راهنما همراه با نمونه سوالات امتحانی طبقه بندی شده متره و برآورد
آموزش و راهنما همراه با نمونه سوالات امتحانی طبقه بندی شده متره و برآورد
آموزش و راهنما همراه با نمونه سوالات امتحانی طبقه بندی شده متره و برآورد: قابل استفاده رشته های فنی و حرفه ای (گروه تحصیلی هنر) (رشته ی نقشه کشی) نوشته مجید کیانی و...
رسانه های آمریکا، راهبردها،کارکردها
رسانه های آمریکا، راهبردها،کارکردها
کتاب«رسانه های آمریکا» به نویسندگی محمدرضا محمدخانی،توسط اداره کل پژوهش های سیما به چاپ رسید. به گزارش«پایگاه خبری فیلم کوتاه»این کتاب شامل سه فصل؛ راهبردها، کارکردها و مالکیت رسانه ای است...
بچه تهرون
بچه تهرون
"بچه تهرون" عنوان کتابی است که موسسه شهید آوینی با مشارکت نشر دانشجو در پاییز 1384 به چاپ رسانیده است. این کتاب مجموعه ای از خاطرات کامران فهیمی که به همت علیرضا اشتری نگارش شده است...
سکولاریسم (خاستگاه، مبانی و مؤلفه ها)
سکولاریسم (خاستگاه، مبانی و مؤلفه ها)
واژه سکولاریزم در اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم در قرارداد «وستفالی»، به کار رفت که ناظر به خروج برخی نهادها از سلطه کلیسا بود. سعید کرمی از پژوهشگران حوزه¬ی حقوق و علوم اجتماعی است که...
ادامه پیشخوان کتابفروشی ها/ آگهی
   آگهی های متنی/جهت سفارش به منوی تماس با ما مراجعه شود.  
  شما می توانید برای خرید هریک از کتاب های معرفی شده در این سایت و یا سایت های دیگر به سایت پاتوق کتاب مراجعه کنید :: پاتوق کتاب پایگاه اطلاع رسانی، معرفی و فروش کتاب موسسه راهبران کتاب فردا است. :: از جمله اهداف آن/گسترش فروش و توزیع اینترنتی محصولات فرهنگی اعم از کتاب، نرم‎افزار و نشریات :: ایجاد امکان دسترسی آسان و سریع به یک بانک اطلاعاتی کامل از محصولات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی برای دانشجویان و اساتید :: ناشران و نویسندگان هم برای همکاری، تبادل محصولات فرهنگی و همچنین استفاده از امکانات این فروشگاه مجازی می‌توانند با مدیر سایت تماس بگیرند. :: http://bookroom.ir/ ::
  روزنامه وطن امروز // روزنامه صبح ایران// برای اشتراک در خبرنامه الکترونیکی رایگان روزنامه لینک مربوطه را کلیک کنید.http://www.vatanemrooz.ir/HTMLResources/Tools/Newsletter/
  برای عضویت در انجمن ناشران انقلاب اسلامی با یکی از اعضای هیات مدیره تماس حاصل فرمایید./انتشارات سروش /انتشارات سوره مهر /انتشارات شاهد /انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی /انتشارات کتاب ناب /انتشارات پیام آزادی.نشانی دفتر مجمع ناشران انقلاب اسلامی:تهران، تقاطع خیابان سمیه و استاد نجات اللهی،شماره 260، واحد 8 تلفن: 66477002
  «کافه کراسه» در خیابان انقلاب اسلامی، خیابان ۱۶ آذر، ضلع شمال‌غربی دانشگاه تهران، خیابان پورسینا، شماره ۲۱ همه روزه از ساعت ۹ تا ۲۱ پذیرای بازدیدکنندگان خواهد بود.
  یادداشت(نوشته هایی درباره کتاب و نقد)-تراث شناسی(شناخت میراث کهن ما)-فهرست ها (برگزیدگان جوایز ادبی)-تازه های نشر و دیدگاه شما-پیشنهاد (چی بخوانیم)-مقالات-کتاب کوچک بعدازظهر-شعر-داستان-مراقبه-یک کتاب خوب قدیمی-معرفی کتاب-حامیان ترویج فرهنگ کتابخوانی و نقد کتاب-کتابفروشی ها- دیگران-فروش کتاب با امضای نویسنده را در کتاب معاصر::پایگاه اطلاع رسانی و نقد کتاب معاصر::BookShopNews بخوانید.
  تولید انواع پازل های تبلیغاتی و فرهنگی /// ویژه نهادها و دستگاههای فرهنگی و دولتی /// در قطعات بالا 600 تکه و 1000 تکه /// با بسته بندی های متنوع /// مطابق با طرح های سفارشی و دلخواه روابط عمومی /// ویژه رونمایی ها و معرفی پروژه ها /// 09133164522///09133095962
  مجموعه cd های همایش دکتر فرهنگ با موضوع: ازدواج موفق ( مجموعه 10 جلسه)....تفاوت ساختاری زن و مرد خانواده موفق... فروش اینترنتی (اینجا کلیک کنید)...
  فروش اینترنتی نرم افزار حوادث فتنه گون... فیلم هایی با موضوعات : اخراجی ها 4 ، جواب تخریب ، بدون شرح ، اینجا ایران است؟!! و ...گالری : شامل عکس های بعد از انتخابات ، تظاهرات مردمی و دفاع از ولایت فقیه ، تظاهرات بر علیه حرمت شکنان روز عاشورا و ...- شبکه های ماهواره ای : شامل تصاویری از اغتشاشات ، درگیری های روز عاشورا ، تحلیل انتخابات ، بازداشت شدگان اغتشاشات ، نشست خبری رئیس جمهور ، اعتراضات خارج از کشور و ...(اینجا کلیک کنید)
  نرم افزار آموزشی نماز و اصول دین برلی بچه ها/ موسسه نرم افزاری کوثر
  کتاب باید هلو باشد... دانشجو نباید سیب زمینی باشد.... یک دختر جلف.... شاهنامه وقتی کوچک بود .... سفر به جزیره‌ی ناشناخته ...حرفی برای تمام فصول قرآن در بیان رهبر انقلاب... کلیدهای یادگیری نکاتی برای افزایش ضریب یادگیری...الف تفسیر کلام وحی در بیان آیت الله جوادی آملی...جرعه‌های سلامتی سلامت در نهج البلاغه...داستان‌راستان‌در80دقیقه داستان راستان در قالب مینی‌مال...چهارسوق به انضمام ترخون داستان حسن کرد شبستری...بهترین نماز در بیان رهبر انقلاب...میوه درمانی ...زرسالاران یهود ...طب ایرانی؛ تغذیه به انضمام حجامت ...من محمدرضا 22 سال دارم ...موشک آبی ...سلام؛ خانم مرجان خانم ...یک قرص آرام‌بخش برای عروس و داماد ...بی تو یک سال است ...و همه کتاب های دانشجویی --- انتشارات کتاب دانشجویی را با یک تلفن خرید کنید..
  برای اشتراک نشریه امتداد (مجله ای برای همه کسانی که دل هایشان کمی آسمانی شده است...) اینجا را کلیک کنید...
ادامه آگهی های متنی/جهت سفارش به منوی تماس با ما مراجعه شود.
 
   این ها را هم امتحان کنید!!  
کتاب دا و نظرات خوانندگان آن
این بخش از سایت قصد دارد به صورت دوره ای تازه های نشر را از منظر خوانندگان آن معرفی کند. در اینجا بیشتر بنای آن داریم که نگاه فنی و محتوایی خوانندگان به این اثر بازتاب داشته باشد. به نوعی اگر قصد داشته باشید این کتاب را به کسی معرفی کنید آنچه می گویید در اینجا بیاید. ما نیز سعی می کنیم اظهار نظرهایی که از افراد مختلف در رسانه ها بازتاب داده شده است را به تناوب به این فایل اضافه نماییم .
اعلام برنده جایزه ادبی فورمنتور سال 2012 اسپانیا
جایزه فورمنتور از سال 1961 به وسیله ناشری به نام «سیکس بارال» تاسیس شده و به نام جزیره ای اسپانیایی در مایورکا که از نظر ادبی شهرت دارد، نامیده شده است. خوان گویتیسولو نویسنده سرشناس اسپانیایی با بردن جایزه ادبی فورمنتور افتخاری دیگر کسب کرد. این نویسنده سرشناس به عنوان برنده این جایزه معتبر ادبی در سال 2012 معرفی شد.
اعلام برنده جایزه خنجر الماس سال 2012
فردریک فورسایت نویسنده کتاب «روز شغال» برای دست یافتن به استاندارد جدید برمبنای صحت تحقیق در آثار دلهره آور تجلیل شد. او بیش از 40 سال پس از این که نخستین رمانش با عنوان «روز شغال» را ظرف فقط 35 روز نوشت، با دریافت جایزه خنجر الماس که برای دستاوردهای یک عمر در آثار جنایی اهدا می شود، تجلیل شد.
تکرار تاریخ با لهجه ای امروزی
یادداشتی بر مجموعه داستان گوساله سرگردان
مجموعه داستان «گوساله سرگردان» نوشته مجید قیصری، یکی از آثار در خور توجه چند سال اخیر در حوزه ادبیات جنگ به شمار می‌رود که با بهره گیری از مفاهیم قرآنی، به زندگی بازماندگان جنگ می‌پردازد که به طور مستقیم در فضای جنگ تنفس کرده‌اند و امروزه در شرایطی متفاوت به زندگی خود در فضایی تأثیر پذیرفته از روزهای جنگ ادامه می‌دهند.
از زندگی ایده بگیر
چه طور به ایده مشترک برای فیلمنامه برسیم
تشکیل گروه باهم نویسی، یکی از تکنیک‌های دنیای نویسندگی است. در قالب‌های روایی و داستانی اعم از داستان‌های ژانر و فیلم‌نامهو... گروه‌های باهم نویسی موفق بوده که میتوان با مراجعه به فیلم نامه اغلب آثار موفق و مطرح تلویزیونی و سینمایی در سطح جهان درستی این گزاره را اثبات کرد...
کتاب خواندنی روبر اسکارپیت
نگاهی به کتاب جامعه شناسی ادبیات
جامعه شناسی ادبیات، رابطه بسیار پیچیده بین خواننده و نویسنده را ترسیم می کند و زوایای تاریک این رابطه را می نمایاند و ادبیات را از ذهنیتهای فردی به ساختارهای جمعی از طریق صورتهای انتزاعی به بررسی می گذارد و آنها را به هم پیوند زده به قانون درمی آورد. رشد تدریجی جامعه شناسی ادبیات بالاخره به اینجا منتهی شده که امروزه در دانشگاه های متعددی تدریس می شود.
پیوند ادبیات دفاع مقدس با ادبیات کودک و نوجوان
نگاهی به داستان عقابهای تپه شصت
نگاهی به موفقیت های کسب شده توسط این اثر نشان از وجود اثری متفاوت و ارزشمند است. در این جا دیگر تنها بحث بر سر مناطق عملیاتی و پیروزی و شکست و یا حتی شجاعت و حقانیت نیست. بلکه در نقطه ای بسیار دور تر از این موضوعات زندگی عادی چند رزمنده در یک دسته مورد توجه قرار می گیرد. و این خود نقطه تفاوت اثر را شکل می دهد.
اعلام برنده جایزه فرهنگی نونینو سال 2012 ایتالیا
«هانس کونگ» نویسنده و کشیش سرشناس سوییسی برای نگارش کتاب «اقتصاد جانانه» جایزه فرهنگی «نونینو» سال 2012 ایتالیا را به خود اختصاص داد. هیات داوران این جایزه که «وی.اس.نایل» نویسنده انگلیسی ترینیدادی تبار و برنده جایزه نوبل نیز از اعضای آن است ، با اهدای این جایزه از این نویسنده تجلیل به عمل می آورند.
اعلام برنده جایزه پروکوپ سال 2012 فرانسه
کتاب تأثیر بوی نان گرم بر لطافت انسانی نوشته روون اوژین در نخستین دوره اهدای جایزه کتاب پروکوپ فرانسه برگزیده شد. اوژین بدون ترس از واژگانی چون «فضیلت»، «شرافت»، «تکلیف» و «اختیار» نگاهی تازه به فلسفه اخلاق دارد و بحث درباره مفاهیم اخلاقی را در این کتاب به چالش می‌کشد.
 
   سال 91، سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی  
سال 91، سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی
عمده، مردمند. شما باید کالاى ایرانى بخواهید. این افتخار نیست؛ این تفاخر غلطى است که ما مارکهاى خارجى را در پوشاکمان، در وسائل منزلمان، در مبلمانمان، در امور روزمره‌مان، در خوراکى‌هامان ترجیح بدهیم به مارکهاى داخلى؛ در حالى که تولید داخلى در خیلى از موارد بسیار بهتر است. من شنیدم پوشاک داخلى را که در بعضى از شهرستانها تولید میشود، میبرند مارک خارجى میزنند، برمیگردانند! اگر همین جا بفروشند، ممکن است خریدار ایرانى رغبت نکند؛ اما چون مارک فرانسوى دارد، خریدار ایرانى همان لباس را، همان کت و شلوار را، همان دوخت را انتخاب میکند؛ این غلط است. تولید داخلى مهم است. ببینید کارگر ایرانى چه تولید کرده است، سرمایه‌دار ایرانى چه سرمایه‌گذارى کرده است. در زمینه‌ى مصرف، عمده‌ى کار دست مردم است؛ که این بخشى از اصلاح الگوى مصرف است که من دو سال قبل اینجا به ملت ایران عرض کردم، و بخشى از جهاد اقتصادى است که سال گذشته عرض کردم. تولید ملى مهم است؛ این را باید هدف قرار بدهند.(بخشی از بیانات مقام معظم رهبری در حرم رضوی در آغاز سال ۹۱)
 

::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
تهران
info@bookshopnews.com
پشتیبانی توسط: گروه نرم افزاری فکا