صفحه اول   |  تماس با ما   |  همکاری با ما    کتابفروشی ها   |  پیوندها  
  نوشته هایی درباره کتاب و نقد     معرفی کتاب     پیشخوان     تراث شناسی     پیشنهاد: چی بخوانیم     برگزیدگان جوایز ادبی   یکشنبه، 31 اردیبهشت 1391 - 15:13   
  یک تجربه فرهنگی برای تو
- اندازه متن: + -  کد خبر: 114سه شنبه، 13 مهر 1389 - 13:01
ما فاقد یک مغز متفکر و مدبر جمعی فرهنگی در جامعه هستیم
"فرهنگ عمومی" در گفتگو با حجه الاسلام و المسلمین علی ذوعلم
ما در تعریف فرهنگ هم در انسان شناسی و هم در جامعه شناسی با تعاریف مختلفی مواجه هستیم اما من با چنین چیزی یعنی فرهنگی عمومی با این پسوند «عمومی» و دارا بودن تعریف مستقلی در متون برخورد نکرده ام. ...
  

 

حجه الاسلام و المسلمین علی ذوعلم

 


• برآورد جنابعالی از وضعیت فرهنگ عمومی کشور چیست؟ چگونه می توان فرهنگ عمومی کشور را تحلیل و ارزیابی نمود؟
ما در تعریف فرهنگ هم در انسان شناسی و هم در جامعه شناسی با تعاریف مختلفی مواجه هستیم اما من با چنین چیزی یعنی فرهنگی عمومی با این پسوند «عمومی» و دارا بودن تعریف مستقلی در متون برخورد نکرده ام، گرچه در تعریف «فرهنگ عامه» آمده است عناصری از فرهنگ که به توده جامعه ارتباط پیدا می کند و اختصاصی به اقشار فرهیخته و یا خواص جامعه ندارد اما با نظر می رسد که عمومی بودن در اصطلاح فرهنگ عمومی ناظر بر وجوه و عناصری از فرهنگ است که عموم جامعه را تحت تاثیر قرار می دهد. یعنی زمانی که بحث از آداب و رفتارها یا بحث از شاخصه های اخلاقی و رفتاری حاکم بر محیط کار یا شاخصه های حاکم بر شیوه مدیریت و از آن قبیل به میان می آید اینها عناصری است که مه جامعه را تحت پوشش قرار وی دهد. لذا به یک معنا می توان آن عناصر و وجوه عمومی فرهنگ را به فرهنگ عمومی تعبیر کرد در مقابل این بخش ها از عناصر فرهنگ هست که همه اقشار جامعه با آن مواجه نیستند مثل مقوله هنر یا ادبیات و شعر و از این قبیل، اینها مقوله های فرهنگی هستند که بخش خاصی از جامعه با آن مواجه هست و فرهنگ عمومی بخشی از فرهنگ است که در مقابل این قسمت قرار می گیرد. اما در اینکه برآورد از فرهنگ عمومی چه هست باید گفت این مقوله پیچیده ای است که ابعاد گوناگون دارد که به نکاتی چند در این زمینه می پردازیم: 1. فرهنگ جامعه امری حقیقی است که واقعیت دارد و خودش را در ابعاد مختف جامعه نشان می دهد، 2. فرهنگ امری ریشه دار و غیر مقطعی می باشد، 3. تاثیرات و در واقع تاثیر پذیری اش نسبت به سایر وجوه جامعه بسیار کند است یعنی ممکن است بتوان بعد اقتصادی جامعه ای را با برنامه ریزی دراز مدت در مقطع 20 الی 30 ساله کاملا دگرگون کرد اما فرهنگ جامعه را نمی شود اینگونه تغییر داد. نمونه این تغییر را می توان در بعضی از کشورهای کاملا عقب افتاده از لحاظ اقتصادی دید که بعد از یک مقطع مثلا 50 ساله توانستند خودشان را به صف کشورهای پیشرفته برسانند ولی در همان جوامع عناصر اصلی فرهنگشان تقریبا ثابت مانده است نه اینکه تاثیر نپذیرفته باشد بلکه دچار تحول آنچنانی نشده است. 4. فرهنگ یک مقوله معنوی در جامعه می باشد و هیچ بخشی از جامعه را نمی توان در نظر گرفت که از این مقوله معنوی و اکسیری که در جامعه حضور دارد بی بهره باشد چرا که فرهنگ روحی است که در کالبد جامعه جریان و شریان دارد. در وضع فعلی جامعه اگرچه قضاوت ها و داوری های مختلفی وجود دارد اما نمی توان دو نقطه نظر کاملا متضاد را که حاکی از یک نگاه افراطی و تفریطی در بخش فرهنگ جامعه هست ارائه داد و تا حدی به نگاه واقع بینانه و متعادل نزدیک شد. نظریه اول: نگاه اول را کسانی دارند که در مورد وضع فرهنگی جامعه دچار یک نوع وحشت هستند و تصور می کنند بسیاری از ارزش های فرهنگی جامعه تضعیف شده یا حتی به طور کلی از بین رفته است و عناصر بیرونی فرهنگ که در قالب یک تهاجم فرهنگی به جامعه تزریق شده کاملا تاثیر گذار بوده است. نظریه دوم: نگاه دوم یا دید تفریطی را می توان از آن کسانی دانست که دچار یک نوع غفلت و تغافل در بحث فرهنگی هستند. در مقابله با این دو نگاه وحشت زدگی و یا غفلت فرهنگی باید .اقعیات را آنچنان که هست شناخت و با یک تجزیه و تحلیل درست بتوان جنبه های مختلف را از هم تفکیک نمود. در وضع فرهنگی باید این نکته را عرض کرد که همین دغدغه مندی فرهنگی در جامعه که در مقایسه با 10 سال یا 20 سال قبل و به مراتب در مقایسه با قبل از انقلاب افزایش پیدا کرده نشان دهنده رشد و تحول مثبت فرهنگی است- در جنبه های معنوی و فرهنگی جامعه هر مقدار که احساس تعهد و مسئولیت در افراد کمتر باشد حاکی از یک نوع رکود و توقف فرهنگی است در حالی که در جامعه این عنصر نه تنها کم نشده بلکه بسیار تقویت شده است. الان دیده می شود عناصری و افرادی از جریان های مختلف فکری و لحظه های مختلف سیاسی در جامعه در اقشار مختلف احساس دغدغه مندی فرهنگی دارند و برای آنها مسئله فرهنگی مسئله مهمی است. نکته دوم: بعد از پیروزی انقلاب اسلامی یک نوع تزکیه فرهنگی عملا و حقیقتا در جامعه اتفاق افتاد که می توان آن را اینگونه تشبیه کرد که چنانچه فضای کلی جامعه بعد از بعثت پیامبران و خصوصا فضای جامعه در زمان پیامبر اکرم (ص) با یک تغییر بسیار اساسی مواجه می شد جامعه ما هم پس از انقلاب دچار یک نوع تحول اساسی فرهنگی شد که علیرغم همه چالش های نظری و کاستی های رفتاری که در فرهنگ جامعه شاهد آن هستیم نمی توان آن تحول اساسی و ریشه ای را ندیده گرفت به عنوان مثال در مورد فرهنگ سیاسی جامعه که بخشی از فرهنگ جامعه است در جامعه امروز یک نوع احساس حق و مطالبه و هنجار شدن این احساس مطالبه به چشم می خورد که این خود نقطه تحول بنیادین در فرهنگ جامعه ماست قبل از انقلاب چنین چیزی در سطح توده جامعه نبود و فرهنگ تویجه رفتار حاکمان به همان ترتیب و سنخ برتر بودن آنها قبل از انقلاب یک امر پذیرفته شده بود و غیر از نیروهای اجتماعی فعال سیاسی توده مردم وجود سلطانی که حقوق و شرایط خاص خودش را باید داشته باشد پذیرفته بودند ولی بعد از انقلاب می بینیم که این فرهنگ دچار یک تحول بنیادین و اساسی شد. یک نوع گرایش معنویت که در جامعه ما در لایه های مختلف جامعه با درجات و مراتب مختلف ایجاد شده و حتی کسانی که از نظر رفتارهای ظاهری بیگانه با مقوله های معنوی هستند می توان جای پای معنویت را در اعماق زندگی و رفتارهایشان پیدا کرد. منتها یک تصور غیر واقع بینانه و یک مقداری خیالاتی نسبت به فرهنگ در ذهن بعضی ها وجود دارد و آن تصویر این است که هر گونه که بخواهمی و اراده کنیم فرهنگ جامعه را جهت می دهیم یا تصور شود حاکمیت هر گونه که بخواهد می تواند جهت دهی فرهنگی در جامعه داشته باشد که به نظر می رسد این تصور کاملا اشتباه است ضمن اینکه مسئولیت بسیار خطیر و سرنوشت ساز حاکمیت در مورد مسائل فرهنگی جامعه انکار نمی شود اما اینگونه نیست که دستگاه های مسئول فرهنگی و بخش های مختلف تاثیر گذار در حاکمیت هر گونه که بخواهند می توانند در جامعه تاثیر گذاری داشته باشند این دید باعث می شود که: 1. خود مدیران و کارشناسان فرهنگی را دچار بدفهمی فرهنگی کند و از آن نقش موثر و مفیدی که باید داشته باشند دور کند. 2. در جامعه یک نوع انتظار بیش از حد را نسبت به حاکمیت در بحث فرهنگی ایجاد کند. 3. یک نوع احساس بی تفاوتی توده جامعه نسبت به فرهنگ را پدید می آورد. 4. یک نوع احساس بی تعهدی و بی مسئولیتی هر شخص در زمینه فرهنگی رفتار خودش را دامن می زند. در محیط های مختلف با این نکته مواجه هستیم که هر زمان خواسته فرهنگی مطرح می شود همان کسانی که دارای کاستی هایی هستند مسئله را به فرهنگ جامعه ارجاع می دهند یعنی غافل از این هستند که هر شخص بیش از جامعه و پیش از جامعه می تواند بر رفتار و جهت گیری فرهنگی خودش تاثیر داشته باشد. با همه کاره دیدن حاکمان مسئولیت شخصی هر کس نسبت به خودش بسیار کمرنگ می گردد البته گاهی برای اثبات این موضوع بر «الناس علی دین ملوکهم» استناد می شود و تصور می شود که هر روشی که حاکمان جامعه داشته باشند و بخواهند به جامعه تزریق کنند می توانند در حالی که اینگونه نیست و «الناس علی دین ملوکهم» صرفا تاکیدی هست بر این نقش برجسته بدون اینکه این نقش را منحصر به فرد و مطلق بکند.


• مجموعه آسیب هایی که در حوزه فرهنگ جامعه را تهدید می کند کدامند؟ آسیب شناسی فرهنگی را در چه مقوله ای می بینید؟ آیا اصل همان نگاه افراط و تفریط هست که بقیه آسیب ها از دل آن بر می خیزد و از آن ناحیه تکثیر می شود یا خیر آسیب های دیگری هم در کنار هم هست؟ برای مقابله با آن آسیب ها چه باید کرد چه راهبردها و راهکارهایی را پیشنهاد می کنید؟
در بحث آسیب شناسی فرهنگی دسته اول بخشی از آسیب ها بر آن بنیه ها و بنیادهای فرهنگی جامعه بر می گردد که در زمان ما به وجود نیامده است اما تصور می شود که این آسیب ها آسیب های امروز فرهنگی ماست. باز در این مورد هم ما گاهی دچار بدفهمی می شویم یعنی بروز و ظهور و پیدایش کاستی ها را می بینیم و تصور می کنیم کاستی ها نبوده اند و تازه پیدا شده اند درحای که این گونه نیست ما ملتی هستیم که صدها سال در یک نظام اجتماعی بسیار بسته و با روحیه تحمیلی، استبدادی زندگی می کردیم و تنها پشتوانه برای مشروعیت و مقبولیت حکومت ها تملک و غلبه آنها در نظام سیاسی بوده است و یک نوع عمومیت بومی استبداد در لایه های مختلف جامعه ما وجود داشته است تا آنجا که ما می بینیم در بحعضی محافلی که ادعای مبارزه با استبداد را داشته اند در درون خودشان همین روحیه استبداد زدگی و اعمال روش های استبدادی وجود داشته و دارد یعنی مثلا در حزبی که تشکیل می شود برای اینکه شعارهای مطلقه علیه اسراییل را باز کنند در درون همان جا دبیر کل حزب یا رئیس حزب یا کسانی که دارای عنوانی هستند برای خودشان حق بیشتری نسبت به افراد دیگر قائل می شوند و اگر کسانی در آن حزب پیدا شوند که بر خلاف نظر غالب وجاری بخواهند نظری بدهند با آنها به نحوی برخورد می شود این نشان دهنده این است که خصوصیات فرهنگی مرز نمی شناسد یعنی به همان اندازه در نخبگان و روشنفکران و مدیران جامعه تاثیر می گذارد که در توده مردم اثر پذیری دارد و ما دچار یک چنین آسیب های تاریخی ریشه داری هستیم که کمتر برای شناختن آنها- حد و مرزشان و راهکارهای مبارزه با آن تلاش می کنیم. بخش دوم آسیب هایی است که نحوه مدیریت- طراحی- برنامه ریزی فرهنگی اساسا زمینه سازی یا ایجاد می کند یعنی در مقوله های ابزاری فرهنگ ابزارهایی که در دست حاکمیت هست مثل وزارتخانه ها- سازمان ها و... گاهی خود اینها به یک آسیب های فرهگی دامن زده و زمینه سازی می کنند و بدین وسیله موجبات رشد بذرهای آسیب زا را فراهم می کنند. به عنوان مثال در مقوله نشر، هر کتابی پس از تالیف توسط مولف به سمت نشر می رود و یک فشار طبیعی در جامعه وجود دارد که هماهنگ با قانون عرضه و تقاضا بر بازار نشر حاکمیت می کند. هر کتابی که بیشترین پاسخ را به نیازها داده و احتیاجات را تامین کند بازار بهتری پیدا می کند. اما اگر در اینجا مدیریت فرهنگی در پوشش حمایت از نشر وارد میدان شود و سلیقه ها و جهت گیری های خودش را در حمایت از ناشران اعمال کند زمینه بعضی از آسیب ها ایجاد می شود یعنی یک ناشری که به عنوان عناصر فرهنگی تا امروز تلاش می کرده آن چیزی که با جهت گیری های فرهنگی خودش و جامعه مناسب می دیده است منتشر کند از فردا فلان سلیقه کارشناس فرهنگی برایش ملاک تصمیم گیری می شود و در همین جا ما دچار یک نوع نفاق و دورویی- فرهنگی می شویم و آسیب هایی که در پی چنین مسئله ای ممکن هست پیدا شود یا در زمینه نمایشنامه نویسی یا فیلمنامه نویسیقاعدتا باید آن فیلمنامه یا نمایشنامه تراوشی از درون یک نویسنده به عنوان یک هنرمند یا عنصر فرهنگی باشد، اگر شما شاخص ها و ملاک هایی را مشخص کردید و گفتید اگر شما چنین نمایشنامه یا فیلمنامه ای را بنویسید ما از شما حمایت می کنیم فرقی نمی کند این حمایت از ناحیه کدام دستگاه باشد خود همین ساز و کار آسیب زا است یعنی شما با یک سری مفاهیم مقدس و اسوه های مقدس مواجه می شوید که در قلم یک نمایش نامه نویس تجلی پیدا کرده بدون اینکه آن نمایش نامه نویس نسبت به آن نمایشنامه دغدغه درونی و یا اعتقادی داشته باشد ولی چون این پذیرفته شده است و در قبالش پول دریافت می شود این را می نویسد، بازیگری هم همین گونه است. در بحث های اخلاقی سنتی این مطلب بسیار جدی است که اگر کسی که مطلبی را می گوید و مطرح می کند خودش معتقد و متخلق به آن توصیه نباشد تاثیرگذاریش قطعا کاهش پیدا می کند و ضرب المثل «رطب خورده کی منع رطب کند» که از جریان برخورد پیامبر اکرم (ص) گرفته شده است مسئله ای کاملا واقعی است که ما از آن غافل هستیم و این واقعیت در هنر جدید هم به نحوی خودش را نشان می دهد. یعنی اگر بازیگری در نقش کسی بازی کند که خودش اعتقاد واقعی به آن نداشته باشد تاثیرگذاریش بسیار اندک می شود و این آسیبی است که در بخش فرهنگی به وجود می آید. بخش سوم آسیب هایی است که کم و بیش وارد شده و ناشی از طراحی ها و سیاست گذاری های قدرت بیگانه است که می خواسته اند از راه فرهنگ جامعه دچار اشکال و خلل شده و از طریق آن خلل ها بتوانند سستی سیاسی و فترت سیاسی در جامعه ایجاد کنند و خود بخود به اهدافشان برسند این اولا یک واقعیت است یعنی هجوم فرهنگی واقعیتی است که امروزه کسی منکر آن نمی باشد البته دو سه سال پیش مجادلاتی بر این اصل که اساسا آیا هجوم فرهنگی وجود دارد یا نه، بود اما امروزه تقریبا منکران گذشته هم متفق القول در وجود این هجوم فرهنگی توانسته است به اهداف خویش برسد ولی قطعا بعضی از آسیب های جامعه را طراحی هجوم بیگانه ایجاد کرده است. و بخش چهارم آسیب ها آسیب هایی است که در نحوه مواجه با آسیب های فرهنگی ایجاد می شود خود همین ها قطعا آسیب زا بوده است و هنوز هم هست ما در یک مقطعی در اوایل پیروزی انقلاب یک نوع رفتار فرهنگی را در بعضی از بدنه های اجرایی کشور شاهد بودیم که هیچ مرجع تصمیم گیر سیاسی و کلان در جامعه، این برخوردها را تصویب و تایید نمی کرد و اساسا گاهی خود من در حسن نیت کسانی که این برخوردها را ترویج می کردند تردید می کردم نمونه هایی هم هست در واقع نوع برخورد با بعضی از آسیب ها، بر کاستی های خود جامعه ممکن هست آسیب زا باشد. و بخش پنجم نوع نگرش مراکز تاثیرگذار غیر رسمی فرهنگی به مقوله فرهنگی می باشد این حقیقت تلخ را باید مطرح کرد که بخش عمده ای از تاثیرگذاران فرهنگی در جامعه ما تاثیرگذاری بسیار عمیق در مقوله فرهنگ- اقتضائات فرهنگ و راهکارهای فرهنگی، کاستی های فرهنگی اساسا آشنا نیستند. گویا مقوله فرهنگی یک مقوله ای نیست که نیاز به دانش و تخصص خاصی دارد من معتقد به این نیستم که کسانی که در رشته علوم انسانی تحصیل کرده اند فقط باید زمام امور فرهنگی را به دست بگیرند که بعضی ها چنین چیزی را مطرح می کنند. چون مسئله فرهنگ به کل جامعه مطرح می شود و مهم تر از هر چیز همان دغدغه های درونی افراد است که آنها را به عرصه فرهنگ می کشاند ولی این که مقوله فرهنگی مقوله ای تخصصی است و نیاز به دانش و تخصصی دارد در بخش هایی از نخبگان فرهنگی ما که تاثیر زیادی هم در جامعه دارند مفعول واقع شد. به عنوان مثال در حوزه های علمیه بالاخره در جامعه ما مردم از راه سنت ها و روش ها و نمادهای دینی است که عمدتا تاثیر پذیری فرهنگی هم دارند و مهم ترین و تاثیرگذارترین عناصر در این میان روحانیت هستند هم در خطبه و خطابه نماز جمعه هم در محافل قدیمی و سنتی و روضه خوانی و هم در کلاس های درس معارف و... این تاثیرگذاری می تواند بسیار عمیق باشد. ما متاسفانه هنوز شاهد یک نوع نگرش جدی و علمی و قوی در بحث مباحث فرهنگی در محافل روحانی و حوزه های علمیه نیستیم، هستند روحانیونی که خیلی آب دیده هستند اما مفعول واقع شده اند و این خودش منشا آسیب های زیادی واقع شده. و بخش ششم در مورد دستگاه های فرهنگی که اساسا مواجه خود این دستگاه های فرهنگی با مقوله فرهنگ صحیح نیست.


• در این سه سرفصل که نوعی مشترک بود و مصداقا بحث حوزه مطرح شد. ای سوال پیش می آید که دستگاه های فرهنگ ساز با به عبارت بهتر نهادهای رسمی و غیر رسمی فرهنگ ساز که از مصادیق آن حوزه، دانشگاه، صدا و سیما و... را می توان نام برد چه سهم و نقشی بر روی فرهنگ دارند آیا نقش بخشنامه ای را برای آن قائل هستیم یا خیر نقش حمایتی و یا نظارتی را برای آن قائل هستید؟
اگر بخواهیم بدون مجامله بگوییم ما فاقد یک مغز متفکر و مدیر جمعی فرهنگی در جامعه هستیم که بتواند با تحلیل ها و کارشناسی های فرهنگی یک نوع هماهنگی و مشی هماهنگ را به همه بخش های تاثیرگذار فرهنگی چه دستگاه های رسمی فرهنگی و دولتی حکومت و چه نهادها و مجموعه های غیر رسمی فرهنگی مثل حوزه علمیه و روحانیت و غیره و چه دستگاه های غیر فرهنگی که رفتارشان بازتاب و تاثیر فرهنگی دارد بتواند ارائه بدهد درست هست که بعد از پیروزی انقلاب ایلامی به تدریج شورای عالی انقلاب فرهنگی عهده دار این نقش گردید اما این شورا دچار یک آسیب ها و کاستی های جدی هست که اساسا نمی تواند این نقش را ایفا کند یعنی در خود همین شورا آن تعاملی که بین خود اعضا شود در مباحثات شورا وجود دارد تعامل فرهنگی و جدی نیست چون مخاطبان ما کارشناسان و تاثیرگذاران فرهنگی هستند باید این مطلب را به صراحت گفت که جمعی که دور یک میز برای یک بحث فرهنگی می نشیند که تعامل کنند اگر قرار باشد ملاحظات سیاسی و اداری و شخصی و صنفی در اینجا حجاب و مانع از ارائه کردن نظر کارشناسانه باشد این جمع نخواهند توانست یک تعامل فرهنگی در تصمیم گیری فرهنگی خودشان داشته باشند اگر یک مکانیزم منطقی حاکم و متکی بر یک سری مطالعات جدی در تصمیمات فرهنگی نباشد با یک قیام و عقود و یک مباحثات مخالف و موافق و جمع بندی و بعد ابلاغ نتیجه به صوذرت بخش نامه ای هیچ وقت به ثمر نخواهد رسید به عنوان مثال یک متن پخته منتقد و نسبتا جامعه شامل اصول سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در شورای انقلاب فرهنگی در سال 1371 تصویب شد که حاصل چندین سال کار در شورای انقلاب فرهنگی و یکی از دستاوردهای مهم این شورا تلقی می شد اما چون فقط در قالب یک بخشنامه ابلاغ گردید و دستگاه ها موظف بودند که هر شش ماه یک بار گزارشی را در جهت تحقق این اصول به شورای عالی انقلاب فرهنگی بدهند حال اینکه این گزارش ها تا چه حد درست بوده و وافع نما می باشد یا خیر مسئله ای است که جای سوال دارد چرا که با یک آمارگیری از اطلاع مدیران فرهنگی، کارشناسان فرهنگی، وزرای فرهنگی و تصمیم گیران فرهنگی از اصول مسلم این دفترچه بر نتایج ناامید کننده ای می رسیم متاسفانه روحیات غیر فرهنگی که در بخش مدیران فرهنگی ما وجود دارد مانع از این می شود که خود دستگاه های فرهنگی عملکردشان و تعاملشان با جامعه خودشان فرهنگی باشد ما چون فاقد مغز متفکر جمعی مدبر و تصمیم گیر در امور فرهنگی هستیم خودبخود هر کدام از دستگاه های فرهنگی به راه خودشان می روند. در گفتگویی که من با تنی چند از اعضای شورای انقلاب فرهنگی داشتم تقریبا همگی نسبت به عملکرد شورای انقلاب فرهنگی نقد دارند و تقریبا اجماع مرکبی وجود دارد که انقلاب فرهنگی در کم و کیف وکارکرد و ترکیب فعلی اش نمی تواند این نقش را ایفا کند. این یک سوی قضیه است و جنبه دیگر این قضیه این است که چنین تاثیر پذیری و برخورد علمی با مقوله فرهنگ در اقدام مجریان بخش فرهنگی وجود ندارد یعنی اگر شما به مدیر یک دبیرستان بگویید شما این اصول را در برخورد با دانش آموزان رعایت کن غالبا آن مدیر آنچه را که خودش بخواهد انجام می دهد علیرغم اینکه در شورای عالی آموزش و پرورش یازدهمین مصوبه شورای انقلاب فرهنگی بحث ترویج فرهنگ نقد و نقدپذیری به عنوان یک اصل فرهنگی آمده است ولی بررسی کنید چند درصد از مدیران خرده فرهنگی ما از چنین سعه صدری برخوردار هستند و می توانند تحمل نقد وانتقاد داشته باشند اگر دانش آموز دبیرستانی به یک دبیر نقد واردی را مطرح کند چقدر مورد حمایت واقع می شود؟ در محیط دبیرستان چه مقدار مجال نقد واقعی و بررسی واقعی و بالتبع اطلاع رسانی واقعی وجود دارد که دانش آموزانی که در سن رشد و آستانه جوانی قرار دارند بتوانند نقد کردن و نقدپذیری را تمرین کنند. این یک الگوی بسیار خوش بینانه است که تصور کنیم مغز جمعی فرهنگ داریم که همه تابع آن هستند لهذا اگر بخواهیم یک هماهنگی- همنوایی و همجهتی فرهنگی در جهت رشد جامعه داشته باشیم چاره ای جز داشتن یک مغز جمعی فرهنگی نداریم. اگر فیلم های سینمایی یک نوع رفتار را به عنوان رفتار مطلوب و امور تربیتی یک نوع رفتار را در آموزش و پرورش و روحانیت در محافل و معابر رفتار دیگری را تبلیغ کنند که تفاوت ها و تضادهای آشکاری داشته باشد ما در جامعه با یک سردرگمی مواجه می شویم و بالاتراز همه اینها خانواده ها از نگاه دینی ما خانواده یعنی پدر و مادر موثرترین الگوی رفتاری برای فرزندانشان هستند اما چون سازماندهی فرهنگ کلان جامعه برگرفته از این آموزه های دینی نیست یعنی یک نوع سازماندهی است که از دوران رضاخان به تدریج شکل گرفته که ما وزارت معارف و صنایع و نظمیه داشته باشیم و از غرب الگو گیری شد در این نظام رسمی فرهنگی جامعه هیچ جایگاهی برای پشتیبانی فرهنگی خانواده و اصلاح فرهنگ خانواده را ملاحظه نمی شود حتی سازمان فرهنگ و تبلیغات اسلامی که مدعی یک نوع بهره مندی قوی تر از الگوهای دینی است متوجه خانواده نشده و الان خانواده ها رها هستند. از طریق صدا و سیما فیلم تماشا می کنند اما اینکه پدران و مادران چه نوع رفتاری را با فرزندان القا کرده و آموزش دهیم طراحی نشده است. صدا و سیما، کتاب ها، انجمن اولیا و مربیان، امور تربیتی و همه اینها موثر هستند اما متفرق هستند در حالیکه ما نیاز داریم به جایی که برای پشتیبانی فرهنگی و فکری نهاد خانواده تدبیری کند و همه عوامل تاثیرگذار را جهت دهی کند پس این تشتت فرهنگی حقیقتا مانع بزرگی است و مانع ساختاری است که هر نوع محتوی فرهنگی مستحکم که شما بخواهید روی آن کار کنید این ساختار اجازه نمی دهد که به آن برسید.


• بسیاری از متفکران و نخبگان فرهنگی ما از تاثیر این چالش ساختاری در اوج محتوا غافل هستند و تصور می کنند که اگر ما تنها به محتوا و جهت گیری های محتوایی اندیشیدیم کافی هست و در صورت پذیرش این تصور آیا ساختارها، سازه کارها و سازمانی که باید انتقال دهنده باشد، نباید دچار تحول متناسب شوند؟ و آیا صرفا راهکار فرهنگی جوابگوست؟
ما باید کارها و فالیت ها را همزمان انجام دهیم: 1. خود همین ارزش های مطلوب فرهنگی را با فرهنگ تلقیح کنیم و در جامعه اولویت بندی کنیم یکی از آسیب هایی که درعرصه مختلف فرهنگ داریم، همین عدم اولویت در ارزش های فرهنگی و طبقه بندی آنهاست مثلا ممکن است در جمع مسئولین فرهنگی مثلا دستگاه رسمی درباره نحوه مبارزه با سیگار جلساتی گذشته شود و بحث هایی صورت بگیرد، قطعا اعتیاد به سیگار امر مذمومی در جامعه می باشد و بیشتر جنبه فرهنگی دارد و به جاست که برای آن کار شود اما آیا در برخورد پدیده دروغ هم، چنین اهتمامی داریم یا نه؟ یعنی ما بررسی کنیم که در بحث های ارزشی و محتوایی فرهنگ در جامعه چه مقدار در مورد دروغ کار کرده ایم و چگونه میتوان کاری کرد که دروغ را از بین برد و انگیزه راستی و صداقت را در افراد افزایش داد و خود افراد را مسئول راستگویی خودشان قرار بدهیم. 2. بحث رفتارها، اگر مدیران، نخبگان و خواص جامعه از یک فرهنگ برتر و خالص تر تبعیت نکنند و این فرهنگ را در رفتار و در مواجه خودشان بروز ندهند اصلاح فرهنگ در جامعه ما تحقق نخواهتد یافت یعنی مادامی که تلقی عمومی جامعه این است که اینها خودشان می گویند ولی عمل نمی کنند و تا وقتی تلقی جامعه از یک فیلم این است که ساخته شده برای دیدن مردم ولی خودشان تحت تاثیر قرار نمی گیرند این تاثیر گذاری به جایی نخواهد رسید. این نکته مهمی است مردم در مسجدی که جمع می شوند بیش از هر چیز رفتار امام جماعت هست که فرهنگ آنها شکل می دهد در یک محیط اداری کارمندان و اعضای آن سازمان اعضای جامعه هستند برخورد مدیر و مافوق و مدیران آن مجموعه بسیار تاثیرگذار روی فرهنگ همین کارمندان و فرزندانشان و خانواده شان و ارباب رجوع هایشان می باشد و اینجا مصداق الناس علی الدین ملوکهم می باشد. دیگری بحث ساختار فرهنگی و نحوه سازماندهی فرهنگی ما و راهکارها و شیوه ها و برنامه ها و... می باشد که در این مورد هم متاسفانه دچار اشکالات بسیار زیادی هستیم که اولویت ها رعایت نشد و اعتدال و عدالت در بودجه و نیروی انسانی که باید صرف بخش های مختلف شود رعایت نشود و به علت دخالت حسابگری های سیاسی و اداری برخی از بخش ها بسیار نحیف و سست مانده اند و برخی بخش ها بسیار فربه شده است. بنابراین ما سه بخش رفتارها، هنجارها و ساختارها را باید با هم ببینیم. در هنجارسازی ها و ارزش گذاری ها باید خیلی تامل و دقت کنیم و روی بحث رفتار مدیران سختگیری نشان دهیم. اینکه مدیران هم باید با راهکار فرهنگی به بحث فرهنگی نزدیک شوند و برسند واقعیتی بسیار درست است ما نمی توانیم مدیران را با بخشنامه و با تنبیه و تشویق به رفتار فرهگی تشویق کنیم ولی دلیلی ندارد که در رده بالای مدیریتی جامعه نظارت و کنترل فرهنگی شدیدی وجود نداشته باشند این عدم کنترل فرهنگی برای جامعه قابل قبول نیست که ولو وزیر فرهنگی نباشد وزیر سیاسی باشد اما وزیر سیاسی نیز وزیر جامعه ای اسلامی است که رفتار او در محیط خودش و محیط بیرونش و در تعامل با دیگران باید کاملا منطبق با هنجارهای جامعه باشد این نمود که مقامات بالاتر از بخشی از هنجارهای جامعه معاف هستند به هیچ وجه پذیرفته نیست اگر چه بعضی از روش های غلط در جامعه به عنوان عرف معمول پذیرفته شده اما اینکه باید در عرف پذیرفته شود و این عرف را معروف تلقی کنیم با وجود اینکه عرف منکری می باشد جای سوال دارد؟ ما معتقد هستیم که نظاکم ما نظامی است که بر مبنای نگرش توحیدی شکل گرفته است و باید دائما به سمت توحیدی کردن کل جامعه حرکت کند در کی جامعه توحیدی و در جامعه ای که می خواهد به سمت و سوی اسلام سوق پیدا کند به هیچ وجه ناهنجاری هایی که در عرف بین الملل هنجار شناخته شد پذیرفته نیست متاسفانه ما در زمانی هستیم که بسیاری از معروف ها منکر و بعضی از منکرات معروف شده است. کجا می خواهد با این قضیه برخورد بکند؟ اگر در مدرسه ای غیر انتفاعی که اکثرا دانش آموزان فرزندان مدیران و مسئولان کشور هستند یک دانش آموز راهنمایی در ذهنش چنین چیزی شکل بگیرد که ماشین مدل بالا داشتن و زندگی مرفه داشتن مطلوب هست باید این درد را به کجا برد؟ اگر فرزندی در خانه و با حالت گریه و ناراحتی گفت چرا ماشین ما کولر ندارد و این فرزند در چنین فضایی تربیت شد که فرزندان مسئولین کشور در آنجا هستند چگونه باید تفسیر شود؟ البته می شود به زبان به گونه ای که در سوال از زندگی فقرا گفته شده که فقرا راننده شان فقیر هست آشپزشان فقیر هست و... تفسیر کرد اما این واقعیتی استکه فرزندتن به پدرانشان پرخاش می کنند که چرا ما فقیر هستیم چون ماشین ما کولر ندارد غافل از اینکه بسیاری از افراد جامعه اصلا ماشین ندارند و بخشی از افراد جامعه همین پول اتوبوس برایشان مسئله بوده و سخت می باشد. این نشان می دهد که ما رفتارهایی را در مدیران جامعه تجویز کرده ایم که اینها صد در صد منکر بوده و است و نه تنها با عهد نامه مالک اشتر و با توصیه های حضرت امیر سازگار نیست بلکه با توصیه های امام راحل و انتظارات مقام معظم رهبری سازگاری ندارد و باید این رفتارها از راه فرهنگی شکل بگیرد ولی بنده معتقد هستم در سطحی از مدیران ارشد باید با ابزارهای اداری این رفتارها کنترل شود به بیان دیگر کسانی که از یک نصاب فرهنگی حداقلی برخوردار نیستند نباید مقامات و پست هایی را احراز کنند که این تاثیرگذاری فرهنگی سوء در کل جامعه جریان پیدا کند.


• برای اکتساب این نصاب چه شاخص هایی از عناصر فرهنگی اسلامی ایران که فرهنگی غنی می باشد می توان برگزید و آیا می تواند حد نصاب را به شاخص هایی تبدیل کرد که تاثیرگذاری مسئولین را سنجید؟                                   
شاخصه مطلوب فرهنگی را در قرآن یا احادیث می توانیم به وضوخح ببینیم و کمال مطلوب ها کاملا تعریف شده است البته ما قالب ها و روش ها را باید از این بحث جدا کنیم و تفکیکی باید بین ویژگی های اخلاقی و ویژگی های آداب و رسوم و روش به وجود بیاوریم که مرحوم شهید مطهری این کار را صریحا و بطور کامل انجام داد. راه و روش و رسوم منطبق با اقتضائات زمان ممکن است متحول شود اما صدق به عنوان یک ارزنامه اخلاقی باید وجود داشته باشد عدم تعلق به دنیا و عدم اعتنا به تجملات باید وجود داشته باشد و اگر تجملی هم به عنوان تجمل تحمیلی وجود داشته باشد فرد نباید تعلق داشته باشد و تعلق داشتن نشان دهنده این عدم نصاب می باشد. ما می توانیم نصاب ها را در حد آن عناصر کلی استخراج کنیم و ملاک عمل قرار دهیم.  


منبع:فرهنگ عمومی_اداره کل پروژه های سیما_ به کوشش سعید کرمی/ 1382
          




تعداد بازدید: 405 ،    
  
کلیدواژه ها: فرهنگ عمومی - اداره کل پروژه های سیما - سعید کرمی - حجه الاسلام و المسلمین علی ذوعلم - غز متفکر


(همکاری در نشر این نوشته برای دیگران) :              

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
 کد امنیتی:
 
 
 
   پیشخوان کتابفروشی ها/ آگهی  
بیماری های عفونی "باکتریال"اصول طب داخلی هاریسون 2008 (همراه با اطلس رنگی)
بیماری های عفونی "باکتریال"اصول طب داخلی هاریسون 2008 (همراه با اطلس رنگی)
بیماری های عفونی "باکتریال"اصول طب داخلی هاریسون 2008 (همراه با اطلس رنگی) بهنام حاجیان، زهرا خلج سرشکی (مترجم)، بهناز قوامی (مترجم)، آسیه(انسیه) کتابچی (مترجم)، عبدالرضا سودبخش (مقدمه)
قجاوند به روایت همسر شهید
قجاوند به روایت همسر شهید
کتاب قجاوند به روایت همسر شهید روایت زندگی یکی از سرداران دفاع مقدس به قلم نجمه کتابچی است که نهمین دوره جایزه ادبی شهید غنی پور بعد از کتاب دا مقام دوم راکسب کرد.این کتای جلد 13 از مجموعه‌ی نیمه‌ی پنهان ماه است...
فرش باد فرهنگ
فرش باد فرهنگ
مطالب این کتاب نوشته علی عسگری و حاصل تجربه‌های نویسنده در عرصه فرهنگ است. این تجربه‌ها نه چندان نو و تازه‌اند بلکه هر روزه در مسیر پرپیچ و خم مدیران و نگاران خوش‌رو و خوش‌خوی فرهنگ تکرار می‌شوند...
قرآن صاعد
قرآن صاعد
کتاب فوق پژوهشی است پیرامون مسأله دعا در فرهنگ اسلامی . این کتاب که نوشته علیرضا برازش است فواید و فلسفه اجابت دعا و مسائل مربوط به آن را مورد بررسی قرار داده است...
سه روز محاصره
سه روز محاصره
علیرضا اشتری - محمدهادی فرمانده‌ی یک گروهان بوده است،سه روز محاصره روایت اوست از رهایی شانزده هفده نفر بازمانده از بچه‌های گردانش...
عروس ماه می شوم
عروس ماه می شوم
کتاب عروس‏ماه‏می‏شوم کتابی داستانی نوشته نجمه کتابچی است که به حیات نورانی حضرت بی‏بی شهربانو (س) می‏پردازد...
آموزش و راهنما همراه با نمونه سوالات امتحانی طبقه بندی شده متره و برآورد
آموزش و راهنما همراه با نمونه سوالات امتحانی طبقه بندی شده متره و برآورد
آموزش و راهنما همراه با نمونه سوالات امتحانی طبقه بندی شده متره و برآورد: قابل استفاده رشته های فنی و حرفه ای (گروه تحصیلی هنر) (رشته ی نقشه کشی) نوشته مجید کیانی و...
رسانه های آمریکا، راهبردها،کارکردها
رسانه های آمریکا، راهبردها،کارکردها
کتاب«رسانه های آمریکا» به نویسندگی محمدرضا محمدخانی،توسط اداره کل پژوهش های سیما به چاپ رسید. به گزارش«پایگاه خبری فیلم کوتاه»این کتاب شامل سه فصل؛ راهبردها، کارکردها و مالکیت رسانه ای است...
بچه تهرون
بچه تهرون
"بچه تهرون" عنوان کتابی است که موسسه شهید آوینی با مشارکت نشر دانشجو در پاییز 1384 به چاپ رسانیده است. این کتاب مجموعه ای از خاطرات کامران فهیمی که به همت علیرضا اشتری نگارش شده است...
سکولاریسم (خاستگاه، مبانی و مؤلفه ها)
سکولاریسم (خاستگاه، مبانی و مؤلفه ها)
واژه سکولاریزم در اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم در قرارداد «وستفالی»، به کار رفت که ناظر به خروج برخی نهادها از سلطه کلیسا بود. سعید کرمی از پژوهشگران حوزه¬ی حقوق و علوم اجتماعی است که...
ادامه پیشخوان کتابفروشی ها/ آگهی
   آگهی های متنی/جهت سفارش به منوی تماس با ما مراجعه شود.  
  شما می توانید برای خرید هریک از کتاب های معرفی شده در این سایت و یا سایت های دیگر به سایت پاتوق کتاب مراجعه کنید :: پاتوق کتاب پایگاه اطلاع رسانی، معرفی و فروش کتاب موسسه راهبران کتاب فردا است. :: از جمله اهداف آن/گسترش فروش و توزیع اینترنتی محصولات فرهنگی اعم از کتاب، نرم‎افزار و نشریات :: ایجاد امکان دسترسی آسان و سریع به یک بانک اطلاعاتی کامل از محصولات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی برای دانشجویان و اساتید :: ناشران و نویسندگان هم برای همکاری، تبادل محصولات فرهنگی و همچنین استفاده از امکانات این فروشگاه مجازی می‌توانند با مدیر سایت تماس بگیرند. :: http://bookroom.ir/ ::
  روزنامه وطن امروز // روزنامه صبح ایران// برای اشتراک در خبرنامه الکترونیکی رایگان روزنامه لینک مربوطه را کلیک کنید.http://www.vatanemrooz.ir/HTMLResources/Tools/Newsletter/
  برای عضویت در انجمن ناشران انقلاب اسلامی با یکی از اعضای هیات مدیره تماس حاصل فرمایید./انتشارات سروش /انتشارات سوره مهر /انتشارات شاهد /انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی /انتشارات کتاب ناب /انتشارات پیام آزادی.نشانی دفتر مجمع ناشران انقلاب اسلامی:تهران، تقاطع خیابان سمیه و استاد نجات اللهی،شماره 260، واحد 8 تلفن: 66477002
  «کافه کراسه» در خیابان انقلاب اسلامی، خیابان ۱۶ آذر، ضلع شمال‌غربی دانشگاه تهران، خیابان پورسینا، شماره ۲۱ همه روزه از ساعت ۹ تا ۲۱ پذیرای بازدیدکنندگان خواهد بود.
  یادداشت(نوشته هایی درباره کتاب و نقد)-تراث شناسی(شناخت میراث کهن ما)-فهرست ها (برگزیدگان جوایز ادبی)-تازه های نشر و دیدگاه شما-پیشنهاد (چی بخوانیم)-مقالات-کتاب کوچک بعدازظهر-شعر-داستان-مراقبه-یک کتاب خوب قدیمی-معرفی کتاب-حامیان ترویج فرهنگ کتابخوانی و نقد کتاب-کتابفروشی ها- دیگران-فروش کتاب با امضای نویسنده را در کتاب معاصر::پایگاه اطلاع رسانی و نقد کتاب معاصر::BookShopNews بخوانید.
  تولید انواع پازل های تبلیغاتی و فرهنگی /// ویژه نهادها و دستگاههای فرهنگی و دولتی /// در قطعات بالا 600 تکه و 1000 تکه /// با بسته بندی های متنوع /// مطابق با طرح های سفارشی و دلخواه روابط عمومی /// ویژه رونمایی ها و معرفی پروژه ها /// 09133164522///09133095962
  مجموعه cd های همایش دکتر فرهنگ با موضوع: ازدواج موفق ( مجموعه 10 جلسه)....تفاوت ساختاری زن و مرد خانواده موفق... فروش اینترنتی (اینجا کلیک کنید)...
  فروش اینترنتی نرم افزار حوادث فتنه گون... فیلم هایی با موضوعات : اخراجی ها 4 ، جواب تخریب ، بدون شرح ، اینجا ایران است؟!! و ...گالری : شامل عکس های بعد از انتخابات ، تظاهرات مردمی و دفاع از ولایت فقیه ، تظاهرات بر علیه حرمت شکنان روز عاشورا و ...- شبکه های ماهواره ای : شامل تصاویری از اغتشاشات ، درگیری های روز عاشورا ، تحلیل انتخابات ، بازداشت شدگان اغتشاشات ، نشست خبری رئیس جمهور ، اعتراضات خارج از کشور و ...(اینجا کلیک کنید)
  نرم افزار آموزشی نماز و اصول دین برلی بچه ها/ موسسه نرم افزاری کوثر
  کتاب باید هلو باشد... دانشجو نباید سیب زمینی باشد.... یک دختر جلف.... شاهنامه وقتی کوچک بود .... سفر به جزیره‌ی ناشناخته ...حرفی برای تمام فصول قرآن در بیان رهبر انقلاب... کلیدهای یادگیری نکاتی برای افزایش ضریب یادگیری...الف تفسیر کلام وحی در بیان آیت الله جوادی آملی...جرعه‌های سلامتی سلامت در نهج البلاغه...داستان‌راستان‌در80دقیقه داستان راستان در قالب مینی‌مال...چهارسوق به انضمام ترخون داستان حسن کرد شبستری...بهترین نماز در بیان رهبر انقلاب...میوه درمانی ...زرسالاران یهود ...طب ایرانی؛ تغذیه به انضمام حجامت ...من محمدرضا 22 سال دارم ...موشک آبی ...سلام؛ خانم مرجان خانم ...یک قرص آرام‌بخش برای عروس و داماد ...بی تو یک سال است ...و همه کتاب های دانشجویی --- انتشارات کتاب دانشجویی را با یک تلفن خرید کنید..
  برای اشتراک نشریه امتداد (مجله ای برای همه کسانی که دل هایشان کمی آسمانی شده است...) اینجا را کلیک کنید...
ادامه آگهی های متنی/جهت سفارش به منوی تماس با ما مراجعه شود.
 
   این ها را هم امتحان کنید!!  
در محضر عشق
نگاهی به کتاب اشک و ماتم در سوگ سبط خاتم
اشک و ماتم در سوگ سبط خاتم، اثری است که فراتر از بازگویی واقعه کربلا به حقیقت حادثه پرداخته و توانسته در مقامی بالاتر به این مسئله به عنوان یک واقعیت و یک مجموعه بنگرد که برداشتن هر قسمتی از آن موجب کم شدن بخشی از حقیقت می شود و هدف نه مخاطب خاص که بیان دقیق حادثه بدون قضاوت اولیه بوده است.
اعلام برنده جایزه جزیره اوزدوم سال 2012
اولگا توکارچوک از برجسته ترین نویسندگان لهستانی به عنوان برنده دومین جایزه ادبی جزیره «اوزدوم» برگزیده شد. طبق اعلام هیات داوران که پروفسور هلموت کارازک نویسنده آلمانی نیز از جمله آن ها بود با اهدای این جایزه از آثار پیشین «توکارچوف» که در آن ها از جمله به منطقه مرزی نیدرشلزین پرداخته شده قدردانی شد.
نماز حاجت بخونین، مردم شهر یخ زده
نقد کوتاه بر کتاب "خاکستر آیینه" سروده محمد رضا ترکی
ترکی حجم قابل توجهی از شعرهای تازه سروده اش را در دفتر اخیرش عرضه کرده است که همه از تنور این ده سال اخیر در آمده اند. سال هایی که او همه مشغله های رسانه ای و مدیریتی در رادیو فرهنگ و حوزه هنری را رها کرده است و بر تدریس و تحقیق متمرکز شده است....
فهرست 90 کتاب پیشنهادی رجانیوز برای خرید از نمایشگاه کتاب تهران
رجانیوز قریب به 90عنوان کتاب را در حوزه های عمومی و تخصصی ادبیات، تاریخ و ... از میان عناوینی که امسال برای نخستین بار به نمایشگاه کتاب می آیند را به مخاطبان خود معرفی میکند.
فهرست برندگان جوایز کتابفروشان مستقل استرالیا سال 2012
جایزه سالانه کتابفروشان مستقل استرالیا از سوی انجمن کتابفروشان مستقل که شامل بیش از 120 کتابفروشی است، اهدا می شود. این جایزه که کار خود را از سال 2008 آغاز کرده، در 4 بخش داستان، داستان نخست، کتاب غیرداستانی و کتاب کودک به ارزش 19 هزار دلار اهدا می شود.
فهرست برندگان جوایز ادبی نمایشگاه کتاب کودک بولونیا سال 2012
برندگان جوایز 2012 نمایشگاه کتاب کودک بولونیا، روز 19 مارس (29 اسفند) همزمان با افتتاح چهل و نهمین دوره این نمایشگاه کتاب، قدردانی خواهند شد.پیش از فرارسیدن چهل و نهمین دوره برگزاری نمایشگاه برندگانی از گوشه و کنار جهان برای جوایز بخش‌های متنوع جوایز کتاب بولونیا معرفی شده‌اند. در این میان حضور ناشران فرانسوی و آمریکایی بیش از سایرین به چشم می‌خورد.
شاخه‌ای زیتون در ‌دست و تفنگی در دست دیگرم
روایت ساراماگو از دیدار رام الله به همراهی محمود درویش
درویش می‌خواست و توانست صدای مظلوم ملتش را با همین شعرها به گوش دنیا برساند و مایاکوفسکی می‌خواست با شعرهایش چهره سرد و خشن توتالیتاریسم را لاپوشانی کند. محمود درویش به مردمش روحیه می‌داد، آنها را به پایداری تشویق می‌کرد. ...
اعلام برنده جایزه فرانسوی بهترین رمان جیبی پلیسی سال 2011
بخش جیبی نشر سویل فرانسه «جایزه خوانندگان پوان» را با مشارکت عده‌ای از کتابفروشی‌ها، نویسندگان و خوانندگان حرفه‌ای داستان‌های پلیسی-جنایی به راه انداخت که در نخستین دوره‌اش به رمان «درویشان» اثر آنتونن وارن تعلق گرفت. برنده دومین جایزه بهترین رمان جیبی پلیسی که از سوی نشر ادبی سویل فرانسه اهدا می‌شود، اعلام شد. داستان جنایی «کاتن پوینت» نوشته پت دکستر آمریکایی.
فهرست برندگان جوایز کتاب اورگان سال 2012
در بیست و پنجمین سال برگزاری جوایز کتاب اورگان که از سوی سازمان غیرانتفاعی هنرهای ادبی اهدا می شود، برندگان این جوایز در بخش های داستان، کتاب غیرداستانی، شعر، و برای نخستین بار ادبیات گرافیکی معرفی شدند. مراسم اهدای این جوایز با حضور تیموتی اگان برنده جایزه پولیتزر برگزار شد.
 
   سال 91، سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی  
سال 91، سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی
عمده، مردمند. شما باید کالاى ایرانى بخواهید. این افتخار نیست؛ این تفاخر غلطى است که ما مارکهاى خارجى را در پوشاکمان، در وسائل منزلمان، در مبلمانمان، در امور روزمره‌مان، در خوراکى‌هامان ترجیح بدهیم به مارکهاى داخلى؛ در حالى که تولید داخلى در خیلى از موارد بسیار بهتر است. من شنیدم پوشاک داخلى را که در بعضى از شهرستانها تولید میشود، میبرند مارک خارجى میزنند، برمیگردانند! اگر همین جا بفروشند، ممکن است خریدار ایرانى رغبت نکند؛ اما چون مارک فرانسوى دارد، خریدار ایرانى همان لباس را، همان کت و شلوار را، همان دوخت را انتخاب میکند؛ این غلط است. تولید داخلى مهم است. ببینید کارگر ایرانى چه تولید کرده است، سرمایه‌دار ایرانى چه سرمایه‌گذارى کرده است. در زمینه‌ى مصرف، عمده‌ى کار دست مردم است؛ که این بخشى از اصلاح الگوى مصرف است که من دو سال قبل اینجا به ملت ایران عرض کردم، و بخشى از جهاد اقتصادى است که سال گذشته عرض کردم. تولید ملى مهم است؛ این را باید هدف قرار بدهند.(بخشی از بیانات مقام معظم رهبری در حرم رضوی در آغاز سال ۹۱)
 

::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
تهران
info@bookshopnews.com
پشتیبانی توسط: گروه نرم افزاری فکا