فریبا پایروند ثابت
از آثار مهم خواجه نصیرالدین طوسی به زبان عربی است. موضوع اصلی این کتاب شناخت الگوی بطلمیوسی در مورد جهان است. خواجه نصیرالدین طوسی این کتاب را پس از تالیف دو اثر مهم دیگر خود یعنی «تحریر اصول اقلیدس» و «تحریر مجسطی». در 659 ق، به رشته ی تحریر درآورده است. خواجه در این کتاب سعی کرده تا دستاوردهای نجوم بطلمیوسی را عرضه کند، بدون آن که به دلایل و برهان ها اشاره ای کند. در حقیقت «التذکره» کتابی است که برای آشنتایی عموم با علم نجوم و متن آن درسی است و جنبه ی آموزشی دارد. طوسی این کتاب را به درخواست دوست و همکار خود، عزالدین زنجانی نوشته است. نخستین تحریر «التذکره» زمانی تدوین شد که خواجه ی طوس، پس از سقوط قلعه ی الموت، به دربار هلاکو خان مغول در سال 654 ق، راه یافت. خواجه نصیر پس از آن، بارها و بارها بازنگری هایی در این کتاب صورت داد. اگر چه تغییرات این تحریر ها بسیار جزئی اند، اما نشان می دهد که خواجه حتی پس از انتشار کتابش نیز در رفع خطاهای آن کوشش داشته و تصحیح آن ها برایش مهم بوده است. «التذکره فی الهیئه» چهار بخش دارد و هر بخش شامل چندین قسمت است. بخش اول آن در دو قسمت به بیان مقدمات می پردازد. بخش دوم در 14 قسمت، درباره ی ساختار اجرام آسمانی است. بخش سوم، دوازده قسمت دارد که در مورد ساختار زمین است و در بخش چهارم کتاب، در هفت بخش، اندازه ها از جمله اندازه ی زمین و سیارات و هم چنین فاصله ی سیارات تا زمین مطرح می شود.
بخش اول: در این بخش به مفاهیم پایه ای ریاضی و فیزیکی که در نجوم و کیهان شناسی کاربرد دارند، پرداخته شده است. خواجه در این بخش از هندسه ی اقلیدسی (هندسیات) و فیزیک ارسطویی (طبیعیات) استفاده کرده و برخی از اصطلاحات را در این باره توضیح داده است؛ مثلا در قسمت اول آن، به برخی از مهم ترین تعریف های هندسی مانند خط، نقطه، زاویه، دایره و کره اشاره کرده است و در قسمت دوم مهم ترین قوانین حاکم بر اجسام را از نگاه فیزیک ارسطویی مطرح کرده است. برخی از قوانین فیزیک ارسطویی عبارت اند از: «وجود فضای خالی میان افلاک غیر ممکن است»؛ «عالم محدود است»؛ «زمین و جو آن از چهار عنصر خاک و آب و باد و آتش یا ترکیب هایی از این عناصر که قابل تغییرند، به وجود آمده است»؛ «اما بالاتر از جو زمین و به عبارتی کل عالم از ماده ی فسادناپذیری به نام «اثیر» تشکیل شده است».
بخش دوم: این بخش درباره ی ساختار اجرام آسمانی است. در قسمت اول این بخش، طوسی پایه های نجوم بطلمیوسی را با رصد کردن و ریاضیات اثبات کرده است؛ از جمله کروی بودن آسمان و زمین و ساکن بودن زمین در مرکز عالم. در قسمت دوم آن، طوسی به تشریح شکل عالم می پردازد و کیهان را روی کاغذ به تصویر می کشد. بقیه ی قسمت های این بخش درباره ی دایره های عظیمیه در نجوم کروی، ستاره ها (ثوابت)، مفهوم اختلاف منظر، گرفت ها (از جمله کسوف خسوف) و هم چنین مطالبی کلی درباره ی انواع فلک های سیارات است. می دانید که بر اساس تئوری نجومی بطلمیوسی که مورد قبول ستاره شناسان دوره ی اسلامی نیز بوده است. به هر سیاره چندین فلک را نسبت می دادند تا حرکت آن را توجیه کنند. مجموع فلک هایی را، که توصیف کننده ی حرکت کلی سیاره بود، دستگاه سیاره ای مربوط به همان سیاره ی مورد نظر می نامیدند. طوسی در این قسمت کتاب چگونگی ایجاد حرکت های رصد شده ی سیارات به وسیله ی این فلک ها و ویژگی های هر دستگاه سیاره ای را به تفصیل بیان کرده است. قسمت یازدهم این بخش اهمیت ویژه ای دارد؛ زیرا خواجه نصیر در این قسمت الگوهای سیاره ای تازه ای خود را که برای رفع مشکلات نظریه ای بطلمیوس ارائه داده بود، آورده است. این الگو امروز به «جفت طوسی» مشهور است. طبق این الگو، دو کره کوچک و بزرگ طوری قرار می گرفتند که کره ی کوچکتر مماس داخلی کره ی بزرگ تر بود و کره ی بزرگتر درست دو برابر کره ی کوچکتر قطر داشت. اما سرعت چرخش کره ی کوچکتر را دو برار سرعت کره ی بزرگتر و در خلاف جهت آن در نظر گرفته بود. بدین ترتیب، طوسی توانست با این الگو برخی از مشکلات نظریه ی بطلمیوس را حل کند.
بخش چهارم: این بخش از کتاب مشخصا درباره ی کیهان شناسی است. خواجه در این بخش به مقادیر مطلق ابعاد سیارات، فاصله ی آن ها از زمین و اندازه ی زمین- که مقیاسی برای اندازه گیری عالم به شمار می رفت- اشاره کرده است.
از ویژگی های برجسته ی این کتاب این است که اثری کیهان نگاشتی است که تصویری از عالم بر مبنای الگوهای ریاضی مجسطی بطلمیوس ارائه می کند. این کتاب نسبتا کم حجم به عنوان مقدمه ای بر علم نجوم، دست کم به مدت پنج قرن مورد استفاده ی کسانی بود که به یادگیری جدی این علم می پرداختند. الگوهای ارائه شده ی طوسی، منجمان متاخر دوره ی اسلامی را بسیار تحت تاثیر قرار داد و تا سه چهار قرن پس از وی نیز تلاش های بسیاری برای اصلاح دستگاه بطلمیوسی صورت گرفت. درباره ی جفت طوسی و ارائه ی الگوی جدید وی نیز متن های متعددی نوشته شد که برخی از آن ها به زبان های دیگر ترجمه شد و از این طریق بر نجوم ملل مختلف تاثیر گذاشت. همانند شرح بیرجندی بر «التذکره» که به زبان سنسکریت برگردانده شد. هم چنین بسیاری از اخترشناسان سده های میانه در اروپا از طریق ترجمه ی همین متن ها به یونانی با الگوی مشهور طوسی آشنا شدند. نسخه ای از ترجمه ی یونانی مبحث جفت طوسی و الگوهای سیاره ای او در کتاب خانه ی واتیکان موجود است. احتمالا از طریق همین ترجمه ها، کوپرنیک، ستاره شناسس مشهور لهستانی، با این مفاهیم آشنا شد. وی در نخستین کتاب خود با نام «طرح مختصر فرضیه هایی درباره ی حرکات سماوی» و اثر مهم دیگر خود با نام «درباره ی دَوَران افلاک آسمانی» از جفت طوسی بسیار استفاده کرده است. بحث ها و استدلال های کوپرنیک درباره ی چرخش زمین به آن چه در «التذکره» طوسی و شرح های آن آمده، بسیار شبیه است. اگرچه امروزه نمی توانیم مسیر دقیق انتقال این مطالب را مشخص کنیم، اما روشن است که آرای طوسی نه فقط در جهان اسلام بلکه در فرهنگ های همسایه ی شرق و غرب آن نیز تاثیر گذاشته است. این که بیش از چهارده شرح و حاشیه و شرح بر شرح بر کتاب «التذکره فی الهیئه» نوشته شده و نیز این کتاب به زبان های گوناگون برگردانده شده است، نشان ا اهمیت این کتاب دارد.
منبع:علوم و فنون_مرداد 1388_فریبا پایروند ثابت
|