مرتضی سرهنگی
پرداختن به جنگ و خاطرات رزمندگان به ویژه اسرا گونه ادبی شناخته شده در دنیاست که به نام ادبیات بازداشتگاهی معروف است و مردم به دلیل محتوا و سیر حوادثی این کتابها از این گونه استقبال میکنند.
خلق آثار در حوزه ادبیات مقاومت و جنگ کاری سخت و بسیار مشکل است چرا که ادبیات جنگ ادبیات تولیدی است و هرگز ساخته نمیشود و نویسنده از این بابت کار سختی را پیش رو دارد.
بروز و ظهور ادبیات جنگ دفاعی و هجومی در آثار تولید شده کشورمان به مقدار کافی و به میزان مناسب است به طوری که ما در این گونه ادبی با غنا و محتوای متعدد کتابها روبهرو هستیم.
برخی از اسرای ما در دوران اسارت یادداشتهای روزانه داشته و در سختترین شرایط سعی کردند این یادداشتها را حفظ کرده و به دست ما برسانند و ما نیز باید معرفت آن را داشته باشیم که این یادداشتهای ارزشمند را خوانده و در انتشار و چاپ آن بکوشیم.
اگر چه ادبیات جنگ بازداشتگاهی و سربازی در کشورهایی چون آلمان و روسیه با تشکیل انجمنهای حفظ دستاوردهای جنگ به شکل منسجم و برنامهریزی شده سیر تاریخی خود را سپری میکند، اما به دلیل غنای آثار ما کشورمان در این گونه ادبیات پیشروتر از سایر ملل است.
ادبیات بازداشتگاهی و جنگ به دلیل اینکه در یک روز، در یک ساعت و در یک منطقه خاص آغاز شده و پایان یافته است باید ماهیت، شکل و تناسب نوشتاری آن به گونهای باشد تا تمام زوایای جنگ به تصویر کشیده شود.
هر چند جنگ و درگیری تمام شده اما مطالعات دامنهدار آن ادامه دارد و این نویسندگان با ذوق و هنرمندان شیفته هستند که میتوانند خالق اثر ماندگار در گونه ادبیات جنگ و پایداری باشند.
کتاب «ساعت 1:25 شب به وقت بغداد» از طنز بیان واقعیتها و خاطرات شیرین، حفظ قانون میانگین در بیان مطالب، پرداختن به جزییات مورد نیاز و اصالت سخن و حقیقت گفتار بهره میبرد چرا که حقیقتگویی در بیان خاطرات و به تحریر درآوردن آن امری مهم و اساسی است.
ادبیات بازداشتگاهی ادبیات تجربی است که گاه خیال انسانها نمیتواند وقایع جنگ را به تصویر کشیده و یا بخواهد در این زمینه تصویرسازی کند.
ادبیات بازداشتگاهی دارای دو بخش جنگ و اسارت است و در این کتاب به خوبی به هر دو حوزه پرداخت شده است.
بخشی از سخنرانی مرتضی سرهنگی مدیر مرکز مطالعات ادبیات مقاومت حوزه هنری در مراسم رونمایی از کتاب «ساعت 1:25 شب به وقت بغداد» در اردبیل
کتاب «ساعت 1:25 شب به وقت بغداد» که در ایام بیست و چهارمین نمایشگاه کتاب تهران عرضه شده بود، با گذشت یک ماه و با تمام شدن تیراژ اول دوباره تجدید چاپ شد.
این کتاب به قلم اسماعیل امامی و مریم احدپور، خاطرات یکی از اسرای آزاده ایرانی به نام عادل خانی است که حدود 4 سال و سه ماه در اردوگاه های اسارات عراق به سر برد.
این کتاب در 4 فصل تدوین شده که شامل خاطرات از کودکی ایشان، خاطرات دوران حضور او در جبهه، خاطرات دوران اسارت و فصل آخر هم خاطرات او تا به امروز است.
در بخشی از این کتاب آمده است: «روزهای سختی را میگذراندیم... بعثیها برای زدن اسرا از کابل فشار قویِ لختشده و انواع باتوم و تسمهی ماشینآلات سنگین استفاده میکردند. از بینی، گوش، مژهها و زبان اسرا انبرقفلی آویزان میکردند و با انبردست دندانهای اسرا را میشکستند.
بچهها را لخت کرده و آنها را روی موزاییک میکشیدند. پوست بدنشان کنده میشد و میسوخت. پایمان را به فلک بسته و باسیم لختشده به کف پایمان میزدند. مواد شوینده... را به خوردمان میدادند...»
«گرسنه و بیحال بودم. همه جای بدنم کوفته شده و ورم کرده بود. یک لحظه دیدم کسی کنارم آمد. به پهلو دراز کشیده بودم و فقط پاهایش را میدیدم. دستش را گذاشت روی شانهام و گفت... از این به بعد دیگر کسی نمیتواند تو را شکنجه کند... نتوانستم قیافهاش را ببینم.
|