این کتاب اندیشه های اخلاقی حکیم ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه را در کانون بحث خود قرار داده است. در این اثر، زمان فردوسی مانند دوران پر بار گفتگوی تمدن ها معرفی شده و محیط وعوامل آفریده شدن شاهنامه و همچنین مذمت خصلت های بد، جنگ و صلح، هنر شخصیت آفرینی و امثال اینها در شاهنامه، با دلایل فراوان تحلیل و بررسی شده اند.
اثر حاضر در شش باب تنظیم شده است که باب اول آن نگاهی دارد به زمان فردوسی به عنوان دوران پر بار گفت و گوی تمدن ها به اعتقاد نویسنده کتاب: پیدایش شاه اثری چون شاهنامه ی فردوسی مدیون محیط فرهنگی دوران سامانیان می باشد. اکثر دانشمندان به حق، دولت سامانیان و وضع پیشرفت اقتصاد کشور را در عهد حکمرانی آنان از عوامل اساسی رواج ادبیات و فرهنگ دانسته اند. دولت سامانیان از تواناترین و با نظام ترین دولت های ایرانی و اسلامی جهان است که در سلسله ی دولت داری باستانی مردمان ایرانی تبار چون حلقه ای زرین جلوه گر می شود. در تاریخ دولت داری جهان کمتر حکومتی را می توان پیدا کرد که مانند سامانیان در یک مدت کوتاه سرزمینی را که بر اثر هجوم های ویرانگر بیگانگان و حمله های تاراج گرانه ی بادیه نشینان ویران و پریشان گشته بود، با سیاستی عادلانه و عاقلانه به کشوری شکوفا و پیشرفته و سازمان یافته تبدیل کرده باشد.
یکی از عوامل پیشرفت ادبیات در دوران سامانیان، بی شبهه رشد و کمال زبان پارسی دری و توجه ویژه ی دولت به آن بود. زیرا زبان پارسی دری در قرون سوم و چهارم هجری عمل مهم یکپارچگی مردم و قوم های ایرانی تبار ماوراءالنهر، خراسان و فارس بار موجب گردید. تا استیلای عربها در سرزمین های مذکور زبان های سغدی، خوارزمی، باختری و تخاری، پهلوی، آذری و زبانهای دیگر رایج بودند که از بین رفتند و زبان پارسی دری جای آنها را گرفت و برای نگهداشت هویت ملی ایرانیان خدمت بزرگ تاریخی را انجام داد. بنابراین به زبان پارسی دری اعتبار جدی دادن امیران سامانی تصادفی نیست . این انگیزه ای بود جهت متحد کردن مردم پریشان ، با سخن شاعرانه بیدار کردن احساس خودشناسی و خود آگاهی و میهن پرستی آنان و در نهایت کار استقلال ملی کشور.
در باب دوم این مجموعه دوره های اساسی شاهنامه شناسی بررسی شده است. همچنین به مهمترین آثاری که مسائل اخلاقی را در این اثر مورد بحث قرار داده اند اشاره شده است. شاهنامه فردوسی از زمره ی آن شاهکارهای ادبی جهان است که بیش از پیش توجه خوانندگان ومحققان را از کشورهای گوناگون عالم به خود جلب می نمایند. در باره ی این شاهاثر آثار فراوان پژوهشی به زبان های مختلف دنیا نوشته شدهاند بر این اساس اندیشه های اخلاقی فردوسی در شاهنامه به ویژه خاورشناسان فرانسوی را بیشتر جلب نموده است از جمله شاعران رمانتیک و دانشمند معروف قرن نوزدهم میلادی فرانسه " سنت بیاو " تأکید کرده است که در سراسر شاهاثر فردوسی " روحیه ی حکمت، برتری عدالت و نیکی چون رشته ی سرخ می گذرد ".
حکمت و تربیت در شاهنامه ی فردوسی باب سوم این مجموعه را تشکیل می دهد. نیز در این بخش از کتاب به آرای تعدادی از اندیشمندان در این زمینه اشاره شده است. اکثر محققان هنگامی که در اندیشه های فردوسی راجع به تربیت سخن می رانند نظر او را با افکار اخلاقی سعدی مورد مقایسه قرار می دهند، از جمله دانشمند پاکستانی ممتاز غفور در این خصوص نوشته است: فردوسی در باره ی تربیت مثل سعدی تربیت نموده است، می گوید که با تربیت نمی توان زشتی را به پاکی و تلخی را به شیرینی تبدیل کرد اگر اصل و گوهر نیست، تربیت فایده ای ندارد.
بدین منوال فردوسی و سعدی در مسئله ی ارثی بودن خصلت های نیک و بد و نقش محیط و تربیت در تشکل شخصیت هم عقیده بوده، خلق بد را تربیت نا پذیر می دانند. سعدی اندیشه های فردوسی را همه جانبه رواج داده و با دلیل های تازه تکمیل نموده است .اندیشه های اخلاقی ای که این دو ادیب و آموزگار بزرگ راجع به خصلت های حمیده ی انسانی بیان کرده اند تا ابتدای قرن بیستم میلادی تقریبا بی تغییر ادامه یافته است.
فصل چهارم کتاب حاضر در خصوص خصلت های حمیده ی انسانی در شاهنامه ی فردوسی است .در مقدمه ی این باب از کتاب آمده است: شاهنامه ابوالقاسم فردوسی گنجینه ی پر بهای افکار و اندیشه های بلند اجتماعی، سیاسی، اخلاقی و فلسفی بوده ، در آن تجربه و آزموده های بشر و به خصوص مردمان ایرانی تبار جمع بندی گردیده در پیرایه ی کلام فصیح و شیرین و صور خیال و تصویرهای ملیح و رنگین به ظهور رسیدهاند. یکی از موضوعهای مهمی که در سراسر این اثر چون رشته ی زرین اندیشه های گوناگون بشردوستی شاعر را پیوند می زند، مسئله ی خرد و خرد مندی است. خرد در شاهنامه سنگ محکی است که ماهیت و منزلت شاهان و حاکمان ، قهرمانان و پهلوانان ، سپاهیان و هنرمندان ، موبدان و دانشمندان و طایفه های دیگر انسانهای اساطیری و تاریخی را ظاهر مینماید و مقام و مرتبه ی آن ها را در جامعه تعیین می کند .
فردوسی بیهوده اثر خود را با ستایش و بزرگداشت خرد آغاز نکرده است. واقعا خرد جوهر هستی انسان بوده سیمای معنوی او را تعیین می سازد. خرد چراغی است که در زندگی روزمره راه انسان را روشن و او را به راه راست حیات رهنمون می سازد.
با کمک عقل و خرد است که انسان نیک را از بد جدا می کند و به عدل و داد می گراید. همه ی کارهای نیک انسان از این مایه ی اصلی تغذیه می شود . از این جاست که شاعر مقام خود را در زندگی انسان از همه بالاتر دانسته آن را والاترین عطای خداوند می شمارد. شاعر انسانی را که دارای این پدیده ی الهی بوده با سعی و کوشش و فراگیری دانش آن را رشد و توسعه می دهد از همه قدرتمندتر می داند:
توانا بود هر که دانا بود به دانش دل پیر برنا بود
فردوسی به این قناعت نکرده برای روشن و واضح تر بیان کردن ماهیت خرد و ارزش های والای آن در حیات انسان فصل خاصی را تحت عنوان " گفتار اندر ستایش خرد " جدا می نماید. در این فصل شاعر سعی کرده است که توجه انسان را به این هدیه ی الهی جلب نماید و بزرگداشت و کاربرد آن را در زندگی تلقین سازد، با این هدف او اول ارزشهای بلند خرد را چون مایه ی اصلی هستی انسان، راهنمایی آن در پیشرفت و شادکامی های زندگی بیان می نماید.
همچنین مذمت خصلت های بد در شاهنامه فردوسی باب پنجم این مجموعه را تشکیل می دهد که بر این اساس خصلت هایی نظیر ظلم، دروغ و دروغگویی، کاهلی، حرص، بخل و خساست، کبر و غرور و ... نیز بررسی شده است: شاهنامه ی فردوسی در واقع آیینه ی تمام نمای اخلاق مردمان ایرانی تبار در عهد قدیم و ابتدای قرون وسطی است که در آن در ردیف خصلت های نجیب و حمیده ی انسانی خصلت های بد و ناپسند نیز بازتاب یافته اند، در این، آیینه جنبه های مذکور اخلاقی در ارتباط و نبرد دائمی تجسم یافته اند که تضاد و مبارزه ی نیکی و بدی عمل و مبنی اساسی آن به شمار می رود .
در خصوص کاهلی که یکی از خصلت های نکوهیده به شمار می رود ، آمده است: از نگاه فردوسی کاهلی در زندگی همه ی قشرهای جامعه سختی و بدبختی می آورد، هر کس گرفتار آن گردد به هدف خود نخواهد رسید. کاهلی حتی اشخاص دلیر را ضعیف و بد بخت می سازد.
اگر کاهلی پیشه گیرد دلیر نگردد ز آسایش و گاه سیر
کجا کاهلی تیره بختی بود به او بر همی رنج و سختی بود
شاعر این خصلت بد را سبب کار فقر و بینوایی آدمیان دانسته، دور شدن از آن و به کوشش پرداختن را تلقین می نماید:
تن آسایی و کاهلی دور کن بکوش و ز رنج تنت سور کن
که اندر جهان سود بی رنج نیست هر آن را که کاهل بود گنج نیست
کاهلی را شاعر مخصوصا برای جوانان خیلی مضر می شمارد و آن را حتی برای آنان مرگ آور می داند.
که چون کاهلی پیشه گیرد جوان بماند منش پست و تیره روان
مبحث دیگری که در این اثر به آن پرداخته شده است، جنگ و صلح در آثار فردوسی است، به باور نگارنده جنگ و صلح از مسائل مبرم جامعه ی انسانی بوده، درادبیات مردمان جهان بازتاب گسترده پیدا کرده است. ادبیاتی را پیدا کردن دشوار است که تصویر جنگهای روایتی و واقعی را در بر نگرفته و مبارزه مردم را برای صلح و آسایش ترنم نکرده باشد. ولی اثری که مثل شاهنامه ی ابوالقاسم فردوسی مسئله ی جنگ و صلح را با آن وسعت و فصاحت، عمیقی و دقیقی، گویایی و پویایی مطرح کرده باشد، در ادبیات عالم کم نظیر است.
در واقع جنگ و صلح از مهم ترین و عمده ترین مسائل شاهنامه ی فردوسی بوده در سراسر آن با ران و وسیله های گوناگون تصویر شده است، تصویر جنگ ها در این اثر به حدی فراوان است که آن را به یک جنگ نامه مانند کرده است .
در همه ی جنگ های شاهنامه مبارزه اساسا میان نیروهای نیکی و بدی است. نخستین جنگی که در این اثر تصویر شده است، جنگ کیومرث و پسرش سیامک با اهریمن و یارانش می باشد .این جنگ با شکست نیروی نیکی انجام می یابد. سیامک جوان که بی آمادگی نظامی با تن برهنه و بدون جوشن به جنگ دیو بر آمده بود ، به دست دیو سیاه کشته می شود .شاعر توسط این جنگ قدرت زیاد داشتن نیروی بدی و با آمادگی و دسته جمعی مبارزه کردن با آن تأکید می نماید. از اینجاست که در جنگ دوم شاهنامه که بین پسر سیامک، هوشنگ و دیو سیاه در می گیرد، هوشنگ آمادگی جدی دیده، لشکر بزرگی جمع کرده و درندگان و چرندگان، پرندگان و خزندگان را نیز به جنگ جلب می نماید که این همه غلبه ی نهایی نیروی نیکی را در این جنگ فراهم می آورد.
هنر شخصیت آفرینی و بیان اندیشه های اخلاقی در شاهنامه ی فردوسی، عنوان باب ششم این مجموعه می باشد: تصویر انسان از زمانهای قدیم تا امروز در مرکز هر آثار بدیعی خواه شفاهی و کتابی و خواه اسطوره ای و واقعی می ایستد، ولی این تصویر در کلام هر ادیب و سخنور اصیل به طور خاص و تکرار صورت می گیرد .
تنها آن آثاری پسند مردم گشته عمر ابد می یابند که انسان روزگار و آمال او را واقع گرایانه و با مهارت بلند به قلم آورده اند. شاهنامه نیز در زمره ی همین گونه آثار است.
انسان در شاهنامه مقام خیلی بلند داشته، تصویر بزرگی و شهامت، کارنمایی و شجاعت، آداب و فضیلت، توانایی و زیبایی جسمانی و روانی او از مسائل عمده ی این اثر محسوب می شود .
نیز در بخش دیگری از این باب آمده است : واقع گرایی فردوسی را در تصویر عالم معنوی و باطنی قهرمانان نیز می توان مشاهده کرد. چنان که شاعر تأکید می کند که در سرشت انسان دو نیروی متضاد، نیکی و زشتی همیشه در مبارزه می باشند . در اکثر موارد این تضاد ریشه ی عمیق داشته به اصل نسبت قهرمانان نیز مربوط است. مثلا اصل رستم از یک جانب به جمشید که رمز نیکی است می رسد ، و از سوی دیگر در رگهای او خون ضحاک، نماینده ی زشتی، هم جریان دارد. تضاد این دو اصل سیمای رستم، برابر و نابرابر ها، کامیابی و ناکامی ها و حیات و ممات او را روشن می نماید، همین گونه حالت را در سیمای سیاووش نیز می توان دید که اجداد پدری اش از شاهان ایرانی و اجداد مادری اش از شاهان تورانی هستند.
بررسی مختصر اندیشه های اخلاقی ابوالقاسم فردوسی نشان می دهد که شاهنامه نه تنها حماسه ی بزرگ ملی، داستان بی همتای قهرمانی و پهلوانی و احیاگر تاریخ و افتخار ایران باستان است، بلکه گنجینه ی بی پند و اندرزهای سودمند، نصیحت و موعظه های حکیمانه و دستورهای مفید اخلاقی است که در طول هزار سال هزارها آدمیان را از هر قوم و ملت، طایفه و قشر به راه درست و راست زندگی هدایت نموده است.
دستورهای اخلاقی این خردمند روشن ضمیر برای هر نسل و هر قوم ارزش و اهمیت داشته هیچگاه کهنه نمی شوند. قهرمانان آفریده ی شاعر؛ رستم و سهراب، فریدون و سیاووش نماد برجسته ی شجاعت و مردانگی، پاکی و آزادگی بوده، هزارها جوان را پیگیر و پیرو خود ساخته اند.
کتاب حاضر نه تنها برای آشنایی با اندیشه های اخلاقی حکیم فردوسی، بلکه در امر تربیت معنوی مخاطبان نیز مهم و سودمند می باشد.
منبع: www.ido.ir
لینک های خرید در:

|