کتاب المناظر از ابن هیثم، ابوعلی حسن بن حسن بن هیثم، از اکابر حکما و اطبای نامی اسلامی است که بزرگترین فیزیکدان و نورشناس مسلمان سدهی 4 ق / 10 م است. ...
کتاب المناظر از ابن هیثم، ابوعلی حسن بن حسن بن هیثم، از اکابر حکما و اطبای نامی اسلامی است که بزرگترین فیزیکدان و نورشناس مسلمان سدهی 4 ق / 10 م است. ابن هیثم تالیفات بسیار دارد که به سه دسته تقسیم میشوند: در تالیفات نخست به شرح و تلخیص آثار متقدمان و گاهی نیز به دفاع از آرای برخی و رد آرای دیگران میپرداخت. برخی دیگر از تالیفاتش مربوط به نیازهای عملی جامعه بود مانند استخراج سمت قبله، اما مهمترین و برجستهترین آثارش تالیفاتی است که در مرحلهی سوم زندگیاش نوشته شد که کتاب «المناظر» مهمترین و معروفترین کتاب ابن هیثم در این مرحله است. موضوع این کتاب در مورد نورشناسی و شامل 7 مقاله است:
مقالهی اول: این مقاله در مورد کیفیت بینایی است که شامل این موارد است: خواص چشم، خواص نور، آنچه بین چشم و نور واقع میشود، ساختمان چشم، کیفیت بینایی، منافع آلتهای چشم و معانی که جز با اجتماع آن ها بینایی صورت نمیگیرد.
مقالهی دوم: معانی که چشم آن را درک میکند و علل و کیفیت ادراک آن (تشخیص خطوط شعاع، کیفیت ادراک کل از جز و معانی که به وسیلهی حس بینایی درک میشوند و تشخیص درک دیدن دیدنیها).
مقالهی سوم: خطاهای چشم در آنچه که به طور مستقیم درک میکند و علل آن (مقدمات خطای چشم، عللی که به خاطر آن خطای چشم صورت میگیرد، تشخیص خطاهای چشم، کیفیت خطاهای چشم به مجرد حس و کیفیت خطای چشم در شناخت و مقایسه).
ابن هیثم در مورد بینایی بر خلاف نظر بیشتر دانشمندان که بر این باور بودند نور از چشم خارج میشود، بر اشیای مورد مشاهده برخورد میکند و باعث دیدن آن میشود، نظریهی ورود را تأیید کرد.
مقالهی چهارم: کیفیت ادراک بینایی به دلیل انعکاس از اجسام براق (تصویر اشیای دیدنی که از اجسام براق منعکس میشوند، کیفیت انعکاس تصاویر از اجسام براق، آنچه را که چشم در اجسام براق از طریق انعکاس درک میکند، کیفیت ادراک بینایی برای اجسامی که از طریق انعکاس دیده میشوند).
مقالهی پنجم: مواضع خیالات و آن تصاویری که در اجسام براق دیده میشوند.
مقالهی ششم: خطاهای چشم در آنچه که از طریق انعکاس درک میکند و علل آن (خطاهای چشمی که به خاطر انعکاس صورت میگیرد، خطاهای چشمی مه در آیینههای مسطح، محدب کروی، محدب استوانهای، محدب مخروطی، مقعر کروی، مقعر استوانهای و مقعر مخروطی پدید میآیند).
مقالهی هفتم: کیفیت ادراک بینایی به دلیل انکسار نور از ورای اجسام شفافی که شفافیت آنها با شفافیت هوا فرق میکند (نور در اجسام شفاف به صورت مستقیم نفوذ میکند و در صورتی که با جسم مقابلش که از لحاظ شفافیت متفاوت است برخورد میکند، شکسته میشود، کیفیت انکسار نور در اجسام شفاف، کیفیت ادراک چشم از اشیای دیدنی به دلیل انکسار، خطاهای چشم به دلیل انکسار).
هدف از تالیف المناظر
ابن هیثم در ذکر هدف از تالیف این کتاب میگوید: «دانشمندان متقدم علم مناظر، دربارهی کیفیت احساس بینایی بررسیهایی به عمل آوردند و افکارشان را به کار گرفتند و تلاش زیادی کردند تا این که بر آنچه آگاهی یافتند به اتفاق نظر رسیدند و با همهی اینها، آراء و روش آنها در حقیقت بینایی و شکل احساس بینایی، متفاوت و مخالف هم بودند. پیچیدگی حقایق و نامعلوم بودن هدف و شبهات بسیار و مقایسههای مختلف باعث نشست و تفرق آراء شده بود. به طور کلی در مورد علم مناظر دو گروه به بحث میپرداختند: یکی گروه علوم طبیعی و دیگری گروه علوم تعلیمی. تعلق علم مناظر به عوم طبیعی به این خاطر است که بینایی یکی از حواس است و حواس از امور طبیعی است. اما تعلق آن به علوم تعلیمی به این خاطر است که چشم، بزرگی و حرکت و سکون و شکل و... را درک میکند و بحث از این معانی مربوط به علوم تعلیمی است. نظر محققان علوم طبیعی در مورد بینایی بر این بود که تصویر شیء دیدنی به چشم وارد میشود و چشم آن را میبیند. اما علمای علوم تعلیمی با وجود اختلاف طبقات همگی نظریهی شعاع را در مورد بینایی پذیرفتند؛ یعنی میگویند: «بینایی از طریق شعاعی که از چشم به سوی شیء دیدنی خارج میشود، صورت میگیرد و...»ابن هیثم میگوید: «به همین دلیل تصمیم گرفت کتاب «المناظر» را تالیف کنم».
شناخت بهتر علم مناظر
عمر فروخ در کتاب تاریخالعلوم عندالعرب مینویسد: «برای این که ما اثر ابن هیثم را در علم مناظر بشناسیم، لازم است در مورد چهار مطلب زیر بررسی کنیم:
1-علم مناظر قبل از ابن هیثم
2-آرای ابن هیثم در بین مسلمانان
3-زمان انتشار آرای ابن هیثم در بین مسلمانان
4-زمان انتشار آرای ابن هیثم در اروپا.
آرای علمای علم مناظر قبل از ابن هیثم
افلاطون معتقد به نظریهی شعاع بود؛ یعنی رؤیت از طریق شعاعی که از چشم به سوی شیء دیدنی خارج میشود، صورت میگیرد ولی ارسطو با نظریهی استادش مخالف بود و معتقد بود که نور از اشیاء به چشم منعکس میشود و به همین خاطر چشم اشیاء را میبیند (نظریهی ورود). بر همین اساس دانشمندان اسلامی قبل از ابن هیثم نیز به دو دسته تقسیم شدند. برخی نظریهی ورود، ولی اکثر آنها نظریهی شعاع را پذیرفتند (برای اطلاع بیشتر از آرای دانشمندان اسلامی قبل از ابن هیثم به کتاب «تاریخ العلوم عندالعرب» مراجعه کنید).
آرای ابن هیثم
ابن هیثم در مورد بینایی بر خلاف نظر بیشتر دانشمندان که بر این باور بودند نور از چشم خارج میشود بر اشیای مورد مشاهده برخورد میکند و باعث دیدن آن میشود، نظریهی ورود را تایید کرد. در مبحث نور توصیف او از چشم و عمل دیدن نسبت به تعاریف پیشین به مراتب دقیقتر و روشنتر است. بررسی نبوغآمیزی از پدیدهی انکسار نور در محیط جو، مقالاتی دربارهی تعبیر و تفسیر دیدن دو چشمی، استفاده از تاریک خانه برای نخستین بار و... از ویژگیهای کار این دانشمند شمرده میشود (در پایان این مقاله برخی از آرای ابن هیثم را بر اساس آنچه در کتاب تاریخ العلوم عندالعرب آمده ذکر میکنیم).
زمان انتشار آرای ابن هیثم در بین مسلمانان
آرای ابن هیثم در بین مسلمانان تا مدتها ناشناخته بود تا اینکه قطب الدین شیرازی (710 ق = 1311 م) شاگرد نصیرالدین طوسی کتاب ابن هیثم را شناخت و شاگردش کمالالدین فارسی در سدهی چهاردهم با شرح آرای ابن هیثم، آن را انتشار داد و شرحی بر کتاب المناظر ابن هیثم نوشت و آن را «تنقیح المناظر لذوی الالباب و البصائر» نامید. او به جز تفسیر اثر مذکور بررسیهای تازهای به گفتههای نویسنده اضافه کرد.در بین این تحقیقات، پژوهشهایی که دربارهی انعکاس و انکسار نور بر سطح کره، قوس و قزح، تاریک خانهی انجام یافته، قابل ذکرند. تنقیح المناظر به وسیلهی شخصی به نام «فر. کرنکو» در سالهای 4-1343 ق/ 1928 م در حیدرآباد به صورت دو مجلد بزرگ به چاپ رسیده است.
بررسی نبوغآمیزی از پدیدهی انکسار نور در محیط جو، مقالاتی دربارهی تعبیر و تفسیر دیدن دو چشمی، استفاده از تاریک خانه برای نخستین بار و... از ویژگیهای کار این دانشمند شمرده میشود.
زمان انتشار و تاثیر آرای ابن هیثم در اروپا
ترجمههای بسیاری به زبان لاتین در عهد قرون وسطی از کتاب ابن هیثم یعنی المناظر و سایر آثار او صورت گرفته که برخی از این ترجمهها به زبان عامیانهاند. دربارهی تالیفاتی که بر اساس کتاب «المناظر» ابن هیثم به وسیلهی ملتهای اروپایی در قرن سیزدهم انجام شده، به نظر میرسد که همهی آنها برگرفته از ترجمههای لاتین قدیمی باشند و ازمتن عربی آن نباشند. جان پگام، نویسندهی اروپایی، برخی از اندیشههای ابن هیثم را در کتابی به نام «دیدگاههای مشتر» (علم المناظر) آورده است. تاثیر المناظر ابن هیثم در اثر وتیلو که در سال 1270 تدوین یافت، اهمیت فوقالعادهای دارد. اثری که تا حدود بسیاری برگرفته از نوشتههای ابن هیثم است.
با وجود این که نور با سرعت خیلی زیاد حرکت میکند، همانطور که ابن هیثم نظر میدهد، نور برای پیمودن مسافت به زمان احتیاج دارد.
این کتاب از زمان روجر باکون تا کپلر در مغرب اهمیت بسیار داشت. ویدمان چند فصل اول کتاب تنقیح المناظر را ترجمه و با عنوان «نورشناسی ابن هیثم» در سال 1912 میلادی در مجلهی «آرشیو تاریخ علوم طبیعی...» منتشر کرد. ویدمان بخش دیگری از تنقیح المناظر را ترجمه کرد که در جلد اول مجموعهی مقالات وی چاپ شده است. تحول عظیم دانش نورشناسی در آثار مربوط به مکتب آکسفورد، تا حدود زیادی مرهون آشنایی با منابع عربی و به خصوص آثار ابن هیثم است. شرام با بررسی سه اثر از ابن هیثم یعنی ضوءالقمر، المناظر و هیئة العالم معتقد است که ابن هیثم سعی کرد میان طبیعیات ارسطویی از یک سو و ریاضیات به کار رفته در ستاره شناسی و نورشناسی کهن، پیوندی برقرار سازد. راجر بیکن، دانشمند انگلیسی سدهی 13 م در تحقیقات علمی خویش و عمر فروخ در کتاب تاریخالعلوم عندالعرب نتایج پژوهشها و آرای ابن هیثم را در مورد نور و بصریات به طور مفصل آوردهاند. در اینجا برخی از آرای وی را ذکر میکنیم:
نور و امتدادش: ابن هیثم تعریف قدما را دربارهی نور پذیرفت وگفت: «نور عبارت است از حرارت ناریهای از اجسام نورانی که نورشان ذاتی است که مانند خورشید، منبعث میشود». تعریف ابن هیثم بر ماهیت نور دلالت نمیکند. با این که نور و حرارت در شعاع نور حمل میشوند، تلاش ابن هیثم فقط بر نور منبعث از شعاع است. از نظر ابن هیثم نور دو نوع است: نوع ذاتی؛ از اجسامی که فینفسه نورانیاند مانند خورشید، آتش و نظیر آن دو این نور را صادر میکنند. نوع عرضی؛ از اجسامی که نورهای دیگر را منعکس میکنند، صادر میشود، مانند ماه، آیینه و سایر اجسام که سطح صاف و پهن یا تنگ دارند و نور را منعکس میکنند. طبیعت ذاتی نور آن است که وقتی از اجسام صادر میشود (اجسامی که نور ذاتی یا عرضی دارند)، نور از همهی نقاط بر سطح آن اجسام منبعث میشود، سپس در راه روشن خطوط مستقیم امتداد مییابد. نور جسمی لطیف است و از اشعهی تشکیل شده که طول و عرضهایی دارد و هر شعاعی- هر قدر که کوچک و ضعیف باشد – عرضی دارد. ابن هیثم این شعاع را «تلهی نور منبعث از اجسام نور داتی» نامید. هرگاه نور از جسمی صادر شود (خواه ذاتی یا عرضی) آن نور بر همهی اجسامی که مقابل آن جسماند، واقع میشود. نورهایی که از اجسام صادر میشوند از لحاظ شدت و ضعف مختلفاند. نورهای ذاتی از نورهای عرضی قویترند و نورهای عرضی ثانوی (نور منعکس شده از سطحی که نور ذاتی بر آن واقع شده) از نورهای عرضی ثالثی قویترند (نور منعکس شده بر سطحی که نور عرضی بر آن واقع شده، نور ثالثی است).
انعکاس نور: نظر ابن هیثم این است که نور شیء لطیف است. به همین دلیل است که وقتی روی اجسام واقع میشود، منعکس میشود؛ همانطوری که توپ در برخورد به جسم سخت برمیگردد. فرض میکنیم نقطهی «ن» بر خط فرضی «ا-ب» قرار دارد، اگر توپی را از نقطهی «ح» به طور افقی پرتاب کنیم، از نقطهی «ن» عبور میکند و سپس راهش را به طور مستقیم به سوی «د» ادامه میدهد. ولی اگر فرض کنیم که «ا-ب» سطحی مانع یا کاملاً مقاوم است، در این صورت توپ از «ن» به سوی «د» عبور میکند، بلکه به سوی «ح» بر میگردد، سپس بر زمین میافتد. اگر توپ را از نقطهی «ه» پرتاب کنیم، توپ به سمت «ه» یا به سمت«ح» بر نمیگردد، بلکه به سوی «و» بر میگردد. کسی که نظریهی پرتاب توپ و برخورد آن به سطح سخت را قبول دارد، مثل آن را در مورد نور، وقتی بر سطح براق واقع میشود را قبول دارد. در مورد سطحی که نور عبور نمیکند، فرض بر آن است که کدر است، ولی اگر براق باشد، نور عبور میکند؛ خواه زمین باشد یا آب. از نظر ابن هیثم اگر اجسام سخت (غیر براق یا غیر صاف و ناهموار) پستی و بلندی داشته باشند یا اجزای سطح آنها پراکنده باشند نه به هم پیوسته، قسمتی از نور در پستیها نفوذ میکند، به طوری که نابود میشود. سپس قسمت دیگری به طور پراکنده منعکس میشود که به وضوح دیده نمیشود. با این که انعکاس نور از سطح براق مانند برگشت توپ از جسم سخت است. بین آن دو تفاوتی است. ابن هیثم میگوید: «در نور نیرویی که آن را به جهت مخصوص حرکت میدهد، وجود ندارد (مانند نیرویی که در توپ است. به خاطر این که جاذبه به پایین آمدن توپ کمک میکند)، بلکه خاصیت آن این است که به طور مستقیم در تمامی جهاتی که به سوی آن راه مییابد، حرکت میکند، زمانی که آن جهات در جسم شفاف امتداد یابند».
انعطاف یا انکسار نور: منظور ابن هیثم از انعطاف نور بر اساس آنچه که در کتب جدید آمده، «انکسار نور» است. با وجود اینکه نور با سرعت خیلی زیاد حرکت میکند، همانطور که ابن هیثم نظر میدهد، نور برای پیمودن مسافت به زمان احتیاج دارد. نظر ابن هیثم این است که انکسار نور، در زمان عبور نور در اجسام شفاف گوناگون، به این صورت است که سرعت نور در فضا یکسان نیست، سرعتش در اجسام شفاف غلیظ است. در این صورت نور میشکند تا از جسم شفاف لطیف به جسم شفاف غلیظ به صورت عمود نفوذ کند و هنگام عبورش از غلیظ به لطیف بر خلاف جهت عمود میشکند.
ابن هیثم تعریف قدما را دربارهی نور پذیرفت و گفت: «نور عبارت است از حرارت ناریهای ازاجسام نورانی که نورشان ذاتی است که مانند خورشید، منبعث میشود»
ویژگیهای مکانیکی
ابن هیثم در انعکاس و انکسار نور ویژگیهای مختلفی را بیان کرد:
تحول عظیم دانش نورشناسی در آثار مربوط به مکتب آکسفورد، تا حدود زیادی مرهون آشنایی با منابع عربی و به خصوص آثار ابن هیثم بوده است.
1-بین امتداد نور و رها شدن جسم مادی در هوا شباهتی وجود دارد، جز اینکه در جسم رها شده نیرویی است که آن را به سمت پایین حرکت میدهد که به سوی زمین سقوط میکند، اما در نور نیرویی که آن را به سمت پایین حرکت دهد وجود ندارد.
2-نور در امتدادش بر طریق مستقیمی که شروع شد، استمرار دارد تا این که مانعی بر آن عارض شود. در این صورت حرکتش از حیث راه و میزان سرعت تغییر میکند. پس نور نیز همانند جسم مادی، سرعتش با برخورد به مانع مادی تغییر میکند.
3-ابن هیثم نسبتی را شناخت که به وسیلهی آن، راه و سرعت نور تبدیل میشود.
فرض کنید خط «ا-ب» سطح مانعی بین دو فضای شفاف است که میزان شفافیت آنها متفاوت است، هنگامی که نور از «ح» به سمت «ن» امتداد مییابد و به نقطهی «ن» برخورد میکند، با این برخورد دو نیرو برای آن به وجود میآید، یکی این که آن نور شکسته میشود تا در راهش به سمت «د» استمرار یابد و دیگر اینکه سطح سخت بر آن نور مانع میشود و آن را به پایین به سمت «ب» دفع میکند. به دلیل آن که فضای «ا-ب-د» با فضای «ا-ب-ح» فرق دارد، بنا بر این ممکن نیست که نور در راهش به سمت «د» استمرار یابد. پس اگر فضای «ا-ب-د» از لحاظ رنگ مطلقاً تغییر نکرده، سطح «ا-ب» کاملاً با نور برخورد نمیکند و آن را مجبور میکند به سمت «ب» (در موازات سطح ا-ب) حرکت کند.
چشم و بینایی: چشم آلت بینایی است و ابن هیثم اجزاء و طبقات آن را به طور کافی- از ناحیهی علوم طبیعی – برای نشان دادن کار آن در انتقال تصاویر دیدنیها به مغز توصیف کرد. ابن هیثم بحث را آنطور که در کتب تشریح کرد، توسعه نداد. از جلو مغز دو عصب به وجود میآید، سپس هر یک از آن دو به سمت دیگری حرکت میکند و در وسط جلو مغز به هم میرسند. بعد از این بر میگردند و جدا میشوند و هر عصبی به سوی کاسهی چشم جایگاه خاص خود میرود و در کاسهی چشم سوراخ است که عصب از آن داخل میشود، سپس منتشر و پخش میشود تا این که مانند تودهای چربی جمع میشود و به سفیدی چشم متصل میشود.
طبقات چشم از نظر ابن هیثم
1-شحمه البیضاء: (شبیه توپ سفید رنگ = سفیدی چشم)، «ملتحمه» نامیده میشود که قسمت زیادی از چشم را در بر میگیرد.
2-عنبیه: (به جهت انتساب آن به عنب: حدقه) دایرهای کوچک، گشاد و سیاه یا آبی و زاغ یا مخلوطی از دو رنگ است. جای آن در قسمت کمی از دایرهی بزرگ (سفیدی چشم) است و قسمت زیادی از عنبیه در سفیدی چشم فرو رفته است و جز کمی از آن (قسمت خارجی) بقیهی آن آشکار است (تمام سفیدی چشم را در بر میگیرد). در وسط عنبیه سوراخی است و در آن به صورت یک خط افقی نفوذ میکند تا این که به عصب داخلی سوراخ کاسهی چشم وصل میشود و گشادی عنبیه را رطوبت سفید رقیق مایع صاف شفاف پر میکند که رطوبت بیضیه (رطوبت تخم مرغ) نامیده میشود؛ زیرا از لحاظ سفیدی، رقیقی و شفافیت، مانند سفیدی تخم مرغ است.
3-قرنیه: طبقهی سخت و سفید شفاف که در جلوی عنبیه فرو رفته است. سطح خارجی قرنیه، کروی محدب و سطح داخلی آن کروی مقعر است که با سطح خارجی موازی است.
4-جلیدیه: کروی سفید مرطوب است که نگهدارندهی رطوبت است- با این که نرم است- داخل آن کاملاً شفاف نیست بلکه بخشی از آن کدر است. شفافیت آن مانند شفافیت پوست است، از این رو جلیدیه نامیده میشود. از نظر ابن هیثم رطوبت جلیدیه دو نوع است: قسمت جلویی که در آن رطوبت جلیدیه است و در جلوی آن سطحی رونده که شبیه عدس است، وجود دارد. و قسمت عقبی که رطوبت آن بسیار سفت است و شبیه شیشههای خرد شده است، به همین دلیل ابن هیثم این قسمت را رطوبت «زجاجیه» نامید. هر چند بسیاری از تفاصیلی که ابن هیثم در تشریح چشم آورده، بر خلاف آن چیزی است که علمای تشریح امروزی میگویند، با این حال وصفی که وی از چشم کرده به اجمال صحیح است. نامگذاریهای جدید که برای اقسام چشم حتی در زبان بیگانه نقل شده از همان نامگذاریهایی است که ابن هیثم آن را وضع کرد.
نقش بستن تصویر و جدا شدنش
ابن هیثم معتقد است که طبقهی جلیدیه از نور و رنگ همزمان تاثیر میپذیرد که در این صورت رنگ، مستقل از نور احساس میشود (و این بر خلاف علمای معاصر است). ابن هیثم بیان کرد شبح هنگامی که از چشم غیب میشود، کنده نمیشود، بلکه اثر نور و رنگ در این هنگام بعد از برگرداندن چشم از شبح مرئی استمرار دارد. هرگاه انسان نگریستن به جسم را ادامه دهد، یا به جسمی که زیاد نورانی است نگاه کند، سپس نگاهش را از آن برگرداند یا چشمانش را ببندد، تصویر آن جسم به همان شکلی که مجسم شده، سایه میافکند.
شرطهای صحت بینایی
از نظر ابن هیثم شرطهای سلامت بینایی دو نوعاند، بعضی مربوط به شیء مرئیاند و بعضی مربوط به شخص بینندهاند. شرطهای مربوط به شیء مرئی عبارتند از: نور دهنده یا نور گیرنده باشد، روبروی چشم باشد، اندازهی معین داشته باشد، کدر باشد در فاصلهی معتدل معین و در راه عبور خط چشم باشد، از راه خط چشم خیلی چپ نباشد. اگر شیء دیدنی از راه خط چشم یا از راه مشترک منحرف شود، بر وضوح تصویر و روشن ساختن چشم تاثیر میگذارد. واضحترین دیدنیها آناند که مقابل چشم باشند، یا دیدنی که در مسیر خط چشم به طور عمود بر آن باشند. اگر جزئی کوچک از دیدنی به سمت راست یا چپ از خط راه چشم منحرف شود، زاویهای که مرکز چشم آن را میبندد به قدری کوچک است که آن را حس نمیکند. پس دیدنی که خیلی زیاد به سمت راست یا چپ از خط دید چشم منحرف شود، تصویری که از آن در چشم حاصل میشود، کاملاً متفاوت است و اجزای آن کوچک و نامحسوساند پس نباید این شیء در فضای بین قطرهایی باشد که دو خط دید به آن برخورد نمیکند (بین دو ضلع زاویهی دید محصور نباشد)، وگرنه چشم این شیء را در فضای قطرها درک نمیکند، جز جزئی که دو خط دید به آن برخورد میکند. شرطهایی که به شخص بیننده مربوط میشوند، عبارتند از: سلامتی چشم از امراض، مدت زمانی که دیدن شیء طول میکشد و اندازهای از شناخت و آگاهی برای درک ظاهر حقیقی اشیای دیدنی.
راجر بیکن را پایهگذار کاربرد ریاضیات در پژوهشهای علوم طبیعی میدانند، در حالی که این کاربرد ریاضیات در دانشهای طبیعی از سوی ابن هیثم به ویژه در کتابهای «المناظر» و «المرایا المحرقة» از آنچه بیکن انجام داده، جدیتر صورت گرفته است.
خطاهای چشم
خطاهای چشم در واقع ناشی از اختلال در یکی از شرطهای سلامت بینایی یا ناشی از اختلال تعدادی از این شرطهاست. از نظر ابن هیثم این خطاها چند نوعاند:
الف) خطاهای آلات چشم، یا در شیای که چشم آن را میبیند، یا در شروطی که برای انتقال تصویر شیء دیدنی به سوی چشم لازم است. بنا بر این بیماری چشم به خاطر مرض یا خستگی، وضع و حالت شیء دیدنی مانند: ضعف نور در آن یا در راهی که شیء دیدنی در آن است، کوچکی شیء دیدنی، کدر بودن آن، دوری از خط دید و کم عرضه شدن بر چشم شبیه آن است. همهی این عوامل باعث میشود بیننده در ادراک صحیح صورت اشیاء خطا کند.
ب) خطا در شناسایی به خاطر چیزهایی که در ذهن جای گرفته، مثل اینکه در شخصی سریع نگاه کند یا این که آن شخص در تاریکی در مقابل تو بگذرد، پس گمان میکنی که او زید است (به دلیل این که صورت زید در ذهن تو به دلیل عبور مشترک زید و عمر سابقه دارد) یا مثل این که مورچهی کوچکی را بر دانهی گندمی یا بر میوهای میبینی و گمان میکنی که آن کرم است (برای این که در ذهن تو این است که آنچه به حبوبات و میوهها مربوط میشود، همان کرم است). از ملحقات این خطا تخیل است، مثل این که انسانی، شیای را در تاریکی بر دیوار یا پشت پرده حرکت میدهد، بیننده یا بینندگان گمان میکنند که آنچه حرکت میکند شبح اشخاص است، در حالی که شبح اشیاء است یا مثل این که عابری در شب تاریک، نوری را در مکان مرتفعی میبیند، گمان میکند که ستاره است.
ج) خطا در قیاس که شامل خروج از حد اعتدال یک شرط یا بیشتر از یک شرط از شروط صحت بینایی است؛ مانند دوری بیش از اندازه. دو شخص را که از تو بسیار دورند، میبینی و گمان میکنی که آن دو به هم چسبیدهاند یا مانند ستارهای که انسان آن را کوچک میبیند یا مثل اینکه بینندهی آسمان گمان میکند که ماه بزرگتر و نورانیتر از ستارگان است. همهی اینها برمیگردد به این که انسان اشیاء را با قیاس به آنچه که انس گرفته و عادت کرده، درک میکند. از ملحقات خطای چشم رؤیت خورشید، ماه و ستارگانی که در افق، از لحاظ جرم بزرگترند و آن (افق) بالای سر بیننده است. یکی از دلایل آن شکستن نور صادره از اجرام آسمانی هنگام نفوذش به سوی ما، در خلال طبقات فضا و طوفان بخار و غبار است. دلیل دیگری که از نظر ابن هیثم به این خطا کمک میکند، این است که شیء دیدنی به قدری از ما دور است که ما آن را با حس درک میکنیم و به همین دلیل در اندازهی حجم اجرام آسمانی در مکانهای مختلف بین افق و وسط آسمان خطا میبینیم. همچنین وقتی که شیء دیدنی خیلی زیاد به چشم نزدیک است، بزرگتر از اندازهی حقیقیاش دیده میشود.
راجر بیکن را پایهگذار کاربرد ریاضیات در پژوهشهای علوم طبیعی میدانند، در حالی که این کاربرد ریاضیات در دانشهای طبیعی از سوی ابن هیثم به ویژه در کتابهای «المناظر» و «المرایا المحرقة» از آنچه بیکن انجام داده، جدیتر صورت گرفته است. (اثر آفرینان/ ج 8، ص281 لغتنامهی دهخدا / جلد اول، ص 404 – تاریخ علوم در اسلام / ص 193 – علم و تمدن در اسلام / ص 45 – دائرةالمعارف بزرگ اسلامی / ج 5، ص 128 تا 130- علوم اسلامی و نقش آن در تحولات علمی جهان / ص: 232 تا 235 – علوم اسلامی و آثار عظیم آن در تحول علوم جهانی/ ص: 138 تا 140 – تاریخ العلوم عندالعرب / ص 72 و 73، 376 تا 383، 388 تا 391 با تلخیص و ص 407.
هر چند بسیاری از تفاصیلی که ابن هیثم در تشریح چشم آورده، بر خلاف آن چیزی است که علمای تشریح امروزی میگویند، با این حال وصفی که وی از چشم کرده به اجمال صحیص است.
فهرست منابع
1-دهخدا، علی اکبر، لغتنامهی دهخدا، زیر نظر محمد معین و دیگران، تهران: مؤسسهی انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1377.
2-نوایی، عبدالحسین، اثر آفرینان، تهران: مؤسسهی انتشارات دانشگاه تهران، 1380.
3-نصر، سید حسین، علم و تمدن در اسلام، برگردان احمد آرام، تهران: شرکت سهامی انتشارات خوارزمی، 1359.
4-موسوی بجنوردی، کاظم، دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، تهران: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، 1372.
5-فروخ، عمر، تاریخ العلوم عندالعرب، بیروت: دارالعلم للملایین 1390 ق / 1970 م.
6-تقی زاده، سید حسن، تاریخ علوم در اسلام، به کوشش عزیزاله علیزاده، تهران: فردوس، 1379.
7-آلدومیه لی، علوم اسلامی و آثار عظیم آن در تحول علوم جهانی، با تلخیص، مقدمه، حواشی و نقد علمی از حضرت آیتاله علامه نوری، تهران: نوید نور، 1383.
8- آلدومیه لی، علوم اسلامی و نقش آن در تحولات علمی جهان، برگردان: محمدرض شجاع رضوی و دکتر اسداله علوی، مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی، 1379.
کتاب قجاوند به روایت همسر شهید روایت زندگی یکی از سرداران دفاع مقدس به قلم نجمه کتابچی است که نهمین دوره جایزه ادبی شهید غنی پور بعد از کتاب دا مقام دوم راکسب کرد.این کتای جلد 13 از مجموعهی نیمهی پنهان ماه است...
مطالب این کتاب نوشته علی عسگری و حاصل تجربههای نویسنده در عرصه فرهنگ است. این تجربهها نه چندان نو و تازهاند بلکه هر روزه در مسیر پرپیچ و خم مدیران و نگاران خوشرو و خوشخوی فرهنگ تکرار میشوند...
کتاب فوق پژوهشی است پیرامون مسأله دعا در فرهنگ اسلامی . این کتاب که نوشته علیرضا برازش است فواید و فلسفه اجابت دعا و مسائل مربوط به آن را مورد بررسی قرار داده است...
آموزش و راهنما همراه با نمونه سوالات امتحانی طبقه بندی شده متره و برآورد: قابل استفاده رشته های فنی و حرفه ای (گروه تحصیلی هنر) (رشته ی نقشه کشی) نوشته مجید کیانی و...
کتاب«رسانه های آمریکا» به نویسندگی محمدرضا محمدخانی،توسط اداره کل پژوهش های سیما به چاپ رسید. به گزارش«پایگاه خبری فیلم کوتاه»این کتاب شامل سه فصل؛ راهبردها، کارکردها و مالکیت رسانه ای است...
"بچه تهرون" عنوان کتابی است که موسسه شهید آوینی با مشارکت نشر دانشجو در پاییز 1384 به چاپ رسانیده است. این کتاب مجموعه ای از خاطرات کامران فهیمی که به همت علیرضا اشتری نگارش شده است...
واژه سکولاریزم در اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم در قرارداد «وستفالی»، به کار رفت که ناظر به خروج برخی نهادها از سلطه کلیسا بود. سعید کرمی از پژوهشگران حوزه¬ی حقوق و علوم اجتماعی است که...
کتاب «روایت گل سرخ»، گزیده ای از حکایات زندگی امام حسین (ع) درمتون کهن فارسی است که در آن به ابعاد مختلف واقعه کربلا از منظر مورخان و اندیشمندان اسلامی نگریسته شده است. کربلا و شهادت امام حسین (ع) و یاران با وفایش، آن هم بعد از 60 سال از هجرت پیامبر اکرم (ص) و دوران اوج گسترش اسلام در سراسر جهان همچون زخمی در پیکر منادیان پیام معنویت اسلامی بود.
این جایزه که به نام «والتر – هازن کلور» نویسنده اکسپرسیونیست آلمانی (1890 تا 1940) نامیده شده از سال 1980 هر دو سال یکبار برای زنده نگه داشتن نام و خاطره این نویسنده از سوی شهر آخن زادگاه «هازن کلور» اهدا میشود. بودجه این جایزه به طرق مختلف تهیه میشود. امسال میشاییل لنتس نویسنده ساکن برلین به عنوان برنده جایزه ادبی «والتر – هازن کلور» شهر آخن در سال 2012 برگزیده شد.
قطعا تایپ کنید! با خودکار و مداد نوشتن، در نوشتن حرفه ای سنتی منسوخ است. بعضی ها خیلی با آب و تاب خرده می گیرند که پس تکلیف رقص قلم بر کاغذ چه می شود و...
در ششمین دوره جشنواره کتاب برتر کودک و نوجوان، 87 ناشر 3000 عنوان کتاب به دبیرخانه جشنواره ارسال کردند که این کتابها در بخشهای گوناگون داستان ترجمه و تالیف، شعر و داستانهای علمی و آموزشی ترجمه و تالیف بررسی شدند. کتابهای برتر این دوره از جشنواره تندیس جشنواره و یک لوح تقدیر و کتابهای تقدیری نیز یک لوح تقدیر دریافت کردند.
جایزه ادبی اوتاوا 3 برنده نهایی سال 2010 خود را در بخش ادبی و آثار غیرادبی به دو زبان انگلیسی و فرانسوی انتخاب و معرفی کرد. 3 برنده نهایی هر یک جایزه ای به مبلغ 7500 دلار دریافت کردند.هر یک از راه یافتگان به مرحله نهایی، یک جایزه هزار دلاری گرفتند. در فهرست نهایی این جایزه 15 نویسنده کانادایی جای داشتند....
قصهی شنیدنی دایی جان به قلم سعید هاشمی، نویسنده و خالق آثار کودک و نوجوان حاوی داستانهای کوتاه و طنز آلود میباشد که در حین سادگی مملو از پیامهای آموزنده به نوجوانان است. پیامهای نهفتهای که به طور کاملا هوشیارانه و زیرکانه و به آرامی به مخاطب انتقال مییابد.
جایزه معتبر مدال کارنگی که به برجسته ترین کتاب کودک و نوجوان و کیت گرینوود که به تصویرگری کتاب کودک بریتانیا اهدا می شود، دیروز جمعه نامزدهای نهایی اش را معرفی کرد.\
عمده، مردمند. شما باید کالاى ایرانى بخواهید. این افتخار نیست؛ این تفاخر غلطى است که ما مارکهاى خارجى را در پوشاکمان، در وسائل منزلمان، در مبلمانمان، در امور روزمرهمان، در خوراکىهامان ترجیح بدهیم به مارکهاى داخلى؛ در حالى که تولید داخلى در خیلى از موارد بسیار بهتر است. من شنیدم پوشاک داخلى را که در بعضى از شهرستانها تولید میشود، میبرند مارک خارجى میزنند، برمیگردانند! اگر همین جا بفروشند، ممکن است خریدار ایرانى رغبت نکند؛ اما چون مارک فرانسوى دارد، خریدار ایرانى همان لباس را، همان کت و شلوار را، همان دوخت را انتخاب میکند؛ این غلط است. تولید داخلى مهم است. ببینید کارگر ایرانى چه تولید کرده است، سرمایهدار ایرانى چه سرمایهگذارى کرده است. در زمینهى مصرف، عمدهى کار دست مردم است؛ که این بخشى از اصلاح الگوى مصرف است که من دو سال قبل اینجا به ملت ایران عرض کردم، و بخشى از جهاد اقتصادى است که سال گذشته عرض کردم. تولید ملى مهم است؛ این را باید هدف قرار بدهند.(بخشی از بیانات مقام معظم رهبری در حرم رضوی در آغاز سال ۹۱)