حنیف قلندری
ابو جعفر محمد بن الحسین خراسانی از ریاضی دانان و منجمان بنام قرن چهارم است. او به احتمال زیاد بیشتر عمر خود را در شهر ری، یکی از مراکز حکومت دیالمه، سپری کرده و از حمایت های ابوالفضل بن احمد، وزیر دربار رکن الدوله، برخوردار بوده است (دائره المعارف اسلام، ذیل مدخل). وی احتمالا در دربار دیلمی از جایگاه خاصی برخوردار بود. در «الکامل» ذیل وقایع سال 342 ق به جنگی بین ابوعلی بن محتاج، سپاهدار سامانی و رکن الدوله اشاره شده که در آن از ابو جعفر خازن صاحب کتاب «زیج الصفائح»، به عنوان حکم طرفین برای عقد قرارداد صلح نام برده شده است (ابن اثیر، ج 8، ص 504). با وجود این، در باب زندگی وی شرح کاملی در کتب تراجم نیامده است. ابن ندیم در «الفهرست» تنها به معرفی کتاب های وی بسنده کرده است (ابن ندیم، ص 341) و قفطی در باب وی می گوید:
«کنیه اش از نامش مشهروتر است، عجمی نسبت است و به علوم حساب، هندسه و تسییرات و ارصاد عالم بوده است» (قفطی، ص 396). سال مرگ وی را بین سال های 350 تا 360 ق/ 961 تا 971 م دانسته اند (قربانی، ص 63). ابو جعفر خازن در میان دانشمندان معاصر خود و آنان که پی از وی بوده اند به تبحر در ریاضیات، نجوم و ابزار رصدی معروف بوده است. ابوزید بلخی از دانشمندان و جغرافی دانان ایرانی، متوفی به سال 322 ق، که از معاصران خازن است، کتاب «شرح صدر کتاب السماء و العالم» خود را به وی تقدیم کرده است (ابن ندیم، ص 311). بیرونی در کتاب «تهدید نهایات الاماکن» به رصدی که ابوالفضل هروی با حضور ابو جعفر خازن در ری انجام داده اند، اشاره می کند. وی چنین می نویسد: «و در آن [ری] ابوالفضل هروی با حضور ابو جعفر خازن ارتفاع خورشید را در نیم روز چهارشنبه، دوازدهم ربیع الآخر سال سیصد و چهل و هشت هجری رصد کردند...» (تحدید نهایات الاماکن، ص 73). این رصد در زمره ی رصد هایی است که در سرزمین های اسلامی برای تعیین میل اعظم، یعنی زوایه ی بین صفحه ی دایره البروجی و استوای سماوی، صورت گرفته است. بیرونی در «استیعاب وجوه الممکنه...» به کتابی از ابو جعفر خازن اشاره می کند که خازن در آن به تشریح چگونگی تعیین افق روی دایره البروج پرداخته، ولی بیرونی نامی از کتاب نبرده است (بیرونی، 1380 ش، ص 84). از توانایی خازن در باب حل مسائل مربوط به قطوع مخروطی نیز سخن گفته شده است. بیرونی در بخشی از کتاب «استیعاب الوجوه الممکنه...» به همین مطالب اشاره می کند و خازن را در زمره ی افرادی چون ابراهیم بن سنان و ابو سهل کوهی به عنوان میراث داران آپولونیوس در این مبحث معرفی می کند (بیرونی 1380 ش، ص 200). بیرونی در «استخراج الاوتار» نیز به خازن اشاره کرده و برهانی از او را به قضیه ی سوم از این کتاب بیان کرده است (بیرونی، 1965 م، ص 41) که در ادامه بدان اشاره می کنیم. نام خازن را در آثار خواجه نصیر نیز می توان یافت. وی در پایان کتاب «تحریر کتاب معرفه مساحه الاشکال بنوموسی»، قضیه ای را از خازن بیان کرده که در آن خازن روشی برای محاسبه ی مساحت مثلث با استفاده از اضلاعش بیان کرده است (طوسی، ص 26). خیام نیز در کتاب خود به خازن اشاره می کند. وی پس از بیان این مطلب که ماهانی در برخورد با معادله ای از درجه ی سوم در حل مساله ی ارشمیدس آن را ممتنع شمرد، می گوید که ابو جعفر خازن این مساله را از طریق قطوع مخروطی حل کرده است (مصاحب، ص 201 و 223). مساله ی مربوطه عبارت است از یافتن صفحه ای که کره ای را به دو قسمت تقسیم کند با حجم هایی که نسبت معینی با هم دارند. ابو جعفر خازن نخستین بار این مساله را از طریق قطوع مخروطی حل کرد.
آثار خازن
1* تفسیر صدر المقاله العشاره من کتاب اقلیدس
ابن ندیم در ابتدای مقاله ی هفتم از فن دوم، آن جا که از اقلیدس نام می برد این کتاب را به خازن نسبت می دهد و اشاره می کند که در ادامه، از خازن صحبت خواهد کرد (ابن ندیم، ص 325)، اما وی در بخشی که به خازن اختصاص داده است، از این کتاب حرفی به میان نمی آورد. نام این کتاب در «کشف الظنون» نیز ذیل نام خازن ذکر شده است (حاجی خلیفه، 22). از این کتاب نسخه های بسیاری موجود است که از آن جمله می توان به نسخه ی شماره ی 3/284 دانشکده ی ادبیات دانشگاه تهران، نسخه ی شماره ی 3/5924 برلین، نسخه ی شماره ی 5/331 کتاب خانه ی آصف ریاض حیدر آباد اشاره کرد (سزگین، ص 299).
2* زیج الصفائح
قفطی از این کتاب نام می برد و آن را مهم ترین کتاب در این زمینه می شمرد(قفطی، ص 396). بیرونی نیز در کتاب «مقالید علم الهیئه» به این کتاب اشاره کرده و نوشته که ابو جعفر در آن تحقیقاتی درباره ی شکل قطاع انجام داده است (قربانی، 1374 ش، ص 305). خازن در این کتاب ادعای ابو معشر بلخی را درباره ی ماهیت سیارات که با نظریات دیگران مغایر است، نقد کرده است. بیرونی در «تحدید نهایات الاماکن» به این نکته اشاره کرده و مقایسه ای بین ابو معشر و خازن صورت داده است (زندگی نامه ی علمی دانشوران، ذیل مدخل). ابو نصر عراق در تصحیح اشتباهات این رنج کتابی نوشته و آن را «فی تصحیح ما وقع لابی جعفر الخازن من السهو فی زیج الصفائح) گفته است که می تواند وتر زاویه ی یک درجه را حساب کند، اگر تثلیث زاویه امکان پذیر باشد (همان جا). اصل این زیج از بین رفته، اما نسخه ای کتابی نجومی مشتمل بر فصولی در مورد ابزار نجومی در برلین به شماره ی 5857 موجود است که به احتمال زیاد فصل هایی از همین کتاب اند (همان جا).
«البرهان علی شکل السابع من کتاب بنی موسی»؛ خواجه نصیر الدین طوسی این برهان را در انتهای «تحریر کتاب معرفه مساحه الاشکال بنوموسی» آورده است و آن را به خازن نسبت داده است. علاوه بر این، از این برهان چند نسخه ی خطی نیز موجود است که از آن میان می توان به نسخه ی موجود در سازمان لغت نامه اشاره کرد (سزگین، ص 299).
3* رساله فی البرهان علی انه لا یمکن ان یکون ضلعا عددین مربعین یکون مجموعهما مربعا فردین بل یکونان زوجین او احدهما زوج و الاخر فرد
موضوع این رساله اثبات این حکم است که مجموع مربعات دو عدد که هر دو فرد باشند، مربع کامل نخواهد بود و باید هر دو زوج یا یکی فرد و دیگری زوج باشد. خازن این رساله را برای عبداله بن علی حاسب نوشته و نسخه ای از آ ن به خط سبزی در کتاب خانه ی پاریس و به شماره ی 49/2457 موجود است (قربانی، 1365 ش، ص 65).
4* رساله فی انشاء المثلثات القائمه الزوایا المنطقه الاضلاع
موضوع این رساله یافتن اعداد صحیحی است که ریشه ی چند معادله ی به کار رفته در کتاب باشند (همان جا). نسخه ی خطی این رساله نیز به خط سجزی و به شماره ی 49/2457 در پاریس موجود است، علاوه بر این، نسخه ی دیگری از این رساله به شماره ی 20/2457 در پاریس موجود است که با نسخه ی دوم تفاوت هایی دارد (همان جا). عادل انبوبا متن این دو رساله (رساله ی شماره ی 3 و 4) را در سال 1979 م به همراه توضیحاتی به زبان فرانسوی در مجله علوم عربی منتشر کرد. او در این مقاله اشاره کرد که احمد سعیدان این دو مقاله را در دسامبر 1987 میلادی، در مجله ی «الدراسات» به زبان انگلیسی منتشر کرده است (همان جا).
5* فی استخراج خطین بین خطین متوالیه متناسبه من طریق الهندسه الثابه
این رساله به ترسیم دو واسطه ی هندسی بین دو پاره خط مفروض می پردازد. کارادوو در سال 1898 م خلاصه ای از این رساله را به فرانسه برگردانده است و کارل کهل در سال 1923 میلادی این رساله را در ادامه ی مقاله ای آورده که درباره ی تثلیث زاویه نوشته است (قربانی، 1365 ش، ص 65). نسخه ای از این رساله هم در کتاب خانه ی پاریس به شماره ی 47/2457 موجود است (همان، ص 66). ابن ندیم وقفطی کتابی با عنوان «مسائل العددیه» را به خازن نسبت داده اند که نسخه ای از آن در دست نیست. خواجه نصیر الدین طوسی هم در کتاب «شکل القطاع» به کتاب «فی میل الاجزاء» از خازن اشاره می کند و استدلالی درباره ی مثلث قائم الزاویه ی کروی از آن بیان می کند (قربانی، 1365 ش، ص 66). بیرونی در کتاب «قانون مسعودی» به کتاب «فی الابعاد و الاجرام» از خازن اشاره می کند که این کتاب نیز از بین رفته است (بیرونی، 1955 م، 3/1312). هم چنین وی در «آثار الباقیه» از کتاب «مدخل کبیر الی علم النجوم» نام می برد و آن را به خازن نسبت می دهد که این کتاب هم از بین رفته است (آثار الباقیه، ص 258 و 259). علاوه بر این، بیرونی در «مقالید علم الهیه» و «قانون مسعودی» به تفسیری از خازن بر مجسطی اشاره می کند که از این تفسیر نیز نسخه ای در دست نیست (قربانی، 1365 ش، ص 66).
منبع: علوم و فنون _شهریور 88
|