فرشید امینی
این کتاب با نام های دیگری نیز شهرت دارد، از جمله «جامع ابن بیطار»، «المفردات ضیاءالدین ابو محمد عبداله»، «الجامع فی الطلب» و «الجامع لقوی الادویه و الاغذیه». این اثر نوشته ی مالقی مشهور به ابن بیطار (متوفی 646 ق)، به عربی است. مولف این اثر را که در واقع دائره المعارفی از داروها و خوراکی های مفرد (= ساده، غیر مرکب) است، با عنوان «الجامع» و به درخواست نجم الدین الملک الصالح، فرمانروای ایوبی مصر و شام (حکومت: 603- 615 ق) تدوین کرده است. در ایت تالیف به ترتیب حروف الفبا، حدود 1400 دارو، خوراکی مفرد گیاهی، کانی و جانوری با استناد به بیش از 150ماخذ و با استفاده از تجارب و مشاهدات شخصی مولف (حدود 40 مورد) وصف شده اند که از 1400 مورد فوق تقریبا 1000 مورد را مولفان یونانی، به ویژه دیوسکوریدس و جالینوس معرفی کرده بودند، ولی 400 ماده ی دیگر را دانشمندان دوره ی اسلامی (تا روزگار مولف) به داروشناسی افزوده اند که پزشکی در این زمینه سهم داشته است (اعلم، به نقل از تاریخ طب عرب لکلرک، ص 146). به باور بسیاری از حکیمان اسلامی و غربی «الجامع» مبسوط ترین و به نسبت روشمندترین تالیف داروشناسی دوره ی اسلامی است و این اثر بر آثار مشابه فضیلت دارد که خود ابن بیطار در پیش گفتار اثرش به آن برتری ها اشاره کرده است. در این جا، به نقل از اعلم (دانش نامه ی جهان اسلام، ص 358-362) به این برتری ها اشاره می شود:
الف) گستردگی کم نظیر مطالعات و معلومات ابن بیطار
1_ وی در میهن خود، پیش از سفر تحقیقی به خاور و استقرار در مصر و شام نزد گیاه داروشناسان اندلسی هم چون عبداله بن صالح، ابن حجاج و به ویژه ابوالعباس نباتی کارآموزی و شاگردی کرد و به راهنمایی ایشان به شناخت و گردآوری گیاهان دارویی پرداخت و نتایج خود را یادداشت کرد. از این روست که در اثر او نام اندلسی گیاهان (حتی عربی اندلسی و لاتینی) در کنار دیگر مترادف ها آمده است. ابن بیطار سفر تحقیقی را ادامه داد و از تنگه ی جبل الطارق به سفر طولانی اش به شمال افریقا یعنی الجزایر، تونس و... رفت و در این سفر یادداشت بر می داشت. در زمان اقامتش در قاهره و شام، با حمایت فرمانروایان آن دیار تحقیقات او ادامه داشت. در دمشق در سال 633 ق با ابن ابی اُصَیبعه (600- 668 ق) آشنا شد که سخت به گیاه داروشناسی دل بسته بود؛ از این رو، نزد ابن ابیطار تلمذ کرد. از اشارات ابن ابیطار به رستن گاه های پاره ای از گیاهان چنین بر می آید که وی به شمال عربستان و حتی بین النهرین و به نقل از ابراهیم بن مراد (ج 1، ص 172- 173) در «المصطلح الاعجمی فی کتب الطب و الصیدله العربیه» (بیروت، 1985 م) به ایران و عراق نیز سفر کرد. همین تحقیقات در گستره ی جغرافیایی بر غنای «الجامع» افزود.
2_ ابن ابیطار از آثار قدما و معاصرین خود بهره برده است. به نقل از لکرک، «الجامع» با استناد به بیش از 150 ماخذ تالیف شده است و به گفته ی همو (ج 2، ص 229 و 231) در حدود نیمی از محتویات «الجامع» منقول از یونانیان است که در صدر آن ها دیونسکوریدس و جالینوس قرار دارند که ابن ابیطار تقریبا همه ی مطالب مربوط به ادویه ی مفرده را از ترجمه ی عربی آثار ابن سینا، زکریای رازی، شریف ادریسی، ابن باجه، اسحاق بن عمران، ابن ماسویه، ابن ماشه، ابوحنیفه ی دینوری، مسیح بن حکم، ابوالعباس نباتی و احمد غافقی بهره برده است. به گواهی ابن ابی اصیبعه، کتاب «مفردات الادویه» غافقی یکی از چند کتاب گران قدری بود که او و ابن ابیطار همیشه در شام با خود داشته اند. متاسفانه از کتاب غافقی جز نیمی به جا نمانده است (طبق نسخه ی اوسلر دانشگاه مک گیل شهر مونترال کانادا که از حرف الف تا کاف به الفبای ابجدی است، به شماره ی 7508). ابن بیطار گرچه در پیش گفتار «الجامع» از غافقی و کار او چندان قدردانی نکرده، اما در جای جای متن کتاب از او نام برده و اثر او را ارج نهاده است. ماکس مایرهوف، خاورشناس آلمانی مقیم قاهره (1847- 1945 م)، در مقدمه ی خود بر شرح «اسماء العقار» ابن میمون قُرطُبی که به فرانسوی ترجمه و شرح کرده با تاکید بر این که ابن بیطار همه ی محتوای کتاب غافقی را در «الجامع» گنجانیده است، غیر مستقیم ابن بیطار را به سرقت متهم کرده و بر آن بوده که از ارزش «الجامع» بکاهد. به گفته ی ورنت (ص 457) «صرف نظر از این ادعا که صحتش مورد تردید است، به خصوص که در قرون وسطی امانت علمی مفهوم امروز را نداشته است...» و به نقل از اعلم (ص 146) «از میان دانشمندان غربی تنها کسی که خواسته ارزش الجامع را بکاهد، مایرهوف است... در رفع شبهات مایرهوف می توان چنین گفت: حتی اگر بپذیریم که ابن بیطار همه ی محتویات کتاب غافقی را عینا در تالیف خود آورده است، کمترین ستایشی که می توان از «الجامع» کرد این است که این کتاب را مکمل تالیف غافقی بدانیم؛ زیرا میان این دو تالیف 100 سال فاصله هست و ابن بیطار علاوه بر این که تقریبا 200 بار از غافقی مستقیما نقل کرده، مطالب بسیاری نیز از مولفان معاصر وی و دیگر مولفان پس از وی آورده و نیز نتایج مطالعات و تجارب شخصی خود را هم افزوده است». «الجامع» مزایایی در مقایسه با کتاب غافقی دارد که به صورت خلاصه می توان از آن ها نام برد: 1) گستردگی بیشتر دامنه ی جغرافیایی پژوهش های ابن بیطار 2) بیشتر بودن ماخذ ابن بیطار 3) غافقی مواد خود را فقط بر حسب حرف اول مفردات آورده، اما ابن بیطار به حسب حرف اول و دوم آورده که یافتن دارو را آسان کرده است 4) شمار نوآوری، انتقادات و توضیحات سودمند ابن بیطار بسیار است (305 مورد) و شمار مواد جدید 93 ماده.
ب) وفور مرادف ها
ابن بیطار نه فقط اسامی داروها را به زبان های کلاسیک داروشناسی دوره ی اسلامی، یعنی عربی، یونانی و سربانی بلکه به زبان ها و گویش های اندلس شمال آفریقا (بربری)، خاور نزدیک و میانه (مصر، شام و...) و حتی به فارسی و هندی نیز آورده است. این ها را یا در آغاز مداخل اصلی آورده یا مجزا به صورت مداخل ارجاعی/ ترادفی که گاه با توضیحات اندکی نیز همراه اند؛ شمار این مرادف ها بیش از 931 است. ذکر این مرادف ها برای داروگران، عطاران و گیاه شناسان چند زبانه ی جهان اسلام آن روزگار و پس از آن کمک بزرگی بود.
ج) ذکر روش مند نبودن کار ابن بیطار در بعضی موارد
1) ذکر مولفی واحد با عناوین گوناگون، مثلا آورده حنین بن اسحاق (ج 1، ص 18) و در جای دیگر ابن اسحاق (ج 4، ص 89).
2) ذکر عنوان ماخذ، بی ذکر مولف آن که برای خواننده ی امروزی مشکل ساز می شود.
3) ذکر کتبی که چند تن درباره ی موضوع واحدی نگاشته اند بی ذکر مولف آن ها. مثلا «الفلاحه» که معلوم نیست منظور کلاک «الفلاحه» است یا کتاب «فلاحه الرومیه» یا «الفلاحه الفارسیه» یا کتابی دیگر در زمینه ی کشاورزی.
4) در بسیاری از موارد ابین بیطار ماخذ خود را به صورت بعضهم یا به «زعم بعضی دانشمندان ما» ذکر کرده است که از موارد ابهام در کار اوست.
5) نقل از مولفان ناشناس یا کم شناخته شده ی بسیار که شاید نزد او شناخته شده بوده اند، اما اکنون تعیین هویت آنان شاید نا ممکن باشد.
د) وارسی و تحقیق ادعای ابن بیطار
ابن بیطار در پیش گفتار خود (ج 1، ص 2-3) آورده است که چیزی از نوشته های قدما و معاصران را نقل کرده، مگر این که درستی آن را با مشاهده و با تجربهی شخصی خود وارسی و تحقیق کرده باشد و در مورد «قوا و کیفیات» مواد دارویی و خوراکی، آن چه را مخالف «مشاهده ی حسی، صواب و تحقیق» بوده به کنار گذاشته است و در این کار از نقد و انتقاد قدیمی ها به خاطرسابقه ی آن ها و از معاصران فقط به سبب اعتماد دیگران به راست گویی ایشان خطا پوشی نکرده است، اما به نقل از اعلم (ص 361) «این ادعای ابن بیطار اغراق آمیز و ناصواب است؛ مثلا در مورد چیزهایی [جانورانی یا کانی هایی] که در دسترس او نبوده و به ویژه در مورد «خواص» بسیاری از موادی که از ابن زُهر و مهراریس و شاید دیگران نقل کرده است. خصوصا که وارسی و استعمال بعضی مواد بسی کراهت دارد و دشوار است؛ مثلا «اکتحال زِبل [= غایط] تمساح لکه های سفید [روی قرنیه ی] چشم را زایل می کند» [به نقل از ابن زهر]، «خوردن جگر برشته ی حمار به ناشتا برای مصروعان (آنان که صرع دارند) نیک است...» «الجامع» برای اولین بار در دو مجلد (4 بخش) در قاهره )1299 ق/ 1874 م) اما پر غلط چاپ شد. تلخیص های بسیاری از آن انجام گرفته که مهم ترین آن ها «ما لا یسمع الطبیب جَمله» از ابن کتبی (تالیف در 711 ق) است که ابن بیطار را به «تطویل، تکرار، تقصیر و اشتباه بی شمار» متهم کرده و خود نیز دچار اشتباهات بسیاری شده است (اعلم، ص 146). فُن زُنتهایمر در دو مجلد این اثر را به آلمانی ترجمه کرد (اشتوتگارت، 1840- 1842 م) و لکلرک این اثر را بسیار دقیق به فرانسوی برگرداند (پاریس، 1877- 1883 م؛ ورنت، همان جا). به گفته ی اعلم (همان جا) ترجمه ی آلمانی پر غلط است، اما ترجمه ی فرانسوی آن نسبتا خوب و شرح و بررسی های آن سودمند است. او اضافه می کند که همین ترجمه ی فرانسوی »خود مبنای پژوهش هایی درباره ی داروشناسی و گیاه شناسی عرب- اسلامی واقع شده است».
منبع: علوم فنون_مرداد 1388_فرشید امینی
|