پنجاه سال پهلوی خدمات و مفاسد، اثری است که به همت جمعی از پژوهشگران در معاونت پژوهشی آموزشی سازمان تبلیغات اسلامی، تهیه و تدوین شده است. در این بررسی نگاهی داریم به بخش های مختلف اثر و می کوشیم با نقدی منصفانه نقاط ضعف و قوت آن را برشمریم.
پیش از هر چیز نقد یک اثر سیاسی تاریخی، نیازمند پذیرفتن پیش فرض هایی در مورد موضوع مورد بررسی اثر است. به هر حال این اثر با پذیرفتن پیش فرض هایی به رشته تحریر درآمده و با توجه به نکاتی غالبا پذیرفته شده از سوی مخاطبان اثر تنها به شرح علت ان ها و آوردن شاهد و مثال پرداخته است. اولین فرض استوار اثر نیز چنین است که رژیم طاقوتی پهلوی رژیمی فاسد در زمینه های مختلف و متعدد است و وسعت خدمات و مفاسدش فاصله ای طولانی با یکدیگر دارند. در مورد این نکته لازم است گفته شود که اگرچه شواهد زیادی بر تایید این فرض وجود دارد و کمتر مخاطب و پژوهشگر منصفی آن را انکار می کند و به واقع امری واضح و مبرهن است اما پذیرفتن آن به عنوان یک پیش فرض در این اثر تا حدود زیادی اثر را از قابلیت تحقیقی خود دور کرده است و روایی و پایایی اثر را تا حدودی خدشه دار نموده است. در واقع اثر در مقدمه خود آنچنان که باید مشخص نکرده است که آیا دقیقا به دنبال یافتن پاسخ هایی دقیق و کمی برای مقایسه های خود است یا تنها می خواهد تصویری از نمونه ها و مثال ها را بیاورد. هرچند در ادامه اثر بیش از پیش مشخص می شود که شیوه تالیف بر پایه شکل دوم بوده است. یعنی مولفان اثر، موضوع را روشن تر از آن دیده اند که بخواهند به طور دقیق تری به اثبات آن بپردازند و تنها به شکلی از روایت بسنده کرده اند تا این فرض را به گونه های مختلف به نمایش بگذارند. از این رو اثر مورد نظر را نمی توان در زمره آثار تحقیقی و پژوهشی قرار داد. بلکه بییشتر می توان آن را اثری تاریخی و روایت گری پراکنده از موضوعات مختلف دانست که در طبقه بندی مشخصی در هر موضوعی شواهدی و خاطراتی را از منابع و افراد مختلف روایت می کند.
به هر حال با توجه به نکات گفته شده نگاهی خواهیم داشت به بخش های مختلف اثر مورد نظر و نکاتی را در مورد آن ها ذکر خواهیم کرد. در مقدمه کوتاه اثر هدف از تولید چنین اثری ذکر گردیده و سپس سه فصل مختلف اثر را معرفی کرده است. فصل اول این مجموعه تحت عنوان خدمات پهلوی، در حجمی کم کوشیده نگاهی داشته باشد به موارد مورد ادعای شاه مخلوع در مورد خدمات صورت گرفته در طی دوران این حکومت. در این فصل نگاه اثر بیش از هر چیز به کتاب پاسخ به تاریخ، بوده است و موارد مورد ادعا در آن کتاب را بررسی کند. البته این فصل را نیز باید بیش از آنکه با عنوان خدمات پهلوی پشناسیم؛ در عنوان چون نقد خدمات مورد ادعای پهلوی در نظر بگیریم. در این فصل اثر با استدلال های مختلفی به نقد موارد مورد ادعا می پردازد و علل واقعی هر مورد از خدمت را نشان می دهد.
فصل دوم اثر با عنوان مفاسد پهلوی پر نکته ترین و حجیم ترین فصل کتاب را تشکیل داده است. این فصل به بخش های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اخلاقی تقسیم شده است و هر بخش نیز دارای زیر بخش های مختلفی است که به روشن شدن موضوع کمک بیشتری می نماید. در این فصل و در تک تک بخش ها روایات و خاطراتی ذکر شده و یا مدارک و شواهدی آمده که مفاسد رژیم پهلوی را به نمایش می گذارد. البته در مورد این فصل باید گفت هرچند متون آورده شده به خوبی نشان دهنده وضعیت فساد در موقعیت های گوناگون و موضوعات مختلف است؛ اما باز هم همان بحث شدت و حدت نادیده گرفته شده است. به نظر می رسد نویسندگان مجموعه فراموش کرده اند که این روایات بسیار متعدد تر از حجم این کتاب بوده و آنقدر متواتر هستند که نیاز به تکرار در آن ها کمتر مشاهده می شود. به واقع کسی در اصل موضوع شک ندارد و مسئله پیچیده ای با این روایات حل نمی شود. این بخش نیازمند به شکل ویژه تری از نقد مفاسد رژیم پهلوی است. تا بتواند میزان این فساد را تا حدودی به نمایش بگذارد. در حالی که در کمتر قسمتی از ان چنین متونی مشاهده می شود. متن این فصل کمتر از انکه کلان نگر باشد و به عنوان مثال به دنبال امارهای از میزان فساد در جامعه باشد؛ به ذکر مواردی شخصی، خرد و غیر قابل تعمیم می پردازد. به عنوان مثال فساد اقتصادی شاه به عنوان شخص اول رژیم پهلوی بر کسی پوشیده نیست اما باید در سطحی کلان تر به دنبال فساد در کلیت سیستم جامعه گشت و آن را به تصویر کشید و مورد نقد قرار داد. به هر روی به نظر می رسد این فصل کمتر به دنبال نشان دادن میزان فساد در بخش های مختلف بوده و تنها به همین بسنده نموده است که ثابت کند فسادی بوده و مسائلی رخ داده است. به اعتقاد نگارنده ضعف اصلی این فصل در عدم توانایی آن برای مشخص نمودن میزان این مسئله در رژیم پهلوی است. استفاده از کلمات به شدت، خیلی زیاد، بالا و... تنها کیفیت هایی هستند که نمی توانند به خوبی نقش کمیت را مشخص کنند. به عنوان نمونه استفاده از شاخص های می توانست نمای بهتری از قضیه را به نمایش بگذارد. مثلا بررسی رتبه کشور از نظر فساد اداری در مقایسه های جهانی می توانست یکی از این راه ها باشد.
فصل سوم با عنوان مقایسه پنجاه و سه سال پهلوی، بیست سال انقلاب اسلامی، به مقایسه این دو بازه زمانی از زوایای گوناگون پرداخته است. در این فصل نیز بخش بندی هایی وجود دارد که کم و بیش مشابهه تقسیم بندی های فصل دو است. شیوه اثر در این فصل بدین صورت بوده که در هر بخش خدمات دوران انقلاب اسلامی ذکر شده است و در مقابل نیز به همان ویژگی ها و تفاوت هایش در دوران پهلوی پرداخته شده است. البته در مورد این فصل نیز همان ایرادات فصل دوم متصور است و البته به شکلی دیگر که تا حدودی نیز می توان آن را دنباله شکل فصل دوم دانست. در اینجا نیز اثر تنها به ذکر موارد می پردازد و باز هم در این مقایسه خبری از شدت و حدت تفاوت نیست. به واقع مخاطب اثر هرچند به طور کلی متوجه تفاوت های موجود در این دو دوره می شود ( بخصوص به این دلیل که سطح خدمات این بیست ساله به هیچ وجه قابل مقایسه نیست و این تفاوت زیاد در ذکر موارد نیز خودش را نشان می دهد.) اما باز هم اثر، کوششی برای نمایش دقیق تری از تفاوت ها نداشته است. به هر روی تفاوت و خلاء موجود در فصل دو در این فصل نیز خودنمایی می کند و در کل می توان آن را ویژگی این اثر دانست که به دنبال کشف تفاوت ها به صورت ریز تر نیست. وگرنه در این فصل نیز اثر می توانست با آوردن آماری دقیق تر تفاوت ها را به صورت واضح تری به نمایش بگذارد. به عنوان مثلا مقایسه میزان متوسط تورم در این دو دوره، میزان سرمایه گذاری های خارجی، تولیدات فرهنگی و... از این موارد است که می توانست نمایی واضح تر را به نمایش بگذارد. البته این نمایش نیز نیازمند درک شرایط زمانی هر دوره است. به عنوان مثال این مقایسه باید با در نظر گرفتن هشت سال جنگ تحمیلی در این سو و یا کمتر بودن پیشرفت و تکنولوژی روز در آن سو، صورت پذیرد. و نیز مقایسه ها با نسبت و درصد بیان شود و نه عدد های بزرگ که نمایش دهنده واقعیت خاصی نیستند. در این صورت بود که مخاطب می توانست تصوری واضح تر از اختلافات فاحش در خدمات این دو دوره با یکدیگر داشته باشد.
اما نکته قابل ذکر دیگر در مورد این اثر و آثار مشابه، مسئولیتی است که بر عهده دارند و هدفی که دنبال می کنند. پیش از هرچیز همانطور که در مقدمه اثر نیز ذکر شده است. هدف از اینگونه آثار ایجاد شناخت نسبت به مسئله در قشری است که کمتر با ان روبرو بوده اند. معرفت پذیری این قشر نیز که غالب آن ها را جوانان و نوجوانان تشکیل می دهند بستگی خیلی زیاید به درک آن ها از شرایط و نگاهشان به تعاریف مثبت و منفی از مسائل دارد. به اعتقاد نگارنده آنچه بیش از مسائل مطرح شده در این اثر مهم است و پیش از آن ها باید به آن پرداخته شود رساندن پیام انقلاب به مخاطبان است و اینکه درک کنند که این انقلاب در چه پس زمینه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اخلاقی و اجتماعی صورت گرفته است. انقلابی که پیش از آنکه دارای زمینه های اقتصادی باشد دارای زمینه های اعتقادی و اخلاقی است و روح آن را مسائل فرهنگی و اجتماعی در غالبی از دین و مردم تشکیل داده است. در واقع مخاطب این اثر پیش از هرچیز باید بداند که این تغییر به چه دلیل رخ داده است و به دنبال چه دستاوردی بوده است و درک این موضوع که رسیدن به آن دستاوردها از اهمیتی بسیار بالاتر برخوردار است امری مهم است. چه آنکه در بهترین حالت نیز تنها همین نکته که رژیم پهلوی حکومتی است که بر پایه های طاغوت استوار گشته، کافی است تا چه از نظر اسلام و چه از نظر مشروعیت مردمی جایگاهی نداشته باشد. به اعتقاد نگارنده با این پیش زمینه است که باید به سمت نقد و بررسی عملکرد ها رفت و به مقایسه پرداخت آنچه بوده و شده است پرداخت.
اما نکاتی نیز در مورد ساختار اثر... اولین نکته در مورد زبان اثر که مشخصا بسیار نزدیک به زبان آثار تاریخی روایی است و کوشیده مطالب را به صورت روایت هایی کوتاه در هر مورد خاص با استفاده از زبانی برگرفته زا واژگانی ساده، ذکر کند. دومین نکته تقسیم بندی فصول و بخش های اثر است که همانطور که گفتیم نه می تواند به تقسیم بندی های یک تحقیق علمی نزدیک باشد و نه از قواعد یک اثر تاریخی به طور کامل پیوری می کند. در این زمینه شاید نتوان ویژگی خاصی را به اثر اطلاق کرد و آن را حقیقتا نمی توان در زمره هیچیک از این دو قرار داد. یکی دیگر از نکات نیز شکل منبع دهی در پاورقی هاست که اگرچه مناسب بوده و کاربرد لازم را دارد. اما در بخش هایی با عدم توجه روبرو شده و برای بعضی مطالب منبعی ذکر نشده است. همچنین در فهرست منابع نیز بخشی به عنوان سایت ها به چشم می خورد که مورد استفاده از آن ها مشخص نیست و نیز بعضی از آن ها از رسمیت کافی برای اشاره در یک اثر به عنوان منبع تحقیق را ندارند. به عنوان مثال یک وبلاگ نمی تواند منبعی قابل ذکر و اعتماد برای چاپ یک اثر باشد. هرچند که مطالبش مورد اعتماد استفاده کنندگان قرار گرفته باشد.
در نهایت باید گفت پنجاه سال پهلوی خدمات و مفاسد اثری است که در غالب خود باید دیده شود و اگر بپذیریم که این اثر تنها روایتگری می کند و به دنبال یک بررسی تطبیقی دقیق و آشکار کردن تفاوت ها در غالب میزانی کمی نیست؛ آنگاه می توان آن را روای خوبی از شکل زندگی درباریان و رفتار آن ها در امور مختلف دانست و شناختی خوب از ویژگی های هریک از آن ها از نظرگاه های گوناگون بدست آورد. با این نگاه می توان این اثر را اثری خوب، خواندنی و ویژه برای مخاطبان دانست که مطمئنا به دلایلی ورود به دنیای افراد و اشخاص و نزدیک شدن به مسائل اخلاقی و شخصی آن ها از جذابیتی دو چندان برای خواندنش برخوردار است و می تواند شناختی نسبی را برای مخاطب به همراه آورد.
منبع: www.ido.ir

|