بابک رشنوزاده
برگی از فرهنگ و تمدن اسلام و ایران
قطب الدین شیرازی (فوت 710 ق) از آغاز جوانی به آموختن و درک کلیات «قانون» ابن سینا بسیار علاقه داشت. از این رو «کلیات قانون» را نزد عموی خویش، کمال الدین ابو الخیر مصلح کازرونی خواند. سپس در درس شمس الدین محمد بن احمد کبشی (فوت 694 ق) حاضر شد و خود می گوید:
«[پس از کبشی] به خدمت... شیخ کامل مشرف الدین زکی بوشکانی رسیدم؛ این استادان به تدریس کتاب مذکور و تمیز مغز از پوست آن و حل مشکلات و کشف معضلات آن معروف بودند ولیکن به سبب آن که این کتاب دشوارترین کتابی است که در این فن پرداخته شده و فهم و درک آن سخت است و بر لطایف حکمی و دقایق علمی و نکات غریب و اسرار عجیب شامل؛ چنان که اذهان ابنای روزگار از ادراک آن ناتوان و حیران و پای همت آنان را از رسیدن به ذوره ی کمال آن کوتاه بود. زیرا این کتاب غایت و نهایت آرا و افکار متقدمان است و حاوی بهترین و باریک ترین نکاتی است که متاخران دریافته اند. از این رو یکی از آن ها را ندیدم که از عهده ی فهم همه ی کتاب برآید! اما شرحی هم که امام فخرالدین رازی کرده و به دست من رسیده، مشکلی را نگشود؛ زیرا او به جای شرح همه ی کتاب یا برخی از آن را جرح کرده است! و هم چنین از شرح های امام قطب الدین مصری و افضل الدین خونجی و رفیع الدین گیلانی و نجم الدین نخجوانی سودی نبردم؛ زیرا این جمله چیزی بر شرح امام فخر رازی نیفزوده اند که مورد توجه باشد، بلکه آن چه او گفته در باره ی آن سخن گفته اند و از آن چه او سخن به میان نیاورده دم نزده اند! به هر حال هر چه آن ها گفته اند چیز کمی است و ارزش چندانی ندارد. پس از این متوجه مدینه ی دانش و حکمت شدم و به حضرت والای فیلسوف استاد خود نصیر الدین شدم... تا برخی از مشکلاتم حل شد ولیکن برخی از آن ها هم چنان بر جای ماند؛ زیرا در شناخت این کتاب تنها احاطه به قواعد حکمی کافی نیست، بلکه لازم است شخص خود طبیب نفس باشد و تجربه بکند و در تعدیل مزاج موافق به علاج بکوشد. سپس به شهرهای خراسان مسافرت کردم و از آن جا به سوی عراق عجم شدم و از آنجا به عراق عرب رفتم و بغداد و نواحی آن رسیدم، تا بالاخره به بلاد روم افتادم و با حکیمان این شهرها مباحثه کردم و طبیبان آن ها را دیدم و از حقیقت مشکلات خود از آن ها پرسش کردم و از آنچه در نزد ایشان بود، فایده بردم تا بدان جا که معلوماتی گرد آوردم که هیچ کس بدان ها دسترسی نداشت ولیکن با این همه کوشش و مسیر و طواف در بلاد و رسیدن تا به روم، چون به دقت نگریستم، دیدم که کجهولات من بیشتر از معلوماتم است؛ تا این که در سال 681 ق به رسالت مصر به خدمت ملک منصور قلاوون الفی صالحی رسیدم و در آنجا به سه شرح کامل از کلیات قانون برخوردم...» (مشکوه، مقدمه ی دره التاج به نقل از دیباچه ی تحفه سعیدیه، ص چ و نیز حلبی صص 570- 571).
قطب الدین در مصر به سه شرح مهم از قانون دست یافت:
1- شرح علاءالدین ابوالحسن علی بن ابی الحزم قرشی معروف به ابن النفیس که به گفته ی سیریل الگود (ص 350) بی شک همان «موجز القانون» است.
2- شرح موفق الدین یعقوب بن اسحاق سامری مسیحی.
3- «شافی فی الطب» ابن قف.
قطب الدین جز این سه شرح، به پاسخ های سامری که به پرسش های نجم الدین مفتاح داده است و «تنقیح القانون» هبت ا... جمیع یهودی مصری (که آرای ابن سینا در آن رد شده) و چندین شرح و ردیه ی دیگر برخورد و به قول خود او:
«... آن چه از مشکلات کتابت برایم بر جای مانده بود، آشکار گشت؛ به نحوی که هیچ اشکال و ابهام نماند و دیگر محل قیل و قالی نداشتم و چون دریافتم که هیچ کس را در باب این کتاب بیش از من آگاهی و اطلاع نیست، مصلحت دیدم که به شرح آن بپردازم و مشکلات ان را توضیح دهم و مبهمات آن را تحریر کنم و فواید آن ری زیاد کنم و موجز آن را بسط دهم و مبانی آن را استوار گردانم...» (حلبی، ص 572، به نقل از مقدمه ی تحفه السعدیه) در واقع قطب الدین شرح قانون را از 682 قمری شروع کرد و تا دو سه ماه پیش از فوتش به تکمیل آن سرگرم بود؛ یعنی بیست و چهار سال از عمر خود را صرف فهم قانون کرد و بیست و هشت سال دیگر بر آن شرح نوشت تا به علم خدمتی کرده باشد و پس از او محصلان از فهم قانون عاجز نمانند (مینوی، ص 351). این اثر به نام های التحفه السعدیه، نزهه الحکما و روضه الاطباء و شرح کلیات بر قانون مشهور است. قطب الدین تصحیح اول این شرح را در 683 ق، تصحیح دوم را در 694 ق و تصحیح سوم را در شب اول رجب 710 قمری یعنی دو ماه و نیم پیش از مرگش انجام داد. وی تصحیح سوم این اثر را به سعدالدین محمد ساوجی (فوت 711 ق) هدیه داد. سعدالدین محمد ساوجی وزیر غازان خان بود که با رشید الدین فضل ا.. با هم وزارت را بر عهده داشتند. سعدالدین محمد ساوجی مبلغ شش هزار دینار طلای رایج، معادل سی و شش هزار درهم برای قطب الدین جایزه در نظر گرفت، اما جایزه به او نرسید و درگذشت. سعد الدین آنقدر جوانمرد بود که وقتی اولجایتو، جانشین غازان خان، اموال دولت را از وی مطالبه و مبلغ دو هزار دینار طلا بدهکارش کرد، حاضر نشد آن صله را باز پس بگیرد و گفت:
«من آن چه را که بخشیده ام پس نمی گیرم، خصوصا در مورد چنان کسی و برای چنین کتابی» (مینوی، 361- 362؛ حسینی، ج 3، ص 10؛ جان والبریج، برگردان: جواد قاسمی، ص 166). سیریل الگود به خطا سعد الدین را پزشکی کلیمی معرفی کرده، در حالی که اجداد رشید الدین فضل ا... یهودی بوده اند و حتی مترجم به این خطا اشاره نکرده است (ص 349). «التحفه السعدیه» بزرگ ترین و مهم ترین اثر قطب الدین شیرازی و در پنج مجلد است. جلد اول آن حدود سی هزار بیت دارد و مجموع کتاب مطابق نسخه ی کتاب خانه ی مدرسه ی سپهسالار یک صد و پنجاه هزار بیت است (قطب الدین شیرازی مقدمه ی مشکوه، ص 62-63؛ حلبی، ص 579). گویا قطب الدین این اثر را مهم ترین اثر خود می دانسته است (جان والبریج: پیشین). به گفته ی میر محمد تقی این اثر مهم ترین و جامع ترین شرح بر قانون است که مولف از جوانی تا پایان زندگی برای آن زحمت کشیده است (ص 115). دانشمندان پس از انتشار این شرح از آن استقبال کردند. گویا آخرین تصنیف قطب الدین همین اثر است (مقدمه ی مشکوه، صص 63-64). از فواید شرح کلیات قانون اسن است که قطب الدین در مقدمه ی آن از سرگذشت کتاب سخن گفته که در تاریخ زندگی نامه نویسی ما بسیار نادر است. از طرفی به خرده گیری های گذشتگان بر کتاب پرداخته و شرح های پراکنده قانون را فراهم آورده و دشواری های آن را حل کرده و به ایرادها پاسخ گفته است. قطب الدین در شرح این اثر از مطالعات همه ی شارحان پیش از خود و نظر محققان و حاشیه نویسان بر این اثر بهره برده است. هم چنین خلاصه ای از آثار جالینوس، رازی، ابن طیب، ابن صادق و ابو سهل مسیحی را در این اثر گنجانده است (صفا، ج 3: ص 276).
«تحفه سعدیه» یکی از مهم ترین کتاب های سنتی ایران است و موضوع آن در زمینه ی کلیات، بیماری ها و داروشناسی است (میر، ج 1، 1368، ص 322). نسخه هایی از این اثر در مجلس، کتاب خانه ی عمومی اصفهان، ملی ملک، کتاب خانه ی ملی، مرعشی، دانشگاه تهران و مدرسه ی عالی سپهسالار موجود است که مهم ترین و کامل ترین آن نسخه ها نسخه ی سپهسالار به شماره ی 845 است. این نسخه در پنج مجلد بزرگ است و فاقد مبحث تشریح و پاره ای از آغاز فصل هفتم است و چنین به پایان می رسد:
«اتفق الفراغ من تالیفه اول لیله من شهر ا... الاصم الاصب رجب، عمت میامنه- من شمور سنه عشر و سبعمانه...» (مقدمه ی مشکوه، ص 64؛ رکن زاده و آدمیت، پیشین؛ دانش پژوه و منزوی، ج 3، ص 364). نسخه ی مرعشی نیز به شماره ی 811 تا پایان تعلیم چهارم است (حسینی، ص 10). مینوی از این اثر نسخه هایی در کتاب خانه های ترکیه دیده که ناقص بوده اند؛ از آن شمار می توان به نسخه ی کتاب خانه ی نور عثمانیه به شماره ی 3467 اشاره کرد. این نسخه دارای 451 ورق به قطع وزیری بزرگ (5/21 x 5/31 سانتی متر) است و در هر صفحه سی سطر دارد که در سده ی 8 یا 9 ق کتابت شده است (ص 367-368). شارحان دیگر قانون، همه به جامع بودن این شرح زبان گشوده اند، اما قطب الدین را به درازگویی ملامت کرده اند (حاجی خلیفه، ج 2، ص 216-217؛ مشکوه مقدمه، ص 64 حاشیه؛ حلبی، پیشین).
منبع:علوم و فنون_ آبان 87 |