ادبیات آیینی
ادبیات آیینی به به ادبیاتی گفته می شود که انسان را به سوی کمال وخداوند هدایت نماید و از مفاهیم دینی ومکتبی سرشار باشد. عده ای، ادبیات آیینی را به تمام سروده ها ونوشته هایی اطلاق کرده اند که محتوای اصلی آن ها را مفاهیم هستی شناسی ومتافیزیکی تشکیل داده باشد. بنابراین، موضوع شعر آیینی کرامت انسانی، حیات، عشق عرفانی، تزکیۀ نفس وتعلیمات روحی می باشد.
ادبیات عاشورایی
ادبیات عاشورایی شاخه ای از ادبیات آیینی است. منظور از آن ادبیاتی است که به حوادث مربوط به عاشورای حسینی پرداخته باشد و از وقایع نهضت حسینی چه در قالب مدح و مرثیه وچه در قالب حماسه و اسطوره یاد کرده باشد. برخی ادبیات عاشورایی را محدود به حوادث کربلا وبعد ازآن منحصر ندانسته بلکه به تمام رخدادهای مشابه تسری داده اند؛ چه این که به اعتبار حدیث "کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا"هرواقعۀ مشابهی که هم مسیرنهضت حسینی قرار گرفته باشد می تواند درچتر مفهومی عاشورا قرار گیرد و ادبیات مربوط به آن ادبیات عاشورای خوانده شود.
پیشینۀ موضوع
ادبیات عاشورایی همزمان با حرکت حسین بن علی(ع) از مدینه به طرف کوفه شکل گرفت و بعد ازواقعۀ عاشورا به وسیلۀ شاعرانی چون فرزدق، عوف بن عبدالله، کمیت، عبد الله بن اثیر، دعبل خزاعی، سید حمیری، ابن رومی، ابوفراس همدانی،ابن عباد، مهیار دیلمی،سید رضی،سید مرتضی، به صورت بطی ادامه پیداکرد وبا روی کار آمدن معزالدوله احمد بن دیلمی که فرمانداری بخشی هایی از عراق، خوزستان وفارس را به عهده داشت عزاداری حسین بن علی در محل عام آزاد اعلام گردیدوسوگ سرایی باردیگر رونق گرفت. کسایی مروزی(۳۴۱ ه . ق ) به عنوان نخستین شاعری که اشعار مکتوب او در تاریخ ثبت گردیده به سوگ سرایی پرداخت. بعد از اوشاعران دیگری چون ، رودکی سمر قندی، ابوالحسن شهید بلخیابو، طیب محمد مصعبی، ابوشکور بلخی، ابومنصور محمد دقیقی، ابوبکر محمد خسروی، حکیم ابوالقاسم فردوسی، محمد عبده، ابوالحسن علی فرخی سیستانی، عنصری، ابوسعید ابوالخیرمیمنه ای، فخرالدین اسعد گرگانی، باباطاهر عریان، حکیم ناصر خسرو قبادیانی، ، حکیم سنایی غزنوی، عبدالواسع جبلی، بدر الدین قوامی رازی،سوزنی سمرقندی، رشیدالدین وطواط،اثیرالدین اخسیکتی، اوحدالدین محمد انوری، حکیم نظامی گنجوی، حکیم خاقانی شروانی، شیخ فریدالدین عطار، کمال الدین اسماعیل اصفهانی، شیخ فخرالدین عراقی، سیف فرغنی، امیرخسرو دهلوی، جلال الدین محمد بلخی، رکن الدین اوحدی مراغه ای، کمال الدین محمود خواجوی کرمانی، شاه عبدالعزیز دهلوی، یکی از بزرگان اهل سنت ابن یمین فریومدی، جمال الدین سلمانی ساوجی، شمس الدین محمد حافظ، نعمه الله ولی، ابن حسام خوسفی، نورالدین عبدالرحمن جامی، محتشم کاشانی، صائب تبریزی، و... جریان سوگ سرایی را ادامه دادند.
به این صورت بعد از قرن چهارم هجری ادبیات عاشورایی قدرت وقوت بیش تری یافت و باتشکیل حکومت صفوی درایران و آزادی مذهبی، زمینۀ سوگ سرایی بیش تر از پیش فراهم گردید. شاعران در صدد برآمدند تا نوحه ومرثیه را به عنوان بخشی از ادبیات عاشورایی سمت وسوی مردمی بدهند. این جابود که ادبیات عاشورایی اندک اندک از مسیر اصلی و آرمانی خود فاصله گرفت وبه مرور زمان این فاصله عمیق تر گردید.
میرزا حسین نوری طبرسی صاحب کتاب مستدرک الوسایل از نخستین کسانی بود که متوجه این فاصله گردیده با نوشتن کتاب" لؤلؤ ومرجان" خواست تا جلو کج روی ها را بگیرد اما این تلاش وی ثمره ای نبخشید. بعد از او سید محسن امین عاملی صاحب کتاب اعیان الشیعه با تالیف کتاب التنزیه فی اعمال الشبیه در سال 1344 ق مخالفت خود را با جریان کج فرهنگ عاشورا اعلام نمود و در این کتاب قمه زنی وشبیه خوانی را صریحاً حرام شمرد. بعد از وی شهید مرتضی مطهری با سخنرانی های خویش در زمینۀ تحریفات عاشورا جریان انحراف زدایی از فرهنگ عاشورا رسماً وعلناً رسمیت بخشید و با تحریر مقالاتی در این باب کوشید تا از وسعت تحریفات بکاهد لیکن جریان مذکور به دلیل ریشه داربودن انحرافات، عقیم ماند. بعد ازشهید مطهری دایرۀ مبارزه با خرافات محدود تر گردید تا این که در دهۀ هفتاد وهشتاد باردیگر مبارزه برضد خرافات آغاز یافت. نویسندگان وخطبای شیعه در هرکجا به مبارزۀ علنی با آن پرداختند. اما در افغانستان مع الاسف تاکنون مخالف صریح با خرافه های موجود در فرهنگ عاشورا صورت نگرفته است. براین اساس ضروری می نماید تا این موضوع در رسانه ها و تکایا به صورت متداوم مور پی گیری قرارگیرد.
انواع ادبیات عاشورایی
در یک نگاه کلی ادبیات عاشورایی را می توان از دو منظرمورد ارزیابی قرار داد:
الف. عقلانیت محور: ادبیات عاشورایی با محوریت عقل آن ادبیاتی است که با تکیه بر پیام عاشورا،اهداف وفلسفۀ قیام حسینی پدید می آید. این نوع از ادب عاشورایی به دنبال بیان فلسفۀ قیام می باشد. چنان چه شاعر می گوید:
بزرگ فلسفۀ قتل شاه دین این است که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است
یا این شعرسید اسماعیل بلخی:
تأسیس کربلا نه فقط بهر ماتم است دانش سرای و مکتب اولاد آدم است
از خیمه گاه سوخته تا ساحل فرات تعلیم گاه رهبر خلق دوعالم است
با سوز عشق نسبت بدعت دهد رقیب اسرار ها نهفته به شور محرم است
سقا به دجله رفتن ولب تر نکردنش تاکید بر تقدم نفس مقدم است
(بلخی سید اسماعیل ؛ دیوان، مقدمه وشرح سید حیدر علوی نژاد وسید محمود هاشمی،چاپ اول، انتشارات مرکز مطالعات وتحقیقات علامه شهید بلخی، مشهد، ۱۳۸۱ ، ص ۲۱۷ )
یا علامه اقبال لاهوری می فرماید:
خون او تفسیر این اسرار کرد ملت خوابیده را بیدار کرد
نقش الاالله برصحرا نوشت سطر عنوان نجات ما نوشت
رمز قرآن از حسین آموختیم زآتش او شعله ها اندوختیم
(کلیات اقبال لاهوری، با مقدمه دکتر علی شریعتی ودکتر جاوید اقبال، چاپ اول،انتشارات الهام،تهران 1385، ص 93 )
ب. عاطفه محور: برخی از اشعار عاشورایی با هدف تلطیف روان انسان ها، برانگیختن احساسات، حفظ شعایر مذهبی، اطاعت از فرامین ائمه(ع) -که شیعیان را به برگزاری مجالس وعظ و تعزیه دعوت می کنند- پاسداری از عنعنات مذهبی وبیان وابستگی عقیدتی، خلق می گردند.
شعر عاشوراییِ عاطفه محور خود به این چنددسته تقسیم می گردد:
1) زبان حال:زبان حال به سروده ای اطلاق می گردد که در آن شاعر به عنوان شاهد به روایت ماجرا می پردازد. یعنی خود به عنوان کسی که شاهد صحنه بوده وقایع را روایت می کند؛ مانند گفت وگوهای زینب با برادرانش حسین و عباس، گفت و گوی امام حسین با یارانش، گفت و گوی سکینه با سرخونین پدر ویا گفت وگوی لیلا با علی اکبر:
اکبر چو گشت عازم میدان کار وزار بابش ببست بر کمرش تیغ ذوالفقار
لیلا دوید و دامن او را عقب کشید گفت: ای جوان! عنان فرس را نگاه دار
یک دم ز اسپ خوش فرود آی بر زمین تادور قامت تو بگردم هزار بار
تو می روی برای که وا می گذاریم؟ کردم تو را بزرگ ز بهر چه در کنار
از بهر آن که مردة من در میان خاک بگذاری ای پسر! تو به چشمان اشکبار
........................
( محمد نبی واصل کابلی؛ دیوان واصل کابلی؛ به اهتمام دکتر عفت مستشاریان، چاپ اول، انتشارات عرفان، تهران ۱۳۸۵، ص ۱۶۹)
2 ) نوحه: نوحه نوعی از شعرغنایی است که به هدف تعزیه سروده می شود. نوحه سرایی سابقۀ بسیار کهن دارد. در یونان وروم برای بزرگداشت از مردگان تصنیف هایی ساخته می شد که گاهی به شکل جمعی وگاه به شکل فردی اجرا می گردید. نمایشنامة طوفان (1612 م) اثر شکسپر ، ترسیس (1866 م ) ومنظومة لیسیداس (1645 م ) از نمونه های محکم و مشهور سوگنامه ها در ادبیات انگلیس به شمار می روند. در ادبیات عرب و فارس نیز نمونه های بسیار فراوانی از نوحه ها را می توان یافت که در فراق دوستان،بزرگان مملکتی، حکما، مشایخ و بزرگان دین خصوصاً ائمه و امام حسین(ع)، سروده شده اند. به این نمونه نگاه کنید:
ای گل باغ ایمان حسین جان جلوۀ ذات رحمان حسین جان
دین حق را نگهبان حسین جان عشق را روح وریحان حسین جان
یا حسین یا حسین یا حسین جان یا حسین یا حسین یا حسین جان
(فرقانی کوه بیرونی رحمت الله، نغمه های جانسوز، چاپ سوم، انتشارات دارالتفسیر، قم 1386، ص 123 )
3 ) مدیحه و منقبت: مقصود از مدیحه سرایی توصیف ائمه وبیان فضایل وکرامات آن ها می باشد؛مانند این شعر از واصل کابلی:
این چراغ چشم ابرار است کز سم ستم همچو شمعش با تن عریان سر از پیکر جداست
این انیس جان پیغمبر حسین بن علی است کز سنان بن انس آزردۀ تیغ جفاست
این حبیب ساقی کوثر وصی بی سر است کز عروس روز گارش زهر درجام بقاست
(دیوان محتشم کاشانی، با تصحیح ومقدمۀ اکبربهداروند، چاپ سوم ، انتشارات نگاه، تهران 1385 ، ص 450 )
خصوصیات ادبیات عاشورایی
به هرصورت مقصود ما در این بحث نوع دوم (ادبیات عاشورایی با محوریت عاطفه) می باشد. این نوع ادبیات خصوصاً شعر عاشورایی دارای خصوصیات زیر است:
1) مخاطب گرایی
2) احساس گرایی
3) تقدس گرایی
4) شعار گرایی
5) تکرار وتقلید
6) اسطوره گرایی
7) عامه گرایی
8) عقلانیت گریزی
9) عشق وجنون
10) مظلوم نمایی
|