صفحه اول   |  تماس با ما   |  همکاری با ما    کتابفروشی ها   |  پیوندها  
  نوشته هایی درباره کتاب و نقد     معرفی کتاب     پیشخوان     تراث شناسی     پیشنهاد: چی بخوانیم     برگزیدگان جوایز ادبی   یکشنبه، 31 اردیبهشت 1391 - 15:16   
  یک تجربه فرهنگی برای تو
- اندازه متن: + -  کد خبر: 121شنبه، 17 مهر 1389 - 11:20
تولید فرهنگی راه حل برون رفت از مشکلات فرهنگی است
"فرهنگ عمومی" در گفتگو با دکتر غلامحسین الهام
روحیه و هویت مشترک جامعه از حیث گروه ها، طبقات و خرده فرهنگ ها و آن چیزی که رفتار عمومی مردم را در همه ی عرصه ها شکل می دهد فرهنگ عمومی است. ...
  

دکتر غلامحسین الهام


• جناب استاد برآورد شما از فرهنگ عمومی کشور چیست؟ چگونه آن را ارزیابی می کنید.
اگر منظور وضعیت فرهنگ عمومی است که این بحث است و اگر مفهوم فرهنگ عمومی مورد نظر باشد بحث دیگری است. روحیه و هویت مشترک جامعه از حیث گروه ها، طبقات و خرده فرهنگ ها و آن چیزی که رفتار عمومی مردم را در همه ی عرصه ها شکل می دهد فرهنگ عمومی است. تعاملات اجتماعی، قراردادها، عقود، روابط عاطفی، خصوصیات روحی و روانی و... شاکله فرهنگی عمومی می باشد. این مجموعه در تعامل با یکدیگر وضع قدر مشترکشان را فرهنگ عمومی می گوییم و در جامعه هم در واقع با اولین مسئله ای که ما مواجه می شویم فرهنگ عمومی است. سطح رفت و آمدها، ارتباطات، کار، ترافیک و هر چه در ویترین اولیه جامعه به چشم می خورد وضع فرهنگ عمومی ما را تشکیل می دهد، فرهنگ عمومی از دو دیدگاه قابل تحلیل است، یک موقع فرهنگ با هویت ملی مورد تحلیل قرار می گیرد که می گوییم فرهنگ ایرانی، این یک جایگاه و تعریفی دارد. گاهی فراتر می رود فرهنگ اسلامی می شود می گویند فرهنگ عمومی مسلمانان که یک مسئله وسیع تری خواهد داشت. در کشور ما فرهنگ عمومی در این دو عرصه با یکدیگر گره خورده است و الان در تلفیقی از فرهنگ ایرانی و فرهنگ اسلامی هستیم که برای خود یک هویت ویژه و مشترکی هم پیدا کرده است. به هر صورت یک نگاه می تواند فرهنگ مسلمانان باشد یک نگاه دیگر می تواند فرهنگ ایرانیان باشد. که این ایرانیان مسلمان هم هستند و مسلمانانی جز فرهنگشان شده است. بعد از انقلاب ما یک مقداری دچار فاصله شده ایم گاهی خود را به عنوان مسلمان مورد ارزیابی قرار می دهیم و فرهنگ عمومی مان را به عنوان رفتار مسلمانان ارزیابی می کنیم و یک جور نقد و انتقاد به آن داریم. گاهی به صرف فرهنگ ایرانی نگاه می کنیم یک جور انتقاد می کنیم، گاهی تلفیق می کنیم که یک هویت مشترکی ساخته است و لذا منظر نگاه به فرهنگ عمومی یک مقداری متفاوت شده است و بر همین اساس شاید کسانی که از زوایای مختلف به این فرهنگ نگاه می کنند هر کدام به نحوی نقاد فرهنگ عمومی شده اند. کسانی که از دیدگاه اسلامی نگاه می کنند از فرهنگ عمومی رفتاری صادقانه، راستگویی، صداقت، وفای به عهد، حسن برخورد، مهربانی، عاطفه، گشایش در کارها، فداکاری، گذشت، ترحم، مقید بودن به حدود و معیارهای شرعی، حرام ها، حلال ها و... را انتظار دارند و می خواهند که این مسائل را پررنگ تر از گذشته در رفتار اجتماعی شاهد باشند و گاهی می بینیم که این گونه نیست و خود را از حیث فرهنگ اسلامی مثبت ارزیابی نمی کنیم چون بلافاصله بعد از انقلاب انتظار تحول داشتیم. تحول به سمت پررنگ شدن فرهنگ دینی در مراودات اجتماعی، از طرفی دیگر بعضی عوارض نامطلوب اخلاقی که در حوزه های دینی ممکن است پیش بیاید (در بین جوامع و گروه هایی که به نام مسلمان با یکدیگر مراودات دارند)، دچار یک آفت هایی از نظر اخلاق دینی می شوند. آفت ها می تواند در این ابعاد آفت ریا و آفت دوگانگی بین ظاهر و باطن باشد و...
این در جامعه ای که شکل مسلمانی داشته باشد و دایه ی اسلامی داشته باشد بروزش هم بیشتر است یعنی وقتی جامعه اسلامی تعریف بشود افرادی هم بخواهند با این شکل خودشان را دارای یک فرهنگ بالاتر نشان بدهند، دچار ریا کاری هم می شوند، لذا از طرفی احساس نگرانی از فرهنگ دورویی، ریا و یا نفاق هم پیش آمده است و از این حیث نگاه بعضی به جامعه ی فرهنگی- اسلامی ما بعد از انقلاب نگاهی است که احساس می کنند ریا، نفاق و دوگانگی در آن به وجود آمده و رشد کرده است شاید به این علت است که تمایل جامعه نسبت به فرهنگ دینی بالارفته است و به طور طبیعی آفت ریا کاری در چنین جامعه ای به وجود می آید. بدون این که ما اصل فرهنگ را بخواهیم نقادی بکنیم. از طرفی دیگر شاید عده ای به یک سنن ویژه ایرانی پایبند باشند که به سنت ها و آداب و رسوم ایرانی محض توجه کنند. در این جهت من جامعه را قابل انتقاد نمی دانم چون فرهنگ ایرانی ما با فرهنگ اسلامی ما تلفیق شده است و چالش جدی ندارد. در جاهایی هم که وجود داشته باشد آن فرهنگ، فرهنگ عمیق ایرانی هم نیست. مثلا ما همیشه در چهارشنبه سوری معضلاتی از نظر اخلاقی و رفتاری داریم که مورد پسند عموم مردم نیست، از یک طرف یک نگاه سنتی به آن می شود و از طرفی یک نگاه تخریبی اخلاقی به آن می شود و این مسئله به نظر من مسئله حادی نیست هر چند عده ای تلاش می کنند که اینها ا به عنوان نقاط ناهمگونی و چالش فرهنگی در مقابل هم قرار بدهند خود این یک معضل اجتماعی از دیدگاه دیگری ساخته است ولی این قضیه چیز جدی ای در فرهنگ ایرانی نیست این گونه موارد بعضی وقت ها بعد سیاسی پیدا می کند و بعد سیاسی آن این است که فکر می کنند فرهنگ ایرانی آمیخته با فرهنگ شاهنشاهی است و لذا هر چه مظهر نماد فرهنگ شاهنشاهی باشد جز فرهنگ ایرانی است. در حالی که اینها به نظر من مسئله گروه های سیاسی خاص است و مسئله فرهنگ عمومی ما نیست. معضل فرهگ عمومی ما بین فرهنگ ایرانی و فرهنگ اسلامی نیست بلکه این معضل بین فرهنگ اسلامی و فرهنگ غربی است که به خصوص در صده ی اخیر جامعه ی ما در مواجهه با دنیای جدید دچاتر یک وضعیت ویژه ای شده است، چیزی که به اسم غرب زدگی در جامعه ما رسوخ کرد معلول این ارتباط با دنیای جدید بوده است. نهادها و مادهایی که از دنیای جدید، در واقع مظاهر مدرنیته به این کشور وارد شده ما را دچار یک تعارض و شکست فرهنگی کرده است که در فرهنگ عمومی هم بروز کرده و آثار آن را می بینیم لذا ما اگر در فرهنگ عمومی دچار مشکلاتی باشیم از این دیدگاه است که بین فرهنگ اسلامی و فرهنگ غربی یک تعارض هایی در جامعه پیش آمده است. این تعارض ها در رفتار اجتماعی، پوشش، سلوک و... وجود دارد به همین ترتیب به جای این که نقاط قوت تقویت شود بیشتر دچار ضعف شده ایم. یک عده در جامعه تعامل پیدا کرده اند به ظاهر سطحی فرهنگ غربی، آنها وقتی در جامعه ما با فرهنگ اسلامی عجین نمی شوند دچار یک تضادها و تعارض هایی شه اند. یک عده هم که با بنیان فرهنگ غربی پیوند خورده اند که آنها از نظر اعتقادی دیدگاه دیگری پیدا کرده اند و به شکل دیگری با جامعه دچار مشکل شده اند که این بیشتر به لایه های روشنفکران ما بر می گردد و طبقات نخبه و خاصی از جامعه. یعنی یک لایه از تضاد که به مسائل بنیادین فرهگ غرب باز می گردد بین خواص ما تضاد ایجاد کرده است و یک رویه ی سطحی و قشری فرهنگ غربی که به رفتار و پوشش و مدگرایی و تجدد گرایی سطحی انجامید، با عموم جامعه ما و فرهنگ مسلمانی دچار تعارض شده است. در این بین روحیات ناشی از انقلاب هم که یک روحیات و مظاهر جدیدی است، شاخص سومی شده که جامعه ی ما را طبقه بندی کرده است. تلفیق بین این مجموعه ی فرهنگی هنوز صورت نگرفته است و این مظاهر متفاوت فرهنگی یک وضعیت متشتت از جامعه ما ساخته و قشر بندی جدیدی به وجود آورده است. متجددینی را که در گذشته کمرنگ شده بود دوباره در جامعه پر رنگ می کند قشر مذهبی (به عنوان کسانی که بر بنیان های مذهبی تاکید دارند و متعصب در بنیان های اعتقادیشان هستند) اینها هم یک گروهی هستند در این مجموعه آنهایی که روحیه سیاسی ناشی از انقلاب در آنها تاثیر کرده و آنهایی که گریزان از این روحیه هستند، گروه خاصی را ایجاد می کند، این مجموعه ی وضعیت، شایدمسئله اصلی ما را به این سمت برده که باید هویت جدید خودمان را تعریف بکنیم و ممکن است نگرانی ایجاد بکند که دچار بحران هویت نشویم به خصوص در نسل های جدیدتر که ملحق به این نسل فعلی ما می شوند، نگرانی حداقل از شکست یا تمایز فرهنگی اگر بحران هویت هم نباشد مسئله اصلی ماست. یعنی تلفیق جدید از این هویت، مسائل مختلف که باید هویت جدید ما را بسازد مسئله فرهنگ عمومی آتی ماست. بالاخره در ازدواج به سمت تجدد و مادی گرایی غربی برویم یا به سادگی اسلامی برگردیم. در زندگی اجتماعی کدام یک از ابعاد را باید غلبه بدهیم آیا همه ی ابعاد زندگی مان را باید دین محور بکنیم (که باید بکنیم) و یا نه دین را باید در لایه های خصوصی زندگی وارد بکنیم و لایه هی عمومی و اجتماعی زندگی را به مسائل دیگری بسپاریم. اینها مسائل جدید ماست که باید در یک گذر زمان ه یک وحدت هویت جدیدی برسد وگرنه در وضع فعلی چیزی شبیه بحران در هویت ما دیده می شود و شاید این معضل جدی فرهنگ عمومی ما باشد.


• آسیب های فرهنگی را در چه مواردی می بینید؟ 
عدم شناخت هویت اولین آسیب فرهنگی است. مسئله مهم همین آسیب هایی است که نمی گذارد این هویت مشترک و واحد شکل بگیرد. آسیب فرهنگی دیگر نهادهای آموزشی ما هستند. این دوگانگی آموزش که در حوزه های خواص و دانشگاه های ما وجود دارد، دوگانگی فرهنگی را در جامعه دامن می زند و این دوگانگی به عرصه ی حاکمیت کشیده می شود و دوگانگی سیاسی و قطب بندی به وجود می آورد، قطب بندی سیاسی کشور را دچار بحران امنیتی، اجتماعی ، اخلاقی و اقتصادی خواهد کرد لذا اگر آسیب کلیدی مسئله را دنبال بکنیم در عرصه فرهنگ، آسیب ما در دوگانگی نهادهای آموزشی ها و بنیان های فکری است که این بنیان های فکری در عرصه ی جدید در حوزه های علوم انسانی که فرهنگ ساز هستند (حوزه های تکنولوژی مسائل بعدی است که اینها هم تاثیر دارند) دچار وحدت نشده ایم. در یک زمان ایران در مواجهه با اسلام فرهنگ اسلامی را گرفت و یک فرهنگ واحدی ساخت، در ارتباط با یونان و نهضت ترجمه، مسائلی را گرفت و در عین حال فرهنگ اسلامی خود را دنبال کرد و با تلفیق فرهنگ اسلامی هویت اسلامی اش را پررنگ کرد این مسئله به این معنا نیست که در عرصه فرهنگ اشکالاتی پیش نیاید یا امروز مثلا کسانی بخش هایی از فرهنگ دینی را، ایرانی زده یا یونانی زده تلقی نکنند. این مسئله جزئی است ولی کلیت روحیه فرهنگ، روحیه ی اسلامی باقی مانده است. در مواجهه با غرب ما هنوز به این وحدت در عرصه آموزش و نهادهای انسان ساز نریده ایم و با توجه به اینکه مهم ترین فرهنگ را از طریق آموزش می سازیم و چون نرسیده ایم و در بطن خود دارای تضاد هستند این تضادها کم کم بارز می شود و در جامعه تشتت و دوگانگی را تقویت می کند و به نظر من مهم ترین آسیب ما در عرصه ی فرهنگ باید در دانشگاه ها جستجو کرد و در نهادهای آموزشی از آموزش و پرورش گرفته تا آموزش عالی. اگر این نهادها را به یک معنا اسلامی بکنیم و آن روح واحد فرهنگی را ایجاد بکنیم از این آفت نجات پیدا می کنیم و لذا اسلامی کردن نهادهای آموزشی به خصوص دانشگاه ها مسئله اصلی نظام فرهنگی ماست و راه حل هم تولید علمی است. تعبیری که مقام معظم رهبری بیان می کنند به عنوان نهضت نرم افزاری با تولید علمی اگر در این عرصه جای خود را باز بکند. یعنی یکسان سازی نهاد آموزش ما در همه ی عرصه ها چون نخبگان ما که تاثیرگذار و فرهنگ ساز هستند از این مجاری بیرون می آیند، برنامه سازها در صدا و سیما محصول این فرهنگند سینما، تلویزیون، مصبوعات و... همه محصول این بخشند و اینها مهم ترین عرصه های فرهنگ سازی می باشند. کارشناسان اجرایی (متخصصین) ما که تاثیرگذار در فرهنگ هستند محصول دانشگاه ها هستند. اینجا گلوگاه است اگر گلوگاه حل بشود ما مثلا در فیلم سازی دچار تعارض های فرهنگی نیستیم. فرهنگ سینما و تلویزیون و مطبوعات می تواند فرهنگ انتقادی باشد ولی انتقاد یک تعریف دارد، تخریب بنیان های فرهنگی یک تعریف دیگر دارد. گاهی مشکلی که در این عرصه ها پیدا می شود برخورد با مبانی است وگرنه ظرفیت نقد و انتقاد در چارچوب یک جامعه پویا حتما وجود دارد و در جامعه ما هم می تواند وجود داشته باشد ما چون بنیادهامان دچار مشکل است یک مسئله سریع به چالش های عمیق بنیادی کشیده می شود. از این جهت به نظر من تهدید جدی فرهنگی ما و آسیب فرهنگی را باید در آنجا جستجو کرد البته بعد از آن در جامعه دینی ما آسیب های دیگری وجود دارد که آسیب رفتاری است. این هم مسئله مهمی است که نمی توان آن را نادیده گرفت، البته رفع آن کمک زیادی به سلامتی و یکپارچگی و رفع بعضی معضلات فرهنگی دارد اما در دراز مدت بدون حل مسئله اول این حرکت ها کارساز نخواهد بود. در فرهنگ دینی الگوی مردم حاکمانشان هستند. البته در همه ی جوامع اینگونه است. تعبیر امیر المومنین (ع) این است که الناس بامرائهم اشبه منهم بابائهم الگوپذیری از حاکمان شاید بیشتر از الگوپذیری در خانواده باشد. به اسم حکومت دینی انتظارات فرهنگی بالاست. مردم به اسم دین صفا یکرنگی، عدالت، صداقت، پاکی مالی، یکرنگی و ساده زیستی و خیلی چیزهایی که ارزش های روشن اخلاقی است و در فرهنگ اسلامی ما جای خود را خوب باز کرده است از مسئولین انتظار دارند. رفتار حاکمین که از این مقوله ها فاصله می گیرد در ارتباطات اجتماعی به جای خدمت به مردم روحیه ی حاکمیت و قدرت جای آن را می گیرد اگر میل به دنیا و مال پرستی و زراندوزی در مسئولین بالا بگیرد، ارتباطشان با مردم تبدیل به ارتباط با خواص و برگزیدگان و صاحبان مکنت و قدرت های اقتصادی می شود و بابشان به روی توده ی مردم بسته می شود. این فاصله ها و شکاف ها یک فرهنگ اشرافی و طبقاتی را که با روح فرهنگ اسلامی سازگار نیست در جامعه ایجاد می کند. این یا مردم را به همان روحیه ی اشرافی گری سوق می دهد و یا دچار تعارض یا تضاد با حاکمین می کند و همان روحیه ریاکاری و مخالفت با بنیان های ارزشی فرهنگ اسلامی را دامن می زند. خود این در جامعه ما یک آفت است. اگر در رفتار مسئولین خصایص اسلامی بارز شود طبعا مردم هم اقتباس می کنند و فرهنگشان اصلاح می شود. هر چه بدتر بشود مردم هم همین واکنش ها را خواهند داشت به همین علت خود این مسئله یک مانع برای رفتن به سوی فرهنگ اسلامی است. تا این رفتار نادرست مسئولین وجود داشته باشد رسیدن به فرهنگ اسلامی با موانعی مواجه است لذا اگر بخواهیم از آسیب ها تعبیر بکنیم می گوییم که راه ما، رسیدن به فرهنگ اسلامی است به عنوان هدف، حال دو مانع داریم یکی رفتار ناصواب و نادرست حاکمی که به نام اسلام حکومت می کند، و اقتضائاتی برای اصلاح فرهنگ داریم و آن اقتضا یکپارچگی درونی فرهنگی است که باید از طریق نهادهای علمی و تولید علمی به آن برسیم. پس آسیب ها را اگر جمع بندی بکنیم در اقتضائات دوگانگی فرهنگی در آموزش ماست که به نهادهای آموزشی برمی گردد و راه حلش تولید فرهنگی برای رسیدن به یکپارچگی بین دین و علم است کمه این که بین دین و سیاست هم این یکپارچگی را باید ایجاد بکنیم. موانعی داریم که یکی موانع رفتاری است که موجب دلزدگی و وازدگی می شود این موانع در رفتار مسئولین است که اگر اینها را برداریم مهم ترین نقطه ی آسیب را شناخته ایم و می توانیم ان شاءلله به رفع و دفع آن بپردازیم. پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار علیهم السلام هیچ گاه با بحث های فلسفی و معرفت شناسی فرهنگ را عوض نکردند بلکه با رفتار این کار را انجام دادند. وقتی مردم وارد مسجد مدینه می شوند سوال می کردند پیغمبر کدام یک از شماست. به این علت که اینها آن قدر شبیه هم بودند و حتی به گونه ای می نشستند که اصلا بالا و پایین نداشته و کسی تشخیص نمی داد که پیامبر کدام یک از آنان است. از این رو وقتی یک نفر از امپراطوری روم یا ایران می آمد شیفته و مجذوب این رفتار می شد بعضا حتی از پیامبران ایراد می گرفتند که چرا مثل بقیه مردم سلوک می کنند وقتی مردم یکرنگی و صداقت و سادگی را می بینند مجذوب فرهنگ و مسئولین می شدند.


• فرصت ها و تهدیدهای فرهنگی کشور را در چه مواردی می بینید؟
علاوه بر این تهدیدهایی که عرض کردم ما در شرایط سیاسی ای هستیم که تهدید های جدیدی هم به علت ایجاد یک نظام دینی که یک پدیده ی غیر قابل تصور برای دنیای غرب بود برای ما وجود دارد. چند قرن بود که غرب مسئله دین را از حوزه های اجتماعی و سیاست جدا کرده و خیالش راحت بود که احتمال بازگشت وجود ندارد. علی رغم این تصور انقلاب اسلامی یک پدیده ی تکان دهنده ای برای دنیا بود که از یکپارچگی بین دین و حکومت سخن می گوید و می خواهد عرصه ی دین و علم را یکسان بکند و فرهنگ مادیگرای علمی حاکم بر غرب را به فرهنگ معنوی برگرداند و معنویت را وارد عرصه های فرهنگ بکند. البته این پدیده از جهاتی با منافع سیاسی جهانخواران هم تعارض دارد و منافع مادی آنها را هم به مخاطره می اندازد و به همین خاطر تهدید از سوی آنها وجود خواهد داشت تهدید های سیاسی که نظام سیاسی دینی را محاصره کرده ناشی از این پدیده است. این تهدید برای ما یک تهدید فرهنگی هم هست چون دشمن متوجه شده که مهم ترین مسئله وخطر اسلام ونگاه دینی و حکومت دینی واقعی است، لذا باید به تحریف و تخریب مبانی و مبادی اعتقادی و ارزشی جامعه ما بپردازد که روی این موضوع سرمایه گذاری جدی کرده است. در عرصه های تبلیغ و ورسانه موجی از این تهدید ها را به کمک تکنولوژی که خیلی قابل توسعه هست و دسترسی به آن هم آسان شده است راه انداخته اند. چالش سیاسی ما با غرب تبدیل به یک تهدید فرهنگی شده است که از خارج مرزها متوجه فرهنگ ماست. در داخل هم کسانی با رفتارهایشان این زمینه را مستعد می کنند و این یک پدیده ی اضافه تری را ایجاد کرده است.  حال این در عین حالی که تهدیدات اگر خوب شناخته و شکافته می شد و آن آفت های داخلی وجود نمی داشت تبدیل به یک فرصت هم می شد چون یک جامعه وقتی در مقابل یک دشمن مشترک که دشمنی او را باور دارد قرار بگیرد نقاط مشترک و وحدت خیزش بارز خواهد شد و خود به خود در مقابل دشمن مشترک یک انسجام را پدید می آورد و هویت خود را حفظ می کند منتها مشکل ما این است که به خاطر آن شکاف فرهنگی داخلی، مرز بین دشمن و دوست روشن نشده و دشمن باوری ضعیف شده است. چه دشمن سیاسی و چه دشمن فرهنگی و گاهی دشمن در دید دوست تعریف شده و دشمن سازی را یک پدیده ی سیاسی بازی داخلی تلقی کرده اند. با این نگاه ما تهدید پذیریم اما اگر ما واقعا دشمن شناس باشیم دیگر تهدید نیست و اتفاقا می تواند فرصت باشد. چون تهدید های دشمن انسان ها را مستقل و خودکفا کرده از وابستگی خارج می کند انسان ها خود باور شده و باور فرهنگیشان تقویت می شود. ولی این تعارض که عرض کردم در فرهنگ ما وجود دارد مانع این می شود. چون عده ای با یک نگاه دیگر به دشمن نگاه می کنند آن را یک فرهنگ غالب می بیند، فرهنگ برتر می شناسد و می خواهد خود را با آن همسان بکند و گروهی دیگر این فرهنگ وارداتی را ترفند دشمن دانسته و ایستادگی می کنند.


• نقش و سهم فرهنگ سازان مانند نهادهای فرهنگی و یا سازمان هایی که به نوعی عهده دار فعالیت هی فرهنگی در کشور هستند در فرهنگ عمومی چه بوده است؟ آیا تعدد مراکز فرهنگی یا فقدان مدیریت فرهنگی موجب آسیب هایی می شود یا خیر؟
ما باید نگاه جزئی بین مدیران را در عرصه های مختلف اصلاح بکنیم. ما همین نگاه دوگانه بین دین و جامعه، دین و سیاست و عرصه های مختلف را حفظ کرده ایم. در ظاهر بیان می کنیم سیاست ما با دیانت ما یکی است اما در رفتار این یکی بودن را قبول نکرده ایم. دلیلش هم همین است مثلا می گوییم سازمان تبلیغات متصدی فرهنگ دینی است. مگر بنا است که فرهنگ تجزیه بشود و فرهنگ دینی و غیر دینی داشته باشیم قرار بود هم فرهنگ دینی بشود و دین هم محدود به عرصه ی عبادات و ایمان باطنی نباشد، رفتار بیرونی را هم سامان بدهد. یک مسلمان که نمی تواند بگوید اینجا که نماز می خواند در بعد دینی رفتار می کند اما آنجا که وارد بازار می شود دیگر دینی نیست. تجزیه وجود دارد و نهادهای خودمان را هم با همین نگاه ایجاد کرده ایم. در آموزش و پرورش می گوییم امور تربیتی متصدی امور دینی و کار فرهنگی ماست. نمی خواهم وجود و تقسیم کار را نفی بکنم، نگاه را عرض می کنم. یعنی در معلم ریاضی و فیزیک، نگاه اصلا نگاه دینی نیست اما نگاه به امور تربیتی باید نگاه دینی باشد. خود به خود تفکیک ایجاد می کند که عرصه ی علم غیر از عرصه ی دین است و دو رفتار ایجاد می کند. وزارت ارشاد می گوید مسئول فرهنگ دینی مردم نیستند و دولت هم همین را می گوید. متصدی فرهنگ دینی حوزه های علمیه و مساجد و... باشد خود به خود این تفکیک باعث جدایی مردم از سیاست و دین و فرهنگ از سیاست می شود کار مساجد چیست؟  اگر قرار است فرهنگ دینی در مساجد شکل بگیرد مساجد هم فقط برای عبادات باشند، حوزه ی اجتماع و حوزه ی فرهنگ عمومی از حوزه ی دین جدا می شود. یک مقداری این تفکر مانع است و خود ما هم این کار را کرده ایم مثلا در دانشگاه ها نهاد نمایندگی رهبری گذاشته ایم برای چه؟ آیا برای اشاعه ی فرهنگ دینی است. مگر رفتار سیاسی دانشجو جدای از دین او باید باشد. خود ما با این نهادها به این دوگانگی دامن زده ایم. یک مسئله ما در نگاه و تفکر ماست. بی آنکه حوزه ی تقسیم کار را تعریف بکنیم تفکیک حوزه ها را بیان کردیم. باید یک واحدی را قائل باشیم و بعد مثلا بگوییم پاسخ به سوالات شرعی و عبادی را در مسجد بگیرید و پاسخ سوالات دینی در عرصه ی دیگر را از وزارت ارشاد بگیرید ولی این گونه نیست. این تعارض فرهنگی خود به خود باعث ایجاد اختلاف می شود در جاهای دیگر هم ما برای تغییر فرهنگ عمومی همان طور که عرض کردم در تمام حوزه ها عمل بکنیم. وقتی شما بخواهید این فرهنگ را حاکم بکنید باید فیلم های شما همین را ترویج بکند مثلا اگر می خواهید فرهنگ ازدواج را عوض بکنید در ادبیات ما، در هنر ما، در فیلم های ما، این باید یک شاخص بشود ولی اینگونه نیست ما در حوزه های فیلم سازی و سیما آیا دنبال تقویت فرهنگ های ارزشی دینی هستیم. یک موقع می گوییم فرهنگ دینی فکر می کنیم که مستقیما باید به اسم دین پرداخت و تنها چیزی که در تلویزیون با این عنوان شاخص می شود نمایش های خاص با یک ترکیب و گویش و لباس خاص در ایام خاص است. شب عاشورا باید یک سریال تاریخی یا میان پرده و تئاتری را با فرهنگ دیگری عرضه بکنیم و این می شود سهم ما از فرهنگ دینی و بعد به سراغ بقیه کارهای خودمان می رویم. این مانند یک بیماری می ماند که باید پرهیز بکند و دارو بخورد این کارها را می کند و بعد شروع می کند بقیه غذاها را خوردن و می گوید من به تکلیفم در خوردن دارو عمل کردم. یا همان مثالی که دکتر شریعتی در تجزیه نگاری می زند. می گفت یک نفر به شهر ری برای حمام می رفت به او می گفتند که اگر در تهران حمام بروی که نزدیکتر است وی در جواب می گفت حمام آنجا ارزان تر است می گفتند خوب کرایه ماشین تو هم اگر به این مبلغ اضافه شود و اگر در راه هم چیزی بخوری که بیشتر هم می شود وی می گفت آنها که پول حمام نیست. حال نگاه ما هم اینگونه شده است و حوزه های فرهنگی به همین علت مشکل دارند وگرنه اگر تقسیم باشد تعدد مشکل زا نخواهد بود. کسی از مسجد انتظار ندارد. البته فیلم سازی در مسجد حرام نیست. چون اگر فیلم سازی یک هنر اسلامی و دینی باشد می توان در مسجد هم فیلم ساخت ولی مسجد می گوید من کاری به این عرصه ندارم و به کار دیگری می پردازد، تلویزیون به کار فیلم و سریال بپردازد. اینها تقسیم کار است و نه تضاد در مبانی. مشکل ما تعدد به معنی حوزه های ماموریتی مختلف نیست. مشکل ما بنیادهاست. بنیادهای ما متضاد است و این را باید حل بکنیم اگر تعدد مراکز به عنوان تعدد بنیان ها باشد که الان اینگونه شده است این مشکل دارد وگرنه تعدد مراکز حتی می تواند مثبت باشد. ده مرکز فرهنگی دارند حوزه های فرهنگی را اصلاح می کنند اما با یک جهت گیری، جهت گیری های ما متاسفانه مختلف است. چندین سال پیش گام هایی برداشته شد. در اواخر عمر حضرت امام (ره) سال های 67 و 68 زمانی که مقام معظم رهبری در شورای عالی انقلاب فرهنگی بودند کار در حوزه ی فرهنگ عمومی به عنوان ایجاد سیاست های کلان مطرح شد اتفاقا کارهای خوبی هم انجام شد. یعنی یک اصولی به عنوان سیاست های کلان فرهنگی مطرح شد اما چون این سیاست های کلان به فیلم، کتاب، نشریات و مطبوعات و رفتار عمومی مردم برمی گردد، در عمل فقط به صورت یک مکتوب خاک خورده ماند. آن روز که بحث سیاست های کلان مطرح نبود شورای عالی انقلاب فرهنگی به این عرصه پرداخت. مهم این است که ما این عرصه را بگیریم در اختیار تلویزیون هم بگذاریم و در سریال ها به این سمت برویم. الان می بینید که هر یک از سریال ها یک مسیر خاصی را طی می کند. یک سریالی را که با نام پشت کنکوری ها در ماه مبارک رمضان پخش می شد در غالب طنز و نگاه دینی می خواهد به جوان ها کار کند، خیلی زود این تبدیل به یک سریال تراژدی جنایی طنر تبدیل می شود و تصویری که از جوان می بینیم یک طور دیگری است. بعد می گویید چرا در عرصه ی اجتماعی ما چنین بدبینی ایجاد می شود ما چه چیزی را می خواهیم هم از واقعیت جوانانمان ترسیم بکنیم و هم چه خطی می خواهیم به آنها بدهیم و یا در بحث برنامه های اجتماعی در بحث آسیب شناسی اجتماعی برنامه های خودی وجود دارد مثل بحث خانواده، ولی آنچه را می بینیم بیشتر آسیب های اخلاقی و منفی است، هیچ وقت الگوهای مثبت ارائه نمی شود. این نگاه برنامه سازی یک نگاه خاصی است مثل ایجاد هیجان که اشباع میل ماجراجویی جوانان را دنبال می کند و هدف آن سرگرمی است. یکی دیگر هدفش اصلاح فرهنگ است. یک خط دهی دینی را در همه ی عرصه ها لازم می داند. این دین را یک قشر ظاهر فرهنگ می بیند و فقط در عرصه هایی به آن می پردازد اینها مشکل تعدد فکر است.


• نقش و تعامل خرده فرهنگ ها در وفاق یا عدم وفاق اجتماعی به چه نحو است؟
خرده فرهنگ های ما عوامل دو وجهی هستند یعنی می توان از آنها بهره ی مثبت گرفت و می شود به آنها به عنوان نقطه ی اختلاف و تضاد دامن زد. از هر دو سمت هم از آن استفاده می شود مثلا یکی بحث زبان است، می شود از غنای زبان استفاده کرد. هر کدام یک شیوایی، یک فرهنگ و غنایی دارد که این غنا مثبت است اما گاهی آن خرده فرهنگ را می خواهیم در نقطه ی تقابل با فرهنگ غالب قرار دهیم و نقطه ی تضاد را ایجاد بکنیم و مشترکات دینی و ملی را نادیده بگیریم که این می شود یک تهدید. همیشه خرده فرهنگ های ما ابراز تهدید بوده اند که معمولا تحریکات خارجی هم برای رسیدن به اهداف سیاسی داشته اند ولی در کل و در وجه عموم جامعه اگر با این خرده فرهنگ ها عادی رفتار شود من نگرانی از اینها ندارم. یعنی بگذارند کار خودش را انجام دهد که ظرفیت مثبتش هم به کار می آید. به خصوص این که روح اسلامی هم در مجموعه این کشور وجود دارد یعنی خرده فرهنگ های ما یک اشتراک عمومی دارند که مسلمانند و اینها را با هم آمیخته کرده اند یعنی در سن ها و روابط اجتماعی آن ها وجود دارد. اگر باب تحریکات برداشته بشود مثبت است. به نظر من بعد از انقلاب هم به همین فرهنگ ها توجه شده، ارزش گذاری شده و در عین حال از آن طرف هم تحریکاتش بوده است. در کل می شود با این خرده فرهنگ ها به جای خوبی رسید. البته خرافات در همه فرهنگ ها وجود دارد که خرافات زدایی از این فرهگ ها کار خود آنهاست. و ما نباید ظرفیت های فرهنگی خودمان را نادیده بگیریم.


• چگونه می توان فرهنگ عمومی را ارتقا بخشید، چه راهکارها و راهبردهایی وجود دارد؟
ارتقا فرهنگ عمومی در گرو همان بحث قبلی است. یکپارچگی نگاه و یکپارچگی در بنیان ها و جهان بینی باعث این ارتقا می شود. اگر این یکپارچگی به وجود آمد یقین بدانید سینما، تلویزیون، کتاب ها، مطبوعات، شعر، روابط اجتماعی و... هم به یک نحوی مشترکا به یک سمت خوبی خواهند رفت. این تعارض های درون فرهنگ ها و تضاد رفتاری ما موجب می شود که نتوانیم فرهگ عمومی را ارتقا دهیم. مهم ترین ارزه ی فرهنگ عمومی که خودمان هم از آن ناراحت هستیم و بروز اجتماعی هم دارد مثلا فرهنگ قانون گرایی است. چرا قانون گرایی در جامعه ی ما شکل نمی گیرد این تنها یک شاخص فرهنگ عمومی است. این همان تضاد رفتاری است. قانون گذاران قانون را برای دیگران می پسندند نه برای خودشان، ثانیا آن روابطی که بین قانون گذار، دولت و مردم وجود داشته که نگاه منفی بوده، همین نگاه منفی را تقویت کرده ایم در این سال ها به خاطر همان منفعت جویی های حاکمین، ایجاد فاصله ی بین مردم و مسئولین اتفاق افتاده است. اول انقلاب این مسئله خیلی خوب حل شد. انقلاب با اینئکه تخریب اجتماعی ایجاد می کند ولی چون انقلاب ما اسلامی بود خیلی خوب توانست وحدت و نگاه مثبتی را ایجاد بکند. مردم حکومت را باور کردند. مشکلات آن را مشکلات خودشان می دانستند این یکرنگی بین مردم و حکومت می توانست ظرفیت بالایی برای فرهنگ عمومی ایجاد بکند به تدریج مسئولین فاصله گرفتند و همین فاصله ها به ناباوری انجامیده است. یعنی مردم احساس نمی کنند این قانون منفعت آنها را تامین کند و همه در اجرای آن یکسانند یعنی احساس عدالت اجتماعی وجود ندارد. هرکس می داند که از طریقی می شود قانون را دور زد. این باور وقتی وجود داشته باشد کسی به قانون عمل نمی کند. این در گرو این است که می گویند حرمت امام زاده را باید متولی نگاه دارد. خود حاکمین حرمت قانون را رعایت بکنند. و اگر این باورها ایجاد شود فرهنگ عمومی ما الگوپذیر است. الگوپذیری مسئله ی مهم فرهنگ ماست و راه اصلاحش ارائه الگوهای منفی است. گاهی ما آنقدر مروج فوتبالیست ها می شویم که همه می خواهند آن الگو را اقتباس کنند در صورتی که جای قهرمانان ورزشی همه جا نیست ولی همان الگوی جزئی را تبدیل به یک الگوی تمام عیار زندگی اجتماعی می کنیم و همین باعث می شود در حوزه های علوم و در حوزه های دیگر فرهنگ دچار آفت بشویم یا مثلا یکباره هنر پیشگی می شود الگوی یک جوان، این یک شغل است. اما الگوسازی به گونه ای می شود که یکباره همه جوانان به سمت آن می روند. ارائه الگوهای مناسب می تواند یک راه حل مناسب باشد.


• عقل جمعی به چه معناست و چه مرجعی باید آن را هدایت کند و آیا در ایران تبعیت از عقل جمعی دیده می شود؟
عقل جمعی یکی از شعارهای سیاسی سال های اخیر هم هست ولی نگاه فرهنگی ما در باب مشورت و استفاده از توان افراد نگاه عمیق تری است. ما گر به روش پیغمبر اکرم (ص) هم نگاه بکنیم ایشان هم از این مقوله استفاده کرده اند، «شاورهم فی الامر و امرهم شوری بینهم» که زمینه هایی برای رشد جمعی جامعه هم فراهم می کند وجود داشته است. در ادبیات ما هم دیده می شود. در اشعار شهدا مثلا این که می گویند عقل با عقل دیگر اقوی می شود نشان استفاده از توان جمعی بای راهیابی به مسائل است. این هم جا و هم حوزه های خاصی دارد مشکل ما در عقل جمعی، در به هم ریختن حوزه های کاری است. آنچه امروز به عنوان عقل جمعی مطرح می شود در برابر وحی مطرح می شود یعنی عق جمعی که انسان را بی نیاز از وحی بکند. این همان اشکال اصلی است ما عقل جمعی بی نیاز از وحی را قبول نداریم. عقل در ادبیات ما آن چیزی است که ما عُبِدَ بِهِ الرحمن و با این معنا بنیان های عقل از منابع دینی ما هم هست مستقلات عقلیه که مطرح می شود. اما آن عقل محض تبدیل شده به عقل ابزاری امروز و می خواهد جای وحی را بگیرد این تضاد فرهنگی ایجاد می کند. عقل جمعی امروز در عرصه های سیاسی کاربردش در این است که نیاز به شریعت را منتفی بکند و به جای آن اراده ی جمعی را بنشاند البته این اراده ی جمعی هم تعریف سیاسی دارد. اراده ی گروه ها و نخبگان خاصی است. یعنی یک نوع اریستوکراسی دیگری را به وجود می آورد به اسم دموکراسی و آن هم سلطه ی مادیگری جدیدی هست. لذا در این عرصه ما در عقل جمعی یک نگاه سیاسی و تغییر جهان بینی می بینیم و از این جهت بیش از اینکه یک واقعیت اجرایی در عرصه ی عمل باشد یک نوع تبلیغ جهان بینی است برای تغییر مبانی فرهنگی و این یک آفت است، اما در عمل به معنای این که از ظرفیت های انسانی و تخصصی برای رفع معضلات بهره گرفته شود خوب است در جامعه ما اشکال و نهادهایش وجود دارد، از نظر سیاسی مجلس داریم، شورای شهر داریم، همه ی اینها یک نمادهایی است که بتوان به عرصه ی مباح و مجاز از عقل عمومی استفاده کرد و با قدرت فکری قوی تری به جلو رفت. اما یک مقداری روحیه رفتاری ما یک روحیه فردگرایانه است و کار جمعی همیشه با معضل و مشکل مواجه هست و نتوانسته ایم در این عرصه در عمل جدی باشیم. یعنی رضایتبخش نیست حتی در مباحث عقل جمعی هم عقل به معنای ملاحظه منافع و مصالح جمعی و گروه های اجتماعی بروز می کند تا پیدا کردن راهکارهای راهگشا برای عموم مردم. هر قشری حافظ منافع گروه خاصی است. از طبقه خاصی هم هست. و بیشتر به حفاظت از منافع آن گروه فکر می کند. در مجلس شورای اسلامی مثلا در عرصه ی برنامه ی بودجه توجه کنید. برنامه ی بودجه یعنی استفاده از ظرفیت های مالی کشور برای بازسازی کل کشور و هماهنگ پیش رفتن به سمت یک نقطه ی مطلوب، اما می بینیم که چقدر جزئی نگری وجود دارد و تحت تاثیر مسائل جزئی قرار می گیرد. یک کسی بتواند با لابی های مختلف سمت بودجه را بکشاند به جایی که بتواند بر اساس رای بعدی اش را تضمین بکند و یا یک کار چشم پر کن انجام دهد بدون اینکه به کلیت این کار در مجموعه کشور بیندیشد. او اصلا تکلیف خود را اینمی داند که از منافع خاص منطقه حمایت بکندو منافع کلان را نبیند. این کشمکش و تعارض منافع جزئی خود بر رفتار اجتماعی ما غلبه دارد و این هم خود یک آفت کار جمعی ما شده است. لذا عقل جمعی با این رویکرد بیشتر کاربرد سیاسی پیدا کرده است ضمن اینکه در جاهایی بنیان ها را خخراب کرده بیشتر هم یک شعار سیاسی است.


• اهمیت ندادن به علوم انسانی و توجه بیش از حد به علوم تجربی از کجا ناشی می شود و چه پیامدهایی دارد؟ 
مظهر قدرت غالب در دوران جدید، غرب شناخته شده است. غرب هم غلبه اش در تکنولوژی بروز کرده است. یعنی حقیقت شده تکنولوژی حقیقت تکنولوژی هم شده غرب و بدین ترتیب غرب تبدیل شده است به یک غول قدرتی که الگوی پیشرفت است. لذا حوزه ی پیشرفت و رشد را در عرصه های علوم طبیعی و تکنولوژیک می بینند، جوان می خواهد در رشته های مهندسی، پزشکی و رشته های فنی و طبیعی تحصیل بکند چون اینها را مظهر علم و قدرت در جهان امروز می داند جامعه ی ما هم البته به این مسائل نیاز دارد. ما هم از عمق مسئله غافلیم و به بحران های آن هم نرسیده ایم، غرب ممکن است این مراحل را طی کرده باشد و به بحران های تکنولوژی و بحران های ناشی از پدیده ی علوم طبیعی رسیده باشد ولی شاید آنها مایل باشند ما را هم به آفت ها برسانند و هنوز ما چون این آفت ها را لمس نکرده ایم احساس نیاز به چیزی فراتر از تکنولوژی در جامعه ی ما جدی نشده است. که اگر این یک مسئله جدی می شد رویکرد علوم انسانی قوی تر می شود. یک مشکل بدتری که ما داریم و از زاویه  نگاه دیگر قابل بحث است ما علوم انسانی را در جامعه رشد کمی داده ایم هم پذیرش دانشجویان در این رشته ها بالاست و هم اینکه رشته و دانشگاه هایی که رشته های علوم انسانی دایر کرده اند رو به افزایش است ولی متاسفانه مبانی عوض نشده است. یعنی مبانی علوم انسانی ما مبانی علوم انسانی نشده است و همان مشکلی که در حوزه ی آموزش عرض کردم وجود دارد این نگاه مشکلی را حل نمی کند بلکه وضع را بدتر می کند چون اگر قرار باشد با علوم انسانی همین سلطه ی تکنولوژی و مادی را تئوریزه کرد و به باور باطن رساند یعنی این پیغمبری جدید می شود ایمان به تکنولوژی ایمان به قدرت سلطه گر حاکم بر جهان. لذا علوم انسانی راهگشا نمی شود که اصلا مستعد کننده ی راه هم شده است. یک مقدار از مشکل ما این است که علوم انسانی بازنگری بنیانی نشده و در راستای نگاه منفی است. و همین باعث شده کسانی که به این سمت می آیند غالبا انتخاب مستقیم و اولشان نباشد و شاید از بد حادثه و یا ناگزیری و اینگونه مقوله ها به علوم انسانی روی می آورند. انسان مسئله نشده است در صورتی که امام راحل (ره) می فرمودند: موضوع علم انبیا انسان است و ایشان می فرمودند، ما دنبال استقلال آزادی و جمهوری اسلامی نیستین، هدف ما از حکومت انسان است و بقیه ابزار و شکل ظاهری کار است. ولی انسانی که تعریف نشده، جهان بینی ها خراب است و اگر ما جهان بینی را عوض نکنیم، و لایه های عمیق فرهنگی جامعه را در این زمینه اصلاح نکنیم علوم انسانی به جایی نمی رسد. مدیران ما هم که اکثرا تحصیلات علوم انسانی دارند ولی در عرصه ی مدیریت نوعا مدیران سیاسی اند و در مدیریت های سیاسی خیلی نگاه تخصصی و کارشناسی وجود نداشته است و در مواقع حساس هم از محموله های فرهنگی خوب استفاده نکرده ایم. مثلا حوزه ی مدیریت آموزش و پرورش و آموزش عالی را در بیست سال گذشته یک مروری بکنید، در چه دوره هایی مدیریت به دست متفکرین علوم انسانی بوده است.           
                     
  
منبع:فرهنگ عمومی_اداره کل پروژه های سیما_ به کوشش سعید کرمی_1382

 

 




            

تعداد بازدید: 468 ،    
  
کلیدواژه ها: فرهنگ عمومی - سعید کرمی - اداره کل پروژه های سیما - دکتر غلامحسین الهام


اخبار مرتبط:

(همکاری در نشر این نوشته برای دیگران) :              

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
 کد امنیتی:
 
 
 
   پیشخوان کتابفروشی ها/ آگهی  
بیماری های عفونی "باکتریال"اصول طب داخلی هاریسون 2008 (همراه با اطلس رنگی)
بیماری های عفونی "باکتریال"اصول طب داخلی هاریسون 2008 (همراه با اطلس رنگی)
بیماری های عفونی "باکتریال"اصول طب داخلی هاریسون 2008 (همراه با اطلس رنگی) بهنام حاجیان، زهرا خلج سرشکی (مترجم)، بهناز قوامی (مترجم)، آسیه(انسیه) کتابچی (مترجم)، عبدالرضا سودبخش (مقدمه)
قجاوند به روایت همسر شهید
قجاوند به روایت همسر شهید
کتاب قجاوند به روایت همسر شهید روایت زندگی یکی از سرداران دفاع مقدس به قلم نجمه کتابچی است که نهمین دوره جایزه ادبی شهید غنی پور بعد از کتاب دا مقام دوم راکسب کرد.این کتای جلد 13 از مجموعه‌ی نیمه‌ی پنهان ماه است...
فرش باد فرهنگ
فرش باد فرهنگ
مطالب این کتاب نوشته علی عسگری و حاصل تجربه‌های نویسنده در عرصه فرهنگ است. این تجربه‌ها نه چندان نو و تازه‌اند بلکه هر روزه در مسیر پرپیچ و خم مدیران و نگاران خوش‌رو و خوش‌خوی فرهنگ تکرار می‌شوند...
قرآن صاعد
قرآن صاعد
کتاب فوق پژوهشی است پیرامون مسأله دعا در فرهنگ اسلامی . این کتاب که نوشته علیرضا برازش است فواید و فلسفه اجابت دعا و مسائل مربوط به آن را مورد بررسی قرار داده است...
سه روز محاصره
سه روز محاصره
علیرضا اشتری - محمدهادی فرمانده‌ی یک گروهان بوده است،سه روز محاصره روایت اوست از رهایی شانزده هفده نفر بازمانده از بچه‌های گردانش...
عروس ماه می شوم
عروس ماه می شوم
کتاب عروس‏ماه‏می‏شوم کتابی داستانی نوشته نجمه کتابچی است که به حیات نورانی حضرت بی‏بی شهربانو (س) می‏پردازد...
آموزش و راهنما همراه با نمونه سوالات امتحانی طبقه بندی شده متره و برآورد
آموزش و راهنما همراه با نمونه سوالات امتحانی طبقه بندی شده متره و برآورد
آموزش و راهنما همراه با نمونه سوالات امتحانی طبقه بندی شده متره و برآورد: قابل استفاده رشته های فنی و حرفه ای (گروه تحصیلی هنر) (رشته ی نقشه کشی) نوشته مجید کیانی و...
رسانه های آمریکا، راهبردها،کارکردها
رسانه های آمریکا، راهبردها،کارکردها
کتاب«رسانه های آمریکا» به نویسندگی محمدرضا محمدخانی،توسط اداره کل پژوهش های سیما به چاپ رسید. به گزارش«پایگاه خبری فیلم کوتاه»این کتاب شامل سه فصل؛ راهبردها، کارکردها و مالکیت رسانه ای است...
بچه تهرون
بچه تهرون
"بچه تهرون" عنوان کتابی است که موسسه شهید آوینی با مشارکت نشر دانشجو در پاییز 1384 به چاپ رسانیده است. این کتاب مجموعه ای از خاطرات کامران فهیمی که به همت علیرضا اشتری نگارش شده است...
سکولاریسم (خاستگاه، مبانی و مؤلفه ها)
سکولاریسم (خاستگاه، مبانی و مؤلفه ها)
واژه سکولاریزم در اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم در قرارداد «وستفالی»، به کار رفت که ناظر به خروج برخی نهادها از سلطه کلیسا بود. سعید کرمی از پژوهشگران حوزه¬ی حقوق و علوم اجتماعی است که...
ادامه پیشخوان کتابفروشی ها/ آگهی
   آگهی های متنی/جهت سفارش به منوی تماس با ما مراجعه شود.  
  شما می توانید برای خرید هریک از کتاب های معرفی شده در این سایت و یا سایت های دیگر به سایت پاتوق کتاب مراجعه کنید :: پاتوق کتاب پایگاه اطلاع رسانی، معرفی و فروش کتاب موسسه راهبران کتاب فردا است. :: از جمله اهداف آن/گسترش فروش و توزیع اینترنتی محصولات فرهنگی اعم از کتاب، نرم‎افزار و نشریات :: ایجاد امکان دسترسی آسان و سریع به یک بانک اطلاعاتی کامل از محصولات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی برای دانشجویان و اساتید :: ناشران و نویسندگان هم برای همکاری، تبادل محصولات فرهنگی و همچنین استفاده از امکانات این فروشگاه مجازی می‌توانند با مدیر سایت تماس بگیرند. :: http://bookroom.ir/ ::
  روزنامه وطن امروز // روزنامه صبح ایران// برای اشتراک در خبرنامه الکترونیکی رایگان روزنامه لینک مربوطه را کلیک کنید.http://www.vatanemrooz.ir/HTMLResources/Tools/Newsletter/
  برای عضویت در انجمن ناشران انقلاب اسلامی با یکی از اعضای هیات مدیره تماس حاصل فرمایید./انتشارات سروش /انتشارات سوره مهر /انتشارات شاهد /انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی /انتشارات کتاب ناب /انتشارات پیام آزادی.نشانی دفتر مجمع ناشران انقلاب اسلامی:تهران، تقاطع خیابان سمیه و استاد نجات اللهی،شماره 260، واحد 8 تلفن: 66477002
  «کافه کراسه» در خیابان انقلاب اسلامی، خیابان ۱۶ آذر، ضلع شمال‌غربی دانشگاه تهران، خیابان پورسینا، شماره ۲۱ همه روزه از ساعت ۹ تا ۲۱ پذیرای بازدیدکنندگان خواهد بود.
  یادداشت(نوشته هایی درباره کتاب و نقد)-تراث شناسی(شناخت میراث کهن ما)-فهرست ها (برگزیدگان جوایز ادبی)-تازه های نشر و دیدگاه شما-پیشنهاد (چی بخوانیم)-مقالات-کتاب کوچک بعدازظهر-شعر-داستان-مراقبه-یک کتاب خوب قدیمی-معرفی کتاب-حامیان ترویج فرهنگ کتابخوانی و نقد کتاب-کتابفروشی ها- دیگران-فروش کتاب با امضای نویسنده را در کتاب معاصر::پایگاه اطلاع رسانی و نقد کتاب معاصر::BookShopNews بخوانید.
  تولید انواع پازل های تبلیغاتی و فرهنگی /// ویژه نهادها و دستگاههای فرهنگی و دولتی /// در قطعات بالا 600 تکه و 1000 تکه /// با بسته بندی های متنوع /// مطابق با طرح های سفارشی و دلخواه روابط عمومی /// ویژه رونمایی ها و معرفی پروژه ها /// 09133164522///09133095962
  مجموعه cd های همایش دکتر فرهنگ با موضوع: ازدواج موفق ( مجموعه 10 جلسه)....تفاوت ساختاری زن و مرد خانواده موفق... فروش اینترنتی (اینجا کلیک کنید)...
  فروش اینترنتی نرم افزار حوادث فتنه گون... فیلم هایی با موضوعات : اخراجی ها 4 ، جواب تخریب ، بدون شرح ، اینجا ایران است؟!! و ...گالری : شامل عکس های بعد از انتخابات ، تظاهرات مردمی و دفاع از ولایت فقیه ، تظاهرات بر علیه حرمت شکنان روز عاشورا و ...- شبکه های ماهواره ای : شامل تصاویری از اغتشاشات ، درگیری های روز عاشورا ، تحلیل انتخابات ، بازداشت شدگان اغتشاشات ، نشست خبری رئیس جمهور ، اعتراضات خارج از کشور و ...(اینجا کلیک کنید)
  نرم افزار آموزشی نماز و اصول دین برلی بچه ها/ موسسه نرم افزاری کوثر
  کتاب باید هلو باشد... دانشجو نباید سیب زمینی باشد.... یک دختر جلف.... شاهنامه وقتی کوچک بود .... سفر به جزیره‌ی ناشناخته ...حرفی برای تمام فصول قرآن در بیان رهبر انقلاب... کلیدهای یادگیری نکاتی برای افزایش ضریب یادگیری...الف تفسیر کلام وحی در بیان آیت الله جوادی آملی...جرعه‌های سلامتی سلامت در نهج البلاغه...داستان‌راستان‌در80دقیقه داستان راستان در قالب مینی‌مال...چهارسوق به انضمام ترخون داستان حسن کرد شبستری...بهترین نماز در بیان رهبر انقلاب...میوه درمانی ...زرسالاران یهود ...طب ایرانی؛ تغذیه به انضمام حجامت ...من محمدرضا 22 سال دارم ...موشک آبی ...سلام؛ خانم مرجان خانم ...یک قرص آرام‌بخش برای عروس و داماد ...بی تو یک سال است ...و همه کتاب های دانشجویی --- انتشارات کتاب دانشجویی را با یک تلفن خرید کنید..
  برای اشتراک نشریه امتداد (مجله ای برای همه کسانی که دل هایشان کمی آسمانی شده است...) اینجا را کلیک کنید...
ادامه آگهی های متنی/جهت سفارش به منوی تماس با ما مراجعه شود.
 
   این ها را هم امتحان کنید!!  
چگونه بخندیم؟
نقد و بررسی کافه خنده، اثر علی رضا لبش
کافه خنده طنزی است شهری که به دنبال ایجاد محتوایی با مضامین مشکلات شهری است. زبان استفاده شده در کافه خنده زبانی است نزدیک به عامیانه با اصطلاحاتی آشنا و ترکیب های روان. زمینه شکل گیری اکثر آثار این مجموعه دارای یک پیشینه ذهنی و تاریخی قبلی است. به عنوان مثال داستان های خاطرات خاله سوسکه، خاطرات کبری، خاطرات کوزت و ...
فهرست پرفروش ترین رمان های کودکانه سال 2010 آلمان
بنیاد تحقیقاتی رسانه ای«مدیا کنترل» آلمان واقع در شهر «بادن بادن» همزمان با روز جهانی کودک ، اسامی پرفروش‌ترین رمان‌های کودکانه سال 2010 آلمان را منتشر کرد...
اعلام برنده جایزه ادبیات کودک کاتولیک سال 2012 آلمان
جایزه ادبیات کودک کاتولیک 2012 به آن-لاور بوندو نویسنده فرانسوی «زمان معجزه‌ها» و مایا فون فوگل مترجم آلمانی اثر تعلق می‌گیرد.سال 2009 رمان «زمان معجزه‌ها» از سوی نشر بایارد فرانسه به بازار آمد و به دنبال آن چندین ترجمه از آن به زبان‌های گوناگون در دسترس خوانندگان غیرفرانسوی قرار گرفت. مایا فون فوگل برگردان آلمانی کتاب را از سوی انتشارات کارلسن آلمان عرضه کرد
اعلام برنده جایزه ترجمه آلمانی – ایتالیایی سال 2012
جایزه ترجمه آلمانی – ایتالیایی از سال 2008 به تناوب به منظور تجلیل از ترجمه های استثنایی از زبان آلمانی به ایتالیایی و بالعکس اهدا می‌شود. اهدا کنندگان این جایزه وزارت امور خارجه، کمیسیون فرهنگ و مطبوعات دولت آلمان، وزارت فرهنگ ایتالیا با همکاری انستیتو گوته در ایتالیا و مرکز کتاب و کتابخوانی در شهر رم هستند.
ادبیات بازداشتگاهی
ساعت 1:25 شب به وقت بغداد
بچه‌ها را لخت کرده و آنها را روی موزاییک می‌کشیدند. پوست بدن‌شان کنده می‌شد و می‌سوخت. پایمان را به فلک بسته و باسیم لخت‌شده به کف پایمان می‌زدند. مواد شوینده... را به خوردمان می‌دادند... ‌اگر چه ادبیات جنگ بازداشتگاهی و سربازی در کشورهایی چون آلمان و روسیه با تشکیل انجمن‌های حفظ دستاوردهای جنگ به شکل منسجم و برنامه‌ریزی شده سیر تاریخی خود را سپری می‌کند، اما به دلیل غنای آثار ما کشورمان در این گونه ادبیات پیشرو‌تر از سایر ملل است...
پله های ترقی داستان انقلاب
نگاهی به رمان تالار پذیرایی پایتخت
داستان کتاب تالار پذیرایی پایتخت از 6 بهمن سال 41 همزمان با طرح انقلاب سفید شروع و در خلال آن به جریان های روابط ارباب و رعیتی و انقلاب رعیت علیه ارباب اشاره می شود. ماجراهای رمان تالار پذیرایی پایتخت که قبل از 15 خرداد سال 42 شروع شده و وقایع انقلاب را بطور غیر مستقیم مورد توجه قرار داده پیش از انقلاب و در سال 53 تمام می شود.
آمریکا وجود ندارد!
تفسیری بر داستان کوتاه آمریکا وجود ندارد
تا به حال آمریکا نبوده ام. فکر هم نمی کنم که آمریکا وجود داشته باشد. شاید مردم، این کارها را می کنند تا دل «کلمبین» نشکند. هنوز هم وقتی دو نفر درباره آمریکا صحبت می کنند، چشمکی به هم می زنند و تقریباً هیچ وقت اسم آمریکا را بر زبان نمی آورند. بلکه غالباً چیز مبهمی می گویند، مثلاً ایالات متحد، ینگه دنیا و یا چیزی از این قبیل.
فهرست برگزیدگان جایزه جهانی «کتاب سال» سال 1390
همزمان با بیست و نهمین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران، برگزیدگان نوزدهمین دوره جایزه جهانی کتاب سال هم معرفی شدند که در آن 24 اثر از آثار خارجی در دو بخش مطالعات اسلامی و مطالعات ایرانی برگزیده شدند. آثار برگزیده در نوزدهمین دوره جایزه جهانی کتاب سال شامل 12 اثر در بخش مطالعات اسلامی و 12 اثر در بخش مطالعات ایرانی است.
ادبیات آمریکای شمالی، ادبیات نابغه‌ها و تکرارها
نگاهی به کتاب خوب شد شناختمت
هرچند که می‌دانست، یا باید می‌دانست که ساعات طولانی تنهایی نه‌ تنها به تمرکز او کمکی نخواهد کرد، بلکه تنها او را برای دقایقی طولانی و بی‌پایان سر جای خود می‌نشاند تا با حالتی مسحور و شیفته به درختان بیرون پنجره‌ی اتاق مطالعه‌اش خیره بماند… و همین‌طور که تاریکی همه‌جا را فرا می‌گیرد، انعکاس شبح‌گونه‌ی خود او در قاب پنجره ظاهر شود.
 
   سال 91، سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی  
سال 91، سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی
عمده، مردمند. شما باید کالاى ایرانى بخواهید. این افتخار نیست؛ این تفاخر غلطى است که ما مارکهاى خارجى را در پوشاکمان، در وسائل منزلمان، در مبلمانمان، در امور روزمره‌مان، در خوراکى‌هامان ترجیح بدهیم به مارکهاى داخلى؛ در حالى که تولید داخلى در خیلى از موارد بسیار بهتر است. من شنیدم پوشاک داخلى را که در بعضى از شهرستانها تولید میشود، میبرند مارک خارجى میزنند، برمیگردانند! اگر همین جا بفروشند، ممکن است خریدار ایرانى رغبت نکند؛ اما چون مارک فرانسوى دارد، خریدار ایرانى همان لباس را، همان کت و شلوار را، همان دوخت را انتخاب میکند؛ این غلط است. تولید داخلى مهم است. ببینید کارگر ایرانى چه تولید کرده است، سرمایه‌دار ایرانى چه سرمایه‌گذارى کرده است. در زمینه‌ى مصرف، عمده‌ى کار دست مردم است؛ که این بخشى از اصلاح الگوى مصرف است که من دو سال قبل اینجا به ملت ایران عرض کردم، و بخشى از جهاد اقتصادى است که سال گذشته عرض کردم. تولید ملى مهم است؛ این را باید هدف قرار بدهند.(بخشی از بیانات مقام معظم رهبری در حرم رضوی در آغاز سال ۹۱)
 

::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
تهران
info@bookshopnews.com
پشتیبانی توسط: گروه نرم افزاری فکا