فریبا پایروند ثابت
امین الدوله ابوالفرج بن موفق الدین یعقوب بن اسحاق کَرَکی پزشک و نویسنده ی مشهور سوری در قرن فهتم هجری قمری است. وی در 15 ذیقعده (630 ه ق.) در کَرَک اردن به دنیا آمد و در 685 ه ق، در دمشق سوریه، دار فانی را وداع گفت. پدر وی، موفق الدین یعقوب از مسیحیان کَرَک بود و هنگامی که به عنوان دبیر دیوان الملک الناصر یوسف بن محمد ایوبی انتخاب شد، با خانواده اش به سَلخَد سوریه آمد و در همین روزگار با ابن ابی اُصیبَعِه آشنا شد. ابن ابی اُصیبَعِه طبیب و تاریخ نگار نام دار آن دوره بود و همین آشنایی تبدیل به دوستی پایداری بین آن دو شد؛ اندکی بعد ابن ابی اُصیبَعِه به خواهش موفق الدین، امین الدوله ابولفرج را به شاگردی پذیرفت تا به وی علم پزشکی بیاموزد. پس از اندک زمانی، استاد به هوش و استعداد شاگرد خود، به ویژه علاقه مندی او به دانستن احوال مشاهیر و حکما پی برد. ابن اُصیبَعِه کامل ترین شرح حال ابن قف را در اثر مشهور خود «عیون الانباء» نوشته است که البته پس از درگذشت وی در 668 ه ق. شاگردانش این شرح حال را به رشته ی تحریر درآورده اند. ابوالفرج با خواندن کتاب های «المسائل» از حنین بن اسحاق، «فصول و تقدمه المعرفه» اثر بقراط و آثار رازی، شروع به آموختن علم پزشکی در نزد استاد کرد و اطلاعاتی درباره ی طبقه بندی و معالجه ی امراض، علل و علائم آن ها را به دست آورد. بعدها پدرش به دربار دمشق راه پیدا کرد؛ از همین رو به آن شهر رهسپار شد. ابن قف در آنجا از استادانی چون حکیم نجم الدین بن منفاخ و موفق الدین یعقوب سامری در علم طب و شیخ شمس الدین عبدالحوید خسرو شاهی و عز الدین حسن غزنوی ضریر در فلسفه و شیخ موید الدین عرضی در هندسه بهره ها برد. اما به کار پزشکی و طبابت مشغول شد و در آغاز کار، به عنوان طبیب و جراح لشکری، مامور به خدمت در ارگ عَجلون واقع در اردن شد و چندین سال در آن جا اقامت کرد. پس از مدتی به شهرت رسید؛ به همین دلیل به دمشق بازگشت و تا آخر عمر در بین لشکریان مملوکی در ارگ دمشق، به تعلیم پزشکی و کار طبابت مشغول شد. بی شک، ابن قف از نام دارترین پزشکان قرن هفتم هجری قمری بود و با تمام مشغله هایی که داشت، به کار تدریس طب و نویسندگی می پرداخت. باید این نکته را به یاد داشت که وقوع جنگ های صلیبی در آن دوران و به وجود آمدن نا آرامی هایی در سوریه، فلسطین، عراق و مصر که تلفات و مجروحان زیادی در پی داشت، موجب شکوفایی طب و جراحی شد. افزون بر این، در همان دوران چندین پزشک، داروگر و آموزشگر طب، پا به عرصه نهادند که سهم به سزایی در پیشرفت علم پزشکی داشتند. در همین روزگار بود که مدرسه های طب و بیمارستان هایی تاسیس شد. ابن قف در نوشته های پزشکی خویش به دو جنبه ی نظری و عملی توجه می کرد. ابن ابی اُصیبَعِه نه اثر از وی نام برده است که بعدها دو اثر دیگر نیز به آن ها افزوده شد.
ابن قف در نوشته های پزشکی خویش به دو جنبه ی نظری و عملی توجه می کرد. ابن ابی اُصیبَعِه نه اثر از وی نام برده است که بعدها دو اثر دیگر نیز به آن ها افزوده شد.
آثار ابن قف عبارتند از:
1* الاصول فی شرح الفصول: شرحی بر کتاب «الفصول» بقراط و در دو جلد است. این اثر در هفت مقاله در 681 ه- ق. نوشته شده و یکی از مهم ترین و مفصل ترین شرح ها بر الفصول است. او کتاب را به درخواست یکی از شاگردانش نوشت و در آن ایرادهایی را که رازی بر کتاب بقراط وارد کرده، پاسخ داده است. وی بیشتر در این کتاب، بحث های فلسفی و ما بعدالطبیعه ای را ارائه می دهد و مفاهیم تازه ی پزشکی را در بر ندارد. «بشاره زلزل» خلاصه ای از این اثر را در 1902 م. در اسکندریه منتشر کرد.
2* جامع الغرض فی حفظ الصحه و دفع المرض: او با نوشتن این کتاب نشان می دهد که بهداشت و پیش گیری از بیماری، بسیار اهمیت دارد. به همین دلیل این کتاب در 60 فصل و درباره ی حفظ سلامتی، تندرستی و پیش گیری از بیماری ها نوشته شده است؛ همچنین درباره ی جنین شناسی، رش کودک، درمان دارویی و غذایی، پاکیزگی آب و هوا و قیافه شناسی (علم فراست)، بحث های ارزنده ی دیگری ارائه داده است.
ابن قف پنج اصل عمده را برای حفظ سلامت و تندرستی پیشنهاد کرد که پزشکان یونانی نیز به این اصل ها آگاه بودند:
الف) رعایت اصول بهداشتی و حفظ ونگهداری آن و دوری از عوامل زیان آور ب) فراغ بال و آسودگی فکر پ) بهداشت غذا و رعایت رژیم غذایی مناسب ت) وضع مالی مناسب ث) دارا بودن صفاتی چون: بخشندگی، حضور ذهن و دوری از خود خواهی.
او این اثر را پیش تر از دو کتاب خود، «العمده» و «الاصول» نوشته است و آن را به کتاب خانه ی «بهاءالدین علی» وزیر ملک ظاهر بیبرس و دو پسرش، فخرالدین و محیی الدین، تقدیم کرده است. آراء و عقاید جالبی از وی در خلال فصل های این اثر به چشم می خورند، مانند: اعتقاد او به پاکیزگی آب و هوا، لزوم وجود هوا برای زنده ماندن، دوری از افراط در خوردن داروها، ورزش بدنی و داشتن تمرین، داشتن عادتد های غذایی مناسب و برتری خوردن گوشت سفید بر گوشت قرمز.
از این اثر ترجمه ای به زبان لاتین به جا مانده است و «ویدمان» فصل 47 کتاب را با نام «وصف الحیات و الثعابین»، به آلمانی ترجمه کرده است.
3* الشافی فی الطب: این کتاب در چهار جلد نوشته شده است و نسخه ای از آن مربوط به همان دوره موجود است که فصل های هشت تا دوازده را در بر دارد.
4* شرح الکلیات من کتاب القانون: این اثر از بزرگترین شرح هایی است که در شش جلد بر قانون ابن سینا نوشته شده است.
ابن قف در آغاز این اثر می گوید که در نوشتن این شرح فخرالدین رازی سر مشق گرفته و نظر «افضل الدین خونجی» و ایرادهای او را بررازی بررسی کرده است. هم چنین اعتراض های نجم الدین ابن منفاخ و پاسخ های وی راافزوده است و گزیده ای از گفتار ابن جُمیِع پزشک را از کتاب «تنقیح القانون» وی آورده و سرانجام کتاب خود را به کتاب خانه ی منصور بن محمد قلدوون اهدا کرده است.
5* العمده فی صناعه الجراح: بی نقص ترین اثر وی که آن را در بیست مقاله نوشته و شامل بحث های نظری و عملی در جراحی است. ابن قف آن را به دلیل شکایت یکی از جراحان هم دوره اش از نبود کتاب مرجعی برای جراحان، نوشت. این اثر مفصل ترین کتاب درباره ی جراحی است که در قرن هفتم هجری قمری نوشته شده است و هم چنین کامل ترین کتاب عربی در سده های میانی است. به گونه ای که این اثر را برتر از «التشریف» جراحی زهراوی دانسته اند.
نویسنده در این کتاب، شرحی بر کالبد شناسی و آسیب شناسی بر مبنای اخلاط چهار گانه و مطالبی را در مورد ادویه ی مفرده، طبقه بندی بیماری ها بر حسب اخلاط، بیماری های مربوط به غیر اخلاط، زخم ها به ویژه ناشی از تیر، درمان با سوزاندن، اعمال جراحی و زایمان بیان کرده است. همچنین چهار روش برای ختنه کردن عنوان کرده که ظاهرا یکی از آن ها، ابتکار وی بوده است. افزون بر این ها روشی ابتکاری، برای درآوردن سنگ مثانه ی زنان ارائه کرده است.
ابتکار دیگر وی درباره ی وصف مویرگ ها و جریان خون از شریان ها به رگ هاست که تقریبا چهار قرن پیش از «هالپیگی»، به آن رسیده است. هالپیگی در پژوهش هایش با استفاده از میکروسکوپ، مویرگ ها را شناسایی می کند. وی هم چنین کارکرد دریچه های قلب، تعداد آن ها و جهت باز و بسته شدن این دریچه ها را توضیح داده است.
او در دوره ی خود نیاز به یکسان کردن اوزان و مقدارهای رایج در داروسازی و پزشکی را احساس می کند و تمام داروگران را به این کار دعوت می کند؛ اما به درخواست های وی توجهی نمی شود.
6* مقاله فی حفظ الصحه.
7* حواش علی ثالث القانون که هر دو مورد اخیر نا تمام ماندند.
8* شرح الاشارات: کتابی فلسفی است و شرح «اشارات» ابن سیناست.
9* المباحث المغربیه: این اثر در طبیعیات نوشته شده است.
10* زبده الطب.
11* رساله فی منافع الاعضاء الانسانیه.
منبع:علوم و فنون- مرداد 88
|