صفحه اول   |  تماس با ما   |  همکاری با ما    کتابفروشی ها   |  پیوندها  
  نوشته هایی درباره کتاب و نقد     معرفی کتاب     پیشخوان     تراث شناسی     پیشنهاد: چی بخوانیم     برگزیدگان جوایز ادبی   یکشنبه، 31 اردیبهشت 1391 - 15:12   
  یک تجربه فرهنگی برای تو
- اندازه متن: + -  کد خبر: 110یکشنبه، 11 مهر 1389 - 15:52
مشکل ما این است که تحولات فرهنگی را علم نمی دانیم
"فرهنگ عمومی" در گفتگو با مهندس بنیانیان
در فرهنگ عمومی جامعه آگاهی و گرایش و رفتارها از تنوع زیادی برخوردار است و هیچ وقت نمی شود به طور مطلق درباره فرهنگ عمومی قضاوت کرد. ...
  

 

مهندس بنیانیان/ کارشناس فرهنگی


• جناب آقای بنیانیان شما به عنوان فردی که در فعالیت ها و عرصه فرهنگی کشور بوده اید، وضعیت فرهنگی عمومی کشور را چگونه ارزیابی می کنید؟
ابتدا تشکر می کنم از ابتکار اداره کل پژوهش های سیما، این حرکت ارزشمند است که نقطه نظرات هم مدیران اجرایی که در عرصه فرهنگ فعالیت می کنند دریافت شود و هم اساتید و صاحب نظرانی که در خصوص این مقولات تحقیق و پژوهش می کنند مشروط بر اینکه بازخورد اینها در اختیار ما قرار بگیرد تا در تکامل فکری از آن استفاده کنیم. تلقی برایند افکار کلیت جامعه است که مسئولین را مستقیم و یا غیر مستقیم به تصمیم گیری ها هدایت می کند و در افکار عمومی به شکل های مختلف چه در انتخابات، رسانه ها و مطبوعات، این احساس را به وجود می آورد که این تقاضاها و نگرش های غالب مردم، حال اینکه این احساس به لحاظ علمی درست باشد، اولین مشکل این است که ما هنوز در کشور خلا نهادهای پژوهشی قوی و علمی که انعکاس نتایج پژوهش های آن به واقع فرهنگ عمومی جامعه را نشان بدهد احساس می کنیم. بدیهی است که در فرهنگ عمومی جامعه آگاهی و گرایش و رفتارها از تنوع زیادی برخوردار است و هیچ وقت نمی شود به طور مطلق درباره فرهنگ عمومی قضاوت کرد مگر اینکه آن را به عناصر مختلف تفکیک نماییم مثلا اینکه گرایشات فرهنگ عمومی در مسائل سیاسی جهت مثبت یا منفی دارد تا بحث مثبت یا منفی بودن مطرح شود یک پیش ذهنی در دیدگاه قضاوت کننده به وجود می آید که چه پدیده ای در فرهنگ عمومی در حوزه مسائل سیاسی مثبت تلقی می شود. طبیعتا در افرادی مثل ما که آرمان ما حاکمیت تفکر دینی در جامعه است اینکه افکار عمومی گرایش به حضور بیشتر افکار دینی در جامعه باشد جنبه مثبت تلقی می شود این بعدش فرهنگی است گرایش استقرار حکومت دینی، یا موضوع فرهنگی سیاسی است آیا در مسائل اقتصادی گرایش به نظم، تلاش، کار، نوآوری و خلاقیت که لوازم توسعه اقتصادی است رو به افزایش است یا کاهش. این جنبه مثبت یا منفی بودن فرهنگ عمومی در حوزه اقتصادی را نشان می دهد. در حوزه فرهنگ دینی به صورت عام یک سلسله ارزش ها در تفکر دینی هست مثل راستگویی، ارتباط با خالق، احترام به بزرگتر، اینکه آیا این شاخص ها رو به بهبود است یا ضعیف، به دلیل این که بازخورد مطالعات علمی به شکلی نیست که آدم را به قضاوت نهایی برساند فی نفسه قضاوت را مشکل می کند، اما به صورت نمونه ای در مطالعات جسته گریخته ای که به دست ما می رسد یا ملاقات هایی که با افکار عمومی جامعه داریم باید بگویم که به طور طبیعی در برخی شاخص ها رو به بهبود و برخی دیگر منفی است. آنچه به عنوان یک جمع بندی می توان مطرح کرد حکومت دینی که استقرارش بر بنیان های اعتقادی مردم است و قدرت سیاسی نظام اسلامی متکی بر حمایت های عمیق فرهنگی مردم است در این جامعه باید فرهنگ عمومی مدیریت شود و ما خلاف مدیریت عمومی را حس می کنیم. دستگاه های مختلف، متعدد و بعضا موازی در کشور هست که فاقد یک مدیریت علمی استراتژیک است موضوعی که مقام معظم رهبری به آن تاکید داشته و خطاب به شورای انقلاب فرهنگی چنین انتظاراتی را تعریف کردند ولی همچنان این خلا در حوزه مدیریت فرهنگ عمومی مشاهده می شود. منظور از مدیریت استراتژیک مجموعه عواملی که در یک نهاد تمرکز پیدا کند و در گام اول شناخت علمی به تصمیم گیرندگان کلان فرهنگی بدهد، آن شناخت علمی بخش مباحث تئوریک و دیدگاه های نظری است، چه رسیدن به تفکرات ناب اسلامی، چه شناخت از تحولات فرهنگ ایران در شرایط موجود و جهان و تاثیرات در داخل، که در متن این شناخت نوعی آینده نگری از تحولات فرهنگی کشور را می توان در آن شناسایی کرد. این شناخت علمی در ابعاد مختلف فرهنگ عمومی در حوزه مسائل سیاسی، اقتصادی، فرهنگی اثر بخشی فعالیت های فرهنگی نهادهای مختلف را افزایش می دهد و ذهن را نسبت به کارکردن روی مباحث اولویت دارتر در حوزه فرهنگ هدایت می کند. مسئله دوم که انتظار است از یک نهاد استراتژیک در مدیریت فرهنگ عمومی هدایت برنامه ای است به این معنا که باید یک تقسیم کار ملی صورت بگیرد و حوزه های فعالیت ها گر چه نمی توان در فرهنگ مرزها را کاملا مشخص کرد ولی تقسیم کار نسبی را می توان تعریف کرد علاوه بر این در حوزه فرهنگ بازدهی و اثربخشی فعالیت های ما بسیار کم است به این دلیل اگر به صورت تئوریک 100 واحد منابع داشته باشیم و جامعه متشکل از 10 نفر در سنین، جنسیت و ویژگی های مختلف باید این سوال که این 100 واحد را روی ده ها فعالیت می توان سرمایه گذاری کرد اینکه در چه نقطه ای سرمایه گذاری انجام شود تا بیشترین نتیجه را بگیریم؟ چون این سوالات در کلان کشور مطرح نمی شود ما متاثر از فعالیت هایی که از گذشته به ارث رسیده هستیم از آن 10 نفر تاکید بر آدم های جوان تر باشد این یک استراتژی است که از آن در می آید. می شود تاکید بر فعالیت ها برای عموم باشد یا یک نظریه دیگر. می شود تاکید بر فعالیت های صریح مذهبی باشد یا تاکید خاصی روی مذهب نداشته باشد. از زاویه آگاهی بخشی بر روی مسائل اخلاقی تحولات فرهنگی را دنبال کند. می شود استراتژی این باشد که شما کاری به اثربخشی نداشته باشیم. نفس آگاهی دادن به اینها و شناخت علمی دادن کفایت کند، می شود گفت که به صورت کلاس آموزشی فعالیت را سازماندهی کن یا فعالیت های کاملا غیر مستقیم در اوقات فراغت، مسایل فرهنگی را تعریف کن که بیشتر نتیجه می دهد. می شود گفت روی این ده نفر مطالعه کن به دلیل این که هر کدام یک گرایش سنی دارند علایق آنها را تخمین بزن، ببین کدام از دریچه هنر، ورزش، کلاس های آموزشی و... است آن وقت فعالیت فرهنگ سازی شما جواب می دهد. وقتی شما حالات مختلف را در جدول بنویسی منابع محدود است. حالا با این منابع بهترین شکل هزینه کدام است باید کار علمی صورت بگیرد. حالا این مدل قابل تصور است در کل جامعه به تدریج با یک مطالعاتی که تقسیم می شود و گروه های زیادی پژوهش ها را در کل کشور انجام دهند بعد از چند سالی به یک جمع بندی هایی برسند و از درون آن سیاست و راهبرد صدا و سیما، آموزش و پرورش سازمان تبلیغات، وزارت ارشاد و... استخراج بشود و مثلا ما به این جمع بندی برسیم که ما در صدا و سیما یک شبکه اختصاصی برای کودکان داشته باشیم به جای آنکه یک شبکه برای کودکان، نوجوانان و جوانان داشته باشیم و یا تغییراتی به این شکل. یا اساسا به این نتیجه برسیم که برای جامعه ایران به سمت تلویزیون کابلی برویم که متناسب تقاضای فرد باشد و انواع حالاتی که در آن طرف هست. وقتی به یک سیاستی در صدا و سیما رسیدیم آن طرف هم جدولی می شود از حق انتخاب هایی که در صنعت ارتباط برای تلویزیون تعریف شده است این با سیاست چگونه جواب می دهد. این بحث برای آموزش و پرورش هم هست که آیا آموزش و پرورش در ایفای نقش خود در فرهنگ سازی به چه مدل هایی می رسد الان چون این کار علمی صورت نمی گیرد هر کس در موضع خودش هم کار تعیین می کند هم استراتژی و هم نظریه پردازی و هم کار اجرایی می کند؟ نتیجتا این می شود که کار مخرب فرهنگی تولید می شود ولی بنام فرهنگ تمام می شود. آیا در دبستان برگزاری زیارت عاشورا گرایشات بلند مدت آنها را به دین افزایش می دهد یا کاهش. کسی نمی داند ولی این کار انجام می شود آیا این سبک برگزاری نماز در مدارس راهنمایی و دبیرستان بهترین سبک اقتباسی است آیا 4 ساعت جلسه مداحی و تخلیه احساسات جوانان بهترین فعالیت است؟ وقتی اینها به صورت علمی کار بحث شود از زاویه عدم کارایی فعالیت فرهنگی در بخش های مختلف می شود عملکرد دستگاه های فرهنگی را نقد کرد و از نقد فعالیت، نقد شیوه ها به دست می آید. امروز اگر نقدهایی به صدا و سیما، سینما، خطبه های نماز جمعه، آموزش و پرورش می شود خیلی مبنای علمی ندارد، سلیقه مخاطب است به همین دلیل می شود در برنامه های مختلف مشارکت کرد. در نقادی که برادر متدین این طرف نشسته که خدمت به اسلام می کند و یکی دیگر خیانت به اسلام. هر دو مباحث و مطالبی دارند که قابل تامل است. به همین دلیل هم این برنامه اجرا می شود و هم آن بنده خدا نقدش را می کند. این طرف افرادی که در مقوله هنر هستند و در سینما هستند فکر می کنند بهترین کار را انجام می دهند و عزیزان هم می گویند سینما عامل انحراف نسل جوان است که حالا توی صدا و سیما هم با این مشکلات رو به رو هستیم. به هر حال برآورد از فرهنگ عمومی کشور چیست؟ هیچ نوع قضاوتی نمی توان کرد مگر این که از زاویه دوربین های علمی پیش بینی شده در نهاد مدیریت فرهنگ عمومی یک بار مسایل جامعه را مد نظر قرار داد و بررسی کرد. امثال ما احساسمان این است که روند عمومی تحولات جامعه سمت استقرار ارزش های دینی مطابق با آنچه که انتظار عالمان دینی حرکت نمی شود.


• به نظر شما آیا عدم پاسخ صحیح به سوالات در دین عرصه منجر به این مشکلات نشده است و اساسا چه پرسش هایی در این عرصه وجود دارد که باید به آنها پاسخ در خور داد؟       
گاهی سوالات از یک مدیر نهاد فرهنگی مثل حوزه هنری مطرح می کنید که رسالتش این است که هنر را به استخدام بگیرد و نقشی در بهبود فرهنگ عمومی ایفا کند حال چنین مدیری سوالش این است که از کجا برای ما مدیران یک تحلیل دقیق از سیر تحولات فرهنگ عمومی می رسد این خلایی است که به نظر من مدیریت فرهنگی که بخشی از منابع جامعه را به استخدام می گیرد تا در فرهنگ جامعه تحول ایجاد کند با آن روبروست از مدیر مدرسه تا یک عزیزی که در شبکه شما برنامه را طراحی می کند تا سازمان تبلیغات اسلامی. ما همه با پیش فرض های ذهنی خودمان معظلی را در جامعه تشخیص می دهیم و بر اساس آن منابع جامعه را تخصیص می دهیم معلوم نیست آن معظل درست باشد و اولویت داشته باشد. اینها بیشتر مثال مدیریتی است که چه سوالی در فرهنگ عمومی مطرح باشد.


• آقای مهندس به عبارت روشنتر شما سوال و پرسشی را در این عرصه نمی بینید؟ آیا شما آسیب های فرهنگی را بررسی کرده اید؟
به دلیل ماهیت حکومت دینی تعداد ناهنجاری که تعریف می کنیم برای جامعه اسلامی خیلی بیشتر از جوامع دیگر است. در جوامع غربی تعداد ناهنجاری که تعریف می شود محدود است. سیگار، مواد مخدر، ارتباطات و مشروبات زیاد می شوند و به عنوان ناهنجاری تلقی نمی شوند که نتیجه آن یک سلسله پیامد منفی در بلند مدت در این جوامع است. وقتی محدوده حکومت دینی دارای نظام اجتماعی می شود با این هدف که سعادت دنیا و آخرت افراد تامین شود تعداد زیادی ناهنجاری از درون آیات و احادیث استخراج می شود. حال اگر مدیریت این جامعه به سمت این رفت که ناهنجاری را از طریق وضع قانون، جریمه، زندان جلویش را بگیرد از درون با بن بست های جدیدی روبرو می شود دلیلش این است که زندان ها گسترش می یابد با رفتن یک نفر به زندان خانواده ای بی سرپرست می شود یک موج از ناهنجاری های بد در این خانواده شکل می گیرد زندانی های بعدی شکل می گیرد. تازه هر قانونی که وضع می شود باید ساختار بروکراسی اداری به دنبال آن ایجاد شود و سرانجام در یک دور بسته قرار می گیریم. که وقتی تعداد زندانی ها و تعداد نارضایتی ها که به دلیل مجازات های نهاد حکومتی ظاهر و تهدید ایجاد می شود آن وقت نگرش منفی نسبت به حاکمیت گسترش می یابد و نوعی معظل سیاسی هم پیدا می کنیم. علاوه بر این که منابع اقتصادی وسیعی جهت مبارزه با مفاسد و ناهنجاری ها هزینه می شود، حالا چون حکومت دینی است پس از مدتی انزجار از عناصر حکومت به خود دین هم منتقل می شود و فرار از دین صورت می گیرد. به طور مثال پدری در خانه کار فرهنگی نکرده، در سن 50 سالگی متنبه شده و قصد نماز خواندن دارد به جای آنکه از طریق کار فرهنگی به بچه ها هم نماز را بیاموزد می گوید از فردا صبح هر که نماز نخواند لباس برایش نمی خرم، غذا نمی دهم. بعد از مدتی بچه ها به این نتیجه می رسند که بابا را از خانه بیرون بیندازند. ما بعد از پیروزی انقلاب کم و بیش دچار این اشکال شدیم و متناسب با ابزار مختلفی که برای اداره کشور هست از فعالیت فرهنگی، وضع قوانین، برنامه ریزی و... ما به دلایلی کار فرهنگی را فراموش کردیم و بیش از اندازه به وضع قانون پناه بردیم. با توجه به وجود قوانین قبلی، انباشتی از قوانین به وجود آمد. این قوانین بروکراسی سنگینی را پشت خودش داشت، این بروکراسی سنگین با آن قوانین، فرار از قانون را در درون خودش نشان می داد و فساد اداری افزایش پیدا کرد. حال اگر بخواهیم برای مبارزه با آن همان دور را برویم و یک سازمان جدید ایجاد کنیم که با این ساختار فاسد گذشته دوباره مبارزه کند چون حجم این فسادها بالا است و یک ساختار بزرگی می خواهد تا به آن فسادها مبارزه کنند خود این ساختار جدید دچار فساد درونی می شود.  

  
• چرا مقوله فرهنگی در کشور فراموش شد علیرغم اینکه انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی بود؟ و اساسا با چه رویکردی مقوله آسیب های فرهنگی را بررسی و تحلیل می کنید؟
علتش این است که ما این نظام سیاسی را که در قانون اساسی سازماندهی شده خلاهایی درونش هست و یک واقعیت هایی هم از بیرون به آن تحمیل می شود الان مدیریت نظام غیر از مقام معظم رهبری بقیه کوتاه مدت هستند از رئیس جمهور گرفته تا نمایندگان مجلس و وزرا، در بهترین حالت مدت 4 ساله فکر می کنیم و در عمل 5/2 سال بیشتر نیست تا فردی می آید در محیطی مستقر شود یک سال طول می کشد که بفهمد به کجا آمده و چه کار باید بکند یکی دو سال که کار کرد به ذهنش می رسد که یک سال دیگر انتخابات جدید است و زمزمه هایش هم شروع می شود این سوال برایش پیش می آید که ما هستیم یا نیستیم. دیگر سیاست های خودش هم تغییر نمی کند بنابراین طبیعی است که هر مدیری در موضع خودش در جستجوی فعالیتی است که دو ساله جواب بدهد. دو ساله ساختمان سازی فرودگاه، جاده و پل جواب می دهد. فعالیت فرهنگی ماهیتش جوری است که اگر وزیری که آموزش و پرورش را اداره می کند اگر خواست که علاقه به کتاب را در دانش آموزان افزایش دهد و اقداماتی را شروع کرد یک سال بعد آثارش ظاهر نمی شود در زمان دو وزیر بعدی شاید جواب بدهد. نباید مسائل فرهنگی جامعه به عهده گرایشات شخصی گذاشته شود و مسائل غیر فرهنگی به عهده گرایشات و علایق سازمانی گذاشته شود. یعنی کل سازمان می خواهد خودش را نشان بدهد توی دو سال بنابراین ساختمان می سازد. وقتی رئیس حوزه هنری را عوض می کنند اولین اقدامی که انجام می دهد، آسفالت محوطه را نو می کند یک رنگی می زند چون این نمود مدیریت جدید است. اما اگر خواست فیلم سینمایی را عوض کند اول باید یک قشر تازه ای از آدم های جدید را شناسایی کند روز بنشیند با اینها بحث های جدید بکند یکی دو سال طول می کشد تا کلیه فیلم های جدید را بزند بعد از این فیلم تازه او ریسک می کند که فیلم خوب در بیاید، گل بکند تازه فیلمی را که به نمایش در آمد شرایط فرهنگی روز ممکن است یک فعالیت دیگری را بپسندد و آن روز آن فیلم اصلا شکست بخورد. این مسئله موقتی بودن مدیران شامل مدیران صنعتی، سیاسی، فرهنگی می شود بنابراین در هیچ نقطه ای از مدیریت های اجتماعی ما نگرانی روی تحولات فرهنگی را نه به لحاظ فرهنگ سازمانی خود آن مدیر در سازمان خودش نه به لحاظ نگرانی روی فرهنگ عمومی نمی بینیم این در حالی است که فرهنگ عمومی مجموعه فرهنگ های فرعی است که بخش مهمی از آن فرهنگ سازمانی است روی هیچ قسمتی از آن کار نمی شود ببینید شما اگر بخواهید یک باغ، باغ خوبی باشد هم طراحی عمومی خوبی می خواهد و هم باید به تک تک گل ها و درخت ها برسی. اگر مجموعه شهرداری تلاش نکنند فرهنگ درون شهرداری ها روحیه خدمت گزاری به مردم را پیدا نکنند یا 70 منطقه آموزش و پرورش مدیران تلاش نکنند کارکنان خودشان به مراجعه کننده احترام نگذارند همین طور تقسیم کنید بقیه نهادها را از جمله اینهاست که فرهنگ احترام به مراجعه کننده در جامعه بهبود پیدا نمی کند حالا وقتی در دنیای عمل وارد می شوی با روسای مناطق بحث می کنی که شما برای فرهنگ سازی اداری که بر عهده داری چه کار کردی اینها در پاسخ می گویند: کشور رهاست همه جا را ول کردی می خواهی بچسبی به 15 اداره ای که من دارم. شما در یک دور بسته قرار می گیری هیچ مدیری درکشور کار فرهنگی هدفمند جهت اصلاح فرهنگ عمومی انجام نمی دهد. چون شما الان سیستم هم نداری که این مدیران فرهنگی را شناسایی کنی، پاداش بدهی، بنابراین آن مدیر فرهنگی را پاداش می دهی که در زمان صدارت و مسئولیتش ساختمان ساخته است. امروز هم در نوع تشویق هایی که برای مدیران مختلف انجام می دهند یک تشویق به مفهوم ماهیت فعالیت فرهنگی اصیل را نمی بینید. بنابراین معضل احساس موقتی بودن مدیران در بخش مدیریتی و سیاسی روی تحولات فرهنگی اثر می گذارد. این یک مسئله جدی است نظریه پردازان علوم سیاسی در چارچوب قانون اساسی موجود باید بنشینند روی این مسائل کار بکنند، در کشورهای مختلف روی این مسائل فکر شده و راه حل هایی هم برایش وجود دارد نباید قانون اساسی را به هم ریخت، با یک سری تمهیداتی این معضل را می توان حل کرد من ایده هایی هم توی این زمینه ها دارم که اگر لازم باشد می شود روی آن بحث کرد. به صدا و سیما پیشنهاد می کنم یک جاهایی مثل حوزه هنری و سازمان تبلیغات بیاییم و مدیران موفق را شناسایی کنیم، تشویق کنیم، معرفی کنیم ممکن است مدیر فرهنگی موفق یک کارخانه صنعتی باشد یعنی کسی با مدیریت خودش در چیزی که تولید می کند نظام ارزش اسلام را در محیط خودش آرام آرام مستقر کند نمی شود تصور کرد که مجموعه مدیران که در بخش خصوصی هستند برای افزایش درآمد خودشان هر نوع ایده فرهنگی را در محیط کارخانه خودشان رایج کنند و بعد شما منتظر باشید با دو تا برنامه تلویزیون و 4 تا برنامه مساجد و ماه رمضان مسائلی را که آنها تخریب می کنند اصلاحشان بکنید مثلا شما فکر می کنید امروز در محیط کارخانه برای آنکه از کارگر کار بکشند از چه ابزاری استفاده می کنند. جز اینکه تلاش می کنند حساسیتش روی حقوق و پول درآوردن افزایش پیدا کند حالا شما تصور کنید یک مجموعه وسیعی از کارخانجات که قرار است اینها همه بروند و با مکانیزم بخش خصوصی کار کنند و دولت خودش را از اقتصاد بیرون بکشد به عنوان یک سیاست کلان حالا وقتی اینها می روند چون مدیریتشان توسعه نیافته است اولین کارهایی که می توانند انجام بدهند این است که برویم و نظام کارانه را مستقر کنیم هر کارگری را به میزانی که در تولید نقش دارد حقوق و مزایا بدهیم. وقتی شما به سراغ این نظام رفتید چه اتفاقی در فکر و تمایلات کارگران اتفاق می افتد. اینها تبدیل می شوند به آدم های پول پرست که برای کسب منافعشان ارتباطاتشان طبقه بندی می شود. رفاقت هایشان حول محور پول درآوردن و افزایش تولید فردی جهت پیدا می کند مناسبت هایشان با همسرانشان حول این مساله شکل می گیرد روابطشان با مدیران بالاترشان حول این محور تغییر می کند چاپلوسی و مطیع بودن در هر حوزه ای از دستورات توسعه می یابد همه این ها شاخصه هایی است که در کشورهای غربی به عنوان یک پدیده منفی می بینید و فهرست می کنید. اگر در غرب لباس شما مندرس باشد هیچ کس برایت ارزش قائل نیست امروز هم در آمریکا وقتی مطالعه می کنیم می بینیم برای یک مدرک و کارایی مساوی، بیشترین حقوق را مرد سفید پوست می برد بعد زن سفید پوست و سپس مرد و زن سیاهپوست. آنها که دم از حقوق بشر می زنند این افتخار ماست که پیامبر اسلام(ص) سیاهپوست را که صدایش هم خوب نبوده به عنوان اذان گو انتخاب می کند و امروز به عنوان برگ برنده اسلام در دنیا هنوز کاربرد دارد. بخشی از جهان در حال مسلمان شدن هستند به خاطر این نگاه، اسلام می تواند با یک توسعه صنعتی که محتوایش را مطالعه نمی کنیم تحقق پیدا کند. اینها الان راه حل هایش هم ساده نیست که الان بگوییم می خواهیم چه کار بکنیم. یک بحث مدیریتی پیچیده دارد امام وقتی شما بازخوردهای تحولات اقتصادی را روی فرهنگ و فرهنگ را روی اقتصاد، اقتصاد را روی سیاست و سیاست را روی فرهنگ مطالعه علمی نمی شود می بینیم که مشکلات اقتصادی مشکلات فرهنگی ایجاد می کند ما یک بخشی از همان درآمدهای اقتصادی را به صورت مالیات می گیریم که دوباره خرج کنیم که بخش کوچکی از آسیب های آن فعالیت اقتصادی را جبران کند این می شود که ما در یک دور بسته ای شاخص هایمان در سرازیری است یعنی حس می کنیم که جامعه ما نسبت به 20 سال گذشته پول پرست های فراوان و بیشتری دارند آدم هایی که به خاطر سر و وضع سلام می کنند تعدادشان بیشتر است. اقوام به جای این که ارتباطاتشان بر اساس شاخص های دوری و نزدیکی باشد بیشتر بر اساس پولداری است. گروه های اقوام محروم تر دور هم هستند اقوام پولدارتر بیشتر با هم تعامل دارند. این شاخص ها در حال شکل گیری در کشور است در شهرها که می رویم می بینیم که در جامعه افراد به مجرد اینکه پولدار شده اند از جنوب شهر خودشان را به شمال شهر می کشند و این محله ها طبقاتی دارد شکل خودش را می گیرد و فرهنگ خودش را هم دارد. دیگر اینکه چون من پول دارم و وظیفه دارم توی این محل باشم و 4 تا مستضعف را تحت پوشش قرار بدهم. خود این کار ثوابی است که در گذشته تاریخ ما به عنوان یک ارزش مطرح بوده اینکه من در اقوام وضع مالی خوبی دارم یک سری به اقوام بزنم ماه مبارک رمضان دور هم جمع شویم ببینیم اینها مشکل دارند یا خیر، اینها آرام آرام فراموش می شود. می توان به راحتی گفت اینها نتیجه پذیرش بدون تامل توسعه غربی است. می شود برای اینها راه حل های خاص خودش را اندیشه کرد. معضل دیگر آسیب شناسی فرهنگی این است که در نظام سیاسی ما که قرار بوده هر دوره ای که به دوره بعد نزدیکتر می شود بتوانیم ادعا کنیم که میزان علم، تقوا و راستگویی در افرادی که در شاکله سیاسی کشور و در هرم قدرت هستند رو به افزایش است امروزه کسی نمی تواند این مطلب را اثبات کند بلکه احساس می شود در پاره ای از موارد دروغگوها موفق ترند. اینکه قرار بوده است در شکل گیری حاکمیت سیاسی ایران و توزیع قدرت، پول نقش ایفا نکند ولیکن دیده می شود که دوره به دوره نمایندگان پولدارتر احتمال انتخابشان بیشتر است اگر اینها حرف های درستی باشد یعنی که جریان های سیاسی دارد به جامعه خط می دهد به فرهنگ خط می دهد و ارزش های فرهنگی را رقم می زند و یک جایی باید توی نظام، آسیب شناسی تحولات سیاسی روی فرهنگ انجام بدهد و راه حل های فرهنگی را در ساختار سیاسی دنبال کند اینکه امروز یک نسلی از آدم ها این جمله را زمزمه می کنند که اگر می خواهی دینت را حفظ کنی از بازی های سیاسی دور شو این علامت جدا شدن دین از سیاست و علامت شکستن تئوری امکان داشتن حکومت دینی است حالا باید روی این پدیده تسلیم شد من نظرم این است که این تسلیم شدن از موضع کسی که می خواهد با کلنگ اول به آب برسد و چون نرسیده به ته چاه نمی شود چاه کند. ما مشکلمان این است که تحولات فرهنگی را علم نمی دانیم. توسعه علمی در حوزه فرهنگ اتفاق نیفتاده است، این جمله را کمی باز کنم ببینید ما توی علم پزشکی بسیار بیشتر از متوسط کشور توسعه داشته ایم نمود این توسعه در این است که شما امروز فوق تخصص های چشم پزشکی، دندان، کودکان و کلیه داریم  این حاصل توسعه علم است. اما آیا امروز دکترای فرهنگ سیاسی داریم؟ نه آیا دکترای مجامع فرهنگی داریم؟ نه خنده دار به نظر می رسد چون نداریم خنده دار است. ولی قابل تصور است که یک مشاوره توی کشور وجود داشته باشد که آدمی که در ایام محرم می خواهد 10 شب مجلس سوگواری امام حسین (ع) داشته باشد باید بگوید من 10 شب، 5 میلیون خرجم می شود که 50 میلیون می شود می خواهم 2 میلیون بدهم به یک مشاوره که بیاد و به من بگوید که نور صدا، محتوا و طول برنامه هایم، شروع و خاتمه برنامه ها به چه شکلی سازماندهی بشود که بیشترین نتیجه را بگیرم. مشاور می گوید که نتیجه از نظر شما چیست؟ دلم می خواهد که جوانان محل بیایند و معرفتشان نسبت به امام حسین (ع) بیشتر شود می گوید خدا خیرت بدهد موضوع شد جوانان و معرفت امام حسین (ع). حالا بقیه تکنیک ها روان شناسی است. روان شناسی رنگ ها، تکنیک های نور و صداست روان شناسی رشد نوجوان و معرفت های دینی ترکیب های مختلفی از متخصص هایی را باید شما دعوت کنید تا بتوانند این برنامه را که ظهارش بسیار ساده است و یا آدم عامه می گوید که من مداح خوب سراغ دارم اتفاقا صدایش هم خوبه و از مردم اشک می گیرد. دیگری می گوید من یک روضه خوان خوب سراغ دارم حرف هایش کمی تکراری است ولی منبرش خوب است. دیگری می گوید من یک نفر سراغ دارم چلوقیمه را در منزل تحویل می دهد. همه اینها عوامانه است و توی بافت عوامانه دارد شکل می گیرد. اونم 50 میلیون دارد خرج می کند می توانست همه به اینجا ختم بشود که ما غذا بدهیم یا ندهیم. غذا را اول بدهیم یا آخر، به جای غذا بهتر نیست با فاصله یک ساعت مثلا آبمیوه بدهیم داخل مجلس همه اینها ثواب دارد. الزاما نگفته اند که در مجلس امام حسین چلوقیمه بدهید. آن هم در آخر مجلس که همه در روضه مجلس شما باشند بعد از روضه همه صف بکشند چلوقیمه بگیرند و بروند مجلس. این بحث سوگواری است. یک مدیر دبیرستان می تواند یک مشاوره را صدا بزند. این معلمانم، خودم مدیرم و این هم دانش آموزان این هم جلسات رسمی مدرسه. این هم ساعت درسی فیزیک، ریاضی، شیمی و... این هم آزادمان است این هم محیط مدرسه ماست. چه ایده ای شما پیش بینی می کنید تا فرهنگ بچه ها خوب بشود. بلافاصله مشاور می پرسد فرهنگ بچه ها خوب شود یعنی چه؟ مدرسه و معلمان را دوست داشته باشند تا صبح شنبه می شود خوشحال باشند که امروز مدرسه باز می شود. بعد دانه دانه برای آن ها راه حل نشان بدهد. می گوید اینجا را خراب کن، یک فواره آب برایش بساز. رنگ این دیوارها را عوض کن، در مدرسه را اینجوری عوض کن. جای کتابخانه را تغییر می دهد، و در جای مناسب دیگری قرار می دهد با یک مطالعه و یک نظرسنجی درمی یابیم بچه ها کدام معلم را بیشتر دوست دارند و سپس چه توصیه هایی به کدام معلم بکنیم. یک توصیه نامه به همه معلمان می دهیم. به مدیر می گوید خواهش می کنم شما کمتر صحبت کنید شما ارتباطت را با محصلان کمتر کن ناظم را بگو که فلان چیز را بگوید فلان دبیر را بچه ها دوست دارند تذکراتی را که می خواهی به دانش آموزان بگویی به آن دبیر بگو که به دانش آموزان بگوید. اما این پدیده ها در کشور ما شکل نمی گیرد و نگرفته است دلیلش این است که فرهگ ماهیتا ساده به نظر می رشد ولی شما در هر بحثی که پیش بروی صدها تخصص پیچیده لازم دارد تا به آن بپردازیم در علم پزشکی هم فردی بوده 50 سال پیش در حمام های عمومی دلاک بوده، هم دندان می کشیده و کارهای دیگر. حالا همان دندان پزشکی در 14 رشته دارای تخصص شده و هر تخصص هم شما تیزهوش ترین آدم های جامعه را می فرستی. آدم های عادی را نمی فرستی. یک روی آدمی که دلاک بوده دندان می کشیده امروز شما بهترین تخصص ها را می فرستی برای یک چیز که در بدن جسم است و چیزهای پیچیده هم ندارد. اما برای روح و پیچیده ترین پدیده که دین است همه تصمیمات در حوزه عوامانه ای مطرح می شود.


• این مسائل از کجا ناشی می شود؟ آیا از کم توجهی به علوم انسانی است؟              
ببینید که چرا به علوم انسانی کم توجه داده می شود. یک بخش از آن ریشه در تک تک آدم ها دارد که ابتدائا توجه ما به نیازهای مادی جلب می شود. خوراک، پوشاک، مسکن و... این تقاضا ها ما را به این مسئله می رساند که مهندسین که ساختمان و خانه می سازند، آن آدمی که لباس و غذا درست می کند، پزشکی که سلامتی ایجاد می کند اینها مهم می شوند. شما این فاز را که پشت سر گذاشتید می بینی که توی یک خانواده محبت به آن چه قدر نشاط می دهد. ولی تا موقعی که این نیازهای اولیه وجود دارد جامعه به این نقاط نمی رسد که یک خانواده با نشاط با خانواده ای که روابطشان خراب است چه فرق هایی دارد در اروپا این فاز را پشت سر گذاشتند با اندازه کافی مهندس و پزشک تربیت شده اینها به صورت تعادلی است حالا در کشور ما این اتفاقات یواش یواش می افتد. آیا این پدیده که ابتدا به مسائل مادی توجه می کنند آیا می توان به آن سرعت بخشید؟ بله این رسالتی است که دستگاه های فراگیر مثل آموزش و پرورش، صدا و سیما لازم است تقاضایش را در جامعه ایجاد کنند. که تا حالا اندازه ای که دوستان در صحبت های اخیر که البته آگاهانه نیست و می توانست آگاهانه باشد یعنی ببینید این خدمت است که یک تشکلی درست شود به عنوان مشاوره برای اردو بردن بچه ها. نفس این ایده که روان شناس متدینی با دو نفر دیگر یک تشکل درست کرده باشند که بگویند آقا این مدارس وقتی شما 8 صبح تا 4 بعد از ظهر 30 نفر جوان را می خواهید ببرید اردو باید ا یک متد و روش علمی انجام بشود و ما به شما این مشاوره را می دهیم. ببین من یک سفری داشتم به آلمان، ظاهرش تجهیزات مدارس بود تعداد زیادی غرفه در آنجا بود که اصل تجهیزات در این غرفه ها بود، شما شرکتی را از بخش خصوصی می دیدید که کارش این بود به مدارس مراجعه می کرد بچه های دست و پا چلفتی یا ترسو و بچه هایی که به دلایل نوع تربیتشان تحرک لازم را نداشتند. اینها 15 روز کلاس های ویژه برای آنها می گذاشتند و آنها را به سطح بچه های عادی می رساندند آن وقت تصاویر روزهای اول این بچه ها را که وحشت داشتند از انجام کاری، ولی بعد از 15 روز اینها رو یطناب راه می رفتند اینکه یک شرکتی بیاید و چنین تخصص هایی داشته باشد و یک بچه را از ناز پروردگی به کمک علم، حالا بگوییم ناز پروردگی نه یک مقوله بی تحرکی جسمی به آن حد از اعتماد به نفس و تعادل می رسانند فعالیتی بسیار ارزشمند است. الان بسیارند کسانی که دیپلم گرفته اند ولی اگر به یک اداره بروند مشکل خواهند داشت وقتی بخواهند حرف خودشان را بزنند. کلی وحشت دارد که توی اتاق مدیر کل می رود چه طور می شود. هول می شود. رنگ و رویش می پرد. گاهی شما مندس های فارغ التحصیل را می بینی که حرف هایش را می خواسته بزند. شب خوابش نبرده حرف هایش را نوشته و از روی کاغذ می خواند، صورتش سرخ می شود و در نهایت هم حرفش را نمی تواند بزند. اینها معضلات تعلیم و تربیت ماست که خودش را نشان می دهد. متاسفانه ما این تخصص ها را در کشور معرفی نمی کنیم. چون معرفی نمی کنیم بعضی وقت ها شما روان شناسی صنعتی لیسانس می دهید ولی نه خودش می داند در کجای کشور مشتری دارد و نه کسی می داند این برای چه تربیت شده است چون ما رفتیم از دانشگاه های غربی مدل سازی کردیم و داریم تربیتشان می کنیم. آنجا اول آرام آرام تقاضا شکل گرفته الان ما در واحدهای وابسته به حوزه هنری رشته مدیریت فرهنگی گذاشتیم این بنده خدا سوال می کند که ما به چه درد می خوریم؟ ما که لیسانس مدیریت فرهنگی داریم توی این کشور چه کاره ایم؟ واقعیت این است که الان برای اینها تقاضایی وجود ندارد مگر اینکه این تقاضاها در محیط های اجتماعی شکل بگیرد. این یک طرف مسئله است. طرف دیگر مسئله، نه اینکه مباحث علمی کاربردی در کشور ما نشده است این روان شناسی که ما در ایران درس می دهیم ابتدا مشکل جامعه را نمی تواند حل کند یا جامعه شناسی را که تدریس می کنیم ابتدائا کاربردی نیست که مشکل متقاضی را حل کند. حالا علت اینکه چرا ابتدائا کاربردی نیست اینها آن دوره های درسی است که باید با تحقیقات کاربردی از مسایل جامعه خودمان استخراج شده و در خدمت حل مسایل جامعه قرار گیرند. همین طور که شما الان می بینید تک چهره هایی که مورد مواجهه مردم قرار گرفتند وقتشان خیلی گران قیمت است و به راحتی هم قابل دسترسی نیستند و این آدم ها، آدم هایی که به واقعیت های جامعه ما را دسترسی پیدا کردند، درست مثل پزشکی که می داند بیماری های ایران را متناسب با داروهای ایران شناسایی کند سرش خیلی شلوغ است. یک پزشک هم از غرب آمده نه بیماری های ایرانیان را می شناسد و نه داروهای داخلی را. خب این آدم بیکار می شود. الان بیماری ها استاندارد است و دارو هم استاندارد است ولی بروید 60 سال پیش که داروها عمدتا داروهای علفی بود و بیماری ها هم بیماری های نا مشخص. ما در مسائل علوم انسانی خودمان هم این مشکل وجود دارد رشته علوم انسانی در محتوای درسی شان دچار مشکل است و تقاضا هم نیست. نهادهای فراگیر مثل صدا و سیما، آموزش و پرورش که می تواند بیایند و روی اینها مطالعه کنند این معضل را حل نمایند و رونق در این عرصه ایجاد شود، آن هم نیست، حالا می خواستم بگویم در کل مقوله فرهنگی ما توسعه فرهنگی اتفاق نیفتاده است می توانند نهادهای فرهنگی در توسعه اینها با مطالعات قبلی نقش مثبت ایفا بکنند به میزانی هم که ما تاخیر در تحولات توسعه فرهنگی داشته باشیم خسارت های آن را در سیاست و اقتصاد و... خواهیم خورد. الان خود من ماهیت تجربیاتم بین بخشی است 5 سال معاون فرهنگی آموزشی سازمان مدیریت برنامه ریزی بودم. ناچارا درگیر معضلات اقتصادی کشور هم بودم به عنوان یک مدیری که 15 سال معاون وزیر بودم درگیر معضلات سیاسی هم بودم منتها در نهادهای فرهنگی. و از نظر سنجی به نقاط برجسته ای راجع به تاثیرات متقابل این امور رسیدم. الان اصلا مدعی ام که بخش اعظم معضلات توسعه اقتصادی ما ریشه در آگاهی ها و گرایش ها و رفتارهای عناصری هستند که در حوزه فرهنگ و اقتصادند. ما به دلیل اینکه منابع نفتی در اختیار داریم و عادت کردیم که برای معضلات، مُسَکِن مصرف کنیم، نه داروهای اصلی. معضلات اقتصادی که ریشه فرهنگی دارد می خواهیم آنها را نیز با درمان های اقتصادی حل کنیم به طور مثال شما امروز معضل اشتغال دارید همه عجله دارند این معضل را زود حل کنند فکر می کنیم که یک عنصر بیکار جوانی است که لیسانس یا ریاضی یا روان شناسی گرفته در تهران و این بیکار است. عوامل مختلفی را می شود فهرست کرد. یک بخشش بازار کار است و تقاضا بای لیسانس ریاضی. بخش دیگرش معلومات این آدم است که لیسانس ریاضی گرفته و با بازار کار تناسب ندارد. بخشی دیگر گرایشات و تمایلات فرد است. پیش شما قابل تصور است که 2 تا لیسانس ریاضی با سواد و توان مندی های مساوی به دلیل تفاوت فرهنگی شان یکی کار پیدا کند و یکی نکند. ببینید امروز دختر خانمی لیسانس گرفته به آموزش و پرورش و مدارس غیر انتفاعی می رود می گویند ما کسی را نمی خواهیم. به خانه می رود می گوید خوبست حالا کهمدارس مرا نخواستند در و همسایه ها بچه هایشان نمی خواهند به آنها ریاضی درس بدهم. خب مجانی تدریس می کنم. یک چیزی می نویسد و 10 تا تکثیر می کند به دیوارها. تدریس مجانی ریاضی سال سوم و رفع اشکال. این هم شماره تلفن، بالاخره همسایه ها زنگ می زنند به او. 5 دفعه بلند می شود و می رود به خانه مردم مجانی. دفعه ششم شک هدیه می دهند به او. تا شناخته شد تلفن که کردند می گوید مجانی تمام شد. اگر اجازه بدهید تا ساعتی 500 تومان می گیرم. بعد از 6 ماه این فرد تبدیل می شود به یک مدرس خانگی که وقتی غیر انتفاعی می فرستند دنبالش که بیاید و تدریس کند می گوید ترجیح می دهم در خانه تدریس کنم. این نقطه شروع یک نوع نگاه است که در تربیت این دختر یک نوع رفتار فرهنگی است یا شما امروز مهندس معدن دارید از بچگی تربیتش کردند که مهندس یعنی آدم شسته رفته ای که یک کیف سامسونت در دسترس بگیرد و عینک دودی هم بر چشمش بزند. زود هم به او زن می دهند این در فرهنگ بچه ها است که از قدیم القا شده ما هم که از بچگی درس مهندسی خواندیم توی همین عالم ها بودیم. متاثر از این فرهنگ القایی بودیم. اما هم اینکه القا کرده اند به او که تو یک مهندسی و او به کارگر 20 ساله هم دستور می دهد و او زیر بارش نمی رود. مدیر عامل کارخانه هم می بیند مشکلی که با دیپلمه 20 ساله اداره می شود چرا یک مهندس با این افاده و موضع را استخدام بکند او  نیز ترجیح می دهد به محیط کارخانه آن مهندس را راه ندهد. اگر این مهندس جوان می آمد و می گفت مزد نمی خواهم اجازه بدهید چند روز کار کنم ببینید چه قدر برایتان مفید هستم. برای آنها لباس کارگری می پوشید و با تواضع می رفت میان کارگر ها، بعد از 2 ماه چون علم را به صورت تئوریک خوانده بود مهارت کارگر هم به دست می آورد یک روز صبح می آمد و می گفت ما سه ماه بای شما مجانی کار کردیم دیگر نمی خواهم مجانی کار کنم. اجازه بدهید که ما برویم برای خودمان کار بکنیم. آن وقت بود دیگر ولش نمی کردند، می گفتند کجا ما تازه شما را شناختیم. اما هیچ مهندسی حاضر نیست این سه ماهه خودش را بشکند چرا به خاطر این که فرهنگ ما در مهندس یک غروری ایجاد کرده که این عامل عدم اشتغال است. توجه داشته باشید این مهندس باید برود با اشتغال خودش، برای 20 دیپلمه اشتغال ایجاد کند ولی امروز نظام فرهنگی، در اشتغال همین مهندس مانده است مهندسی که باید برای خودش اشتغال ایجاد کند. بخش مهمی از بیکاری در جامعه ما زیربنایش در بافت فکری و نگرش فارغ التحصیلان است که حاصل فرآیندهای درون تعلیم و تربیت ماست. اما امروز وقتی این مسئله مطرح می شود باز اقتصاددان های ما که کارکردهای فرهنگی را به صورت علمی نمی فهمند، مثل اینکه یک عنصر فرهنگی کارکرد اقتصادی را نمی فهمد مثل اینکه یک پزشک از مهندسی ساختمان سر در نمی آورد ما این حرف ها برایمان توهین است که یک اقتصاددان فرهنگ را نمی فهمد، خوب نمی فهمد. همان طوری که پزشک نمی فهمد تا می گوییم پزشک نمی فهمد کسی بدش نمی آید اما تا می گوییم فرهنگی نمی فهمد بدش می آید. حالا وقتی اقتصاددان فرهنگ نمی فهمد این معضل فرهنگی را می خواهد با دادن وام 3 میلیون تومانی مشکل بیکاری را حل کند بخشی از آن حل می شود و بخش اعظمی از آن حل نمی شود. 3 میلیون را می دهی اما این مهندس چون می خواهد با کسوت مهندسی با اون تفکر غرور آمیز در محیط باشد، تا آن معضل فرهنگی حل نشود بخشی از این مسائل حل نمی شود ببینید ما در بحث آسیب شناسی فرهنگی بودیم ذهن شما را بردم توی مسائل سیاسی و باز خورش را بر فرهنگ اشاراتی کردم به آسیب هایی که از حوزه های اقتصاد به ما وارد می شود حالا یک معضل دیگری است که از بیرون مرزها به ما تحمیل می شودو این نوع معضلات را تشدید می کند و آن این است که یک زمانی کشور ما علی رغم تمام مشکلاتش توسعه یافته ترین کشور دنیاست مدیریت یک چنین کشوری خیلی آسان است به خاطر اینکه خواسته هایی در مردم نیست. خواسته های جدید را خود حاکمیت باید القا کند. مثل این است که شما توی روستایی، نسبت به همه روستایی ها وضعت خوب است ولی خودت نسبت به شهری ها فقیر باشی. ولی توی ان روستا پدر خانواده خیلی راحت است می گوید ببین آن بیچاره ها آب ندارند شما آب دارید آنها باید بروند از سرچشمه آب بیاورند شما لوله کشی زیر گوشتان هست آنها آشپزخانه ندارند شما دارید با این مقایسه ها مسئله حل است اما اگر همان خانواده که توی آن روستا بهترین خانواده است بیاید شهر در جنوب شهر یک خانه بگیرد آب لوله کشی توی همه خانه ها هست اما پسرش می رود توی کوچه می بیند که بچه همسایه موتور دارد و عصرها توی خیابان مانور می دهد. می گوید بابا من موتور می خواهم ما خانواده بدبخت و فقیری هستیم چرا ما نباید موتور داشته باشیم. دختر خانم می رود خانه همسایه و برمی گردد می گوید بابا من یک دستگاه گلدوزی می خواهم. ببینید این خانواده درآمدش تغییر نکرد اما به تغییر محیط مشکل مدیریتی پیدا کرد. امروز توی کشور ما به دلیل وجود کشورهای پیشرفته توسعه یافته که اجتناب ناپذیر است اطلاعاتشان به راحتی به کشور ما سرازیر می شود. تقاضاهای جامعه ما شعله ور می شود این تقاضاها از حکومت و حاکمیت نیازهای مادی و اقتصادیشان را می خواهند ما هم متاسفانه بر اثر اشتباهات مدیریتی به علاوه وجود درآمدهای نفتی، اینها را در فرهنگ جامعه تثبیت کردیم یعنی امروز اگر کسی رفت دید ماست توی بقالی گران شده یکی دو تا فحش علی الحساب به حکومت می دهد در صورتی که در هیچ جای دنیا گران شدن ماست رابطه ای با حکومت ندارد و وقتی می روی به اروپا  می بینی میوه گران شده به حکومت فحش نمی دهند متوجه می شوی که در عرضه این کالا یک خللی وجود دارد هر تاجری که قرار بود موز بیاورد توی بازار نیاورده یا کشوری که قرار بود بفروشد نفروخته در نتیجه موز گران شده، آن وقت یک میوه دیگری می خرد اما امروز هر کالایی که توی ایران گران شود ما با دخالت های بیجا به مردم القا کردیم که ما باید این را حل می کردیم و نکردیم و چون نکردیم شما حق دارید به ما انتقاد کنید. حالا بازخورد اینها چه می شود. وقتی شما ابتدای ماه مبارک رمضان می شود موضوع رئیس جمهوری می شود کنترل قیمت ارزاق. ماه ماه فرهنگی است قرار است توی هیئت دولت این مطرح شود حالا که ما وارد ماه فرهنگی شدیم برای حل معضلات فرهنگی جامعه چه کار بکنیم. دستور کار این است که مرغ و تخم مرغ را چطور می شود ارزان کنیم. بعد یک بحثی هم می کنند و یک خدماتی هم انجام می دهند و می گویند الحمدلله در این ماه رمضان نسبت به ماه رمضان گذشته مرغ گران نشد. بنابراین نقش دولت جمهوری اسلامی در بهره گیری از ماه مبارک رمضان عبارت شد از کاهش قیمت ارزاق. این ماجرا مانند یک قیف در حال توسعه است چونو تمدن بر اساس پاسخگویی به نیازهای اولیه تکنولوژی اش توسعه پیدا می کند. یعنی شما یک روزی همین که جاده ی آسفالته ای وجود داشت اهالی روستا شاکر بودند امروز از اینکه مینی بوس که توی این مسیر کار می کند کولر ندارد انتقاد می کنند بنابراین تا جاده نداشتی یک موضوع بود. جاده که ساختی موضوع حمل و نقل، کولر، تلفن و... یک به یک مسئله می شوند حالا شما در یک جامعه متاثر از نفت، آمدی توی فرهنگ عمومی همه اینها را به حاکمیت گره زدی، کدام حاکمیت، حاکمیتی که اسمش ولی فقیه است و بر اساس تئوری اسلامی مدیریت می کند و هر نوع نارضایتی در توده مردم بلافاصله منجر می شود به این که در ذهن تحلیل می کنند آیا این حاکمیت توان دارد جواب بدهد یا ندارد. فکر می کنند هر حاکمیتی که بیاید توی ایران باید قیمت بنزین را 50 تومان نگه دارد. اینها هم متاثر از همان عدم مدیریت در حوزه فرهنگ عمومی است که تداوم پیدا می کند در حالی که می شود با کمک صدا و سیما، آموزش و پرورش، تریبون های نماز جمعه انتظارات مردم را از دولت به یک سطح منطقی آورد تا منجر نشود هر معضلی را که در جامعه اتفاق می افتد گله مندی اش به حکومت برگردد. ضمنا منابع حکومت ها آزاد باشد در آن نقاط اصلی تر و استراتژی تر ببینید اگر منشا قدرت حکومت دینی عبارت است از باور مردم نسبت به اسلام که این امر 2 تا 2 تا چهار تاست در جامعه ما، این سوال مطرح می شود که این حکومت دینی چه میزان از منابعش را برای تقویت این باور اعم از منابع مالی و مدیریتی به این امر اختصاص می دهد؟ قطعا شما پاسخ جدی نمی شنوید. مهم ترین مقوله استراتژیک واگذار شده به فعالیت های سنتی تاریخ گذشته ما که مردم خودشان در فرهنگ دینی مشارکت می کنند در حالیکه اینها مال یک وقت هایی بود که تنها نهادهای فرهنگی در جامعه روحانیون بودند. نه تلویزیون بوده، نه رادیو، نه ماهواره و نه مطبوعات. وقتی آنها نبودند مردم هم یک روحانی پیدا می کردند او هم سر منبر می رفت متونی را مطالعه می کرد مطالبی را می گفت و جامعه هم به تعادل خودش هم  ادامه می داد تازه همان وقت هم جواب نمی داد که 1400 سال پادشاهان به حکومت خودشان ادامه دادند اگر جواب می داد که شما نیاز به انقلاب اسلامی نداشتید. همان وقتش هم جواب نمی داد اگر شما مدعی می شوید که داده، که 1400 سال و به تبع آنها خان ها حکومت نمی کردند، آخوندها در حاشیه با تعزیه و اینها هدایت می کردند همان وقتش هم ما باید از انتظار تعریف می کردیم. که حکومت آن موظف بودند مالیات، خمس و خراجی را که می گیرند بیاورند در حوزه فرهنگ هزینه کنند امروز حاکمیت ها مجبور شدند منابعی که در اختیارشان قرار دارد در پاسخگویی به نیازهای اولیه جواب بدهند چرا که بلافاصله این عدم پاسخگویی تبدیل به تظاهرات سیاسی می شد حالا یا مستقیم به معنای انتظار و یا توی انتخابات خودش را نشان می داد یعنی شما می توانی انتخابات را برداری که با تظاهرات، و شیشه شکنی حرف هایشان را بزنند. می توانی انتخابات بگذاری و مردم بگویند تو را نمی خواهیم این جوری تو برو. بخشی از این نمی خواهیمت مربوط به عملکرد آن مدیریت نیست مربوط به این انتظارات غلطی است که شما سوار کرده اید اینها را می شود نمودارش را توی دوره های انتخاباتی ببینی هر چقدر دوره ای که رئیس جمهور یا نمایندگان مجلس می آیند روی صحنه، مطالعه کنید ببینید که اوایل انقلاب نماینده ها چه حرف هایی برای جمع آوری رای ها می زدند؟ حالا چه حرف هایی می زنند؟ شعارها چیست؟ الان شعارها محورش این است که ما آمدیم بیکاری و اشتغال و مسکن ارزان و... یک دو تا جمله کلی هم می گویند که آقا عدالت و اینها که منظورش به عدالت اقتصادی بر می گردد به همان فاز اول نیازها. دیگر کسی نمی آید بگوید ما می خواهیم تلاش بکنیم معنویت و اخلاق را احیا کنیم چون می ترسد مردم به او رای ندهند این مثل این است که می خواهد شعاری حرف بزند دیگر فایده ندارد، ولی اگر فردی بیاید و حرف ملموس و روشن بزند که به روستای ما گاز می کشند او رای می آورد و دعوا تمام می شود. بخشی ازز تهاجم فرهنگی در اینجا معنا پیدا می کند که الگوهای توسعه غربی چگونه بر فرهنگ ما اثر می گذارد و تقاضاها را از حاکمیت و از تعادل خارج می کند و متاثر از تغییر تقاضاها تخصیص منابع به سمتی دیگر می رود و توسعه فرهنگی با تاخیر رو به رو می شود منامروز از شما به عنوان کارشناس فرهنگی سوال می کنم انسانی صفر به دنیا می آید و 75 سالگی از دنیا می رود در چه نقطه ای از زندگی او ما وارد شویم کار فرهنگی بکنیم بیشترین نتیجه را بگیریم. یک کم فکر کنیم یک سوال جدی دیگر از 2 سالگی تا 4 سالگی، 4 سالگی تا 6 سالگی، 10 سالگی تا 15 سالگی و... کجا وارد شویم، وقتی مطالعات روان شناسی رشد و غیر رشد را انجام می دهیم و بعد می آیی توی دنیای واقعیت ها به شما می گویند هر چه بیایی پایین تر زندگی، بیشتر نتیجه می گیری به دلایل مختلف، یکی تاثیر پذیری مخاطب یکی اینکه تاثیری که آن می گذارد بلند مدت تر می توانیم بهره اجتماعی آن را ببریم حالا بعد از اینکه بحث می کنند می گویند هر چه بیایی پایین تر زندگی، بیشتر نتیجه می گیری به دلایل مختلف، یکی تاثیر پذیری مخاطب یکی اینکه تاثیری که آن می گذارد بلند مدت تر می توانیم بهره اجتماعی آن را ببریم حالا بعد از اینکه بحث می کنند می گویند از جاهایی خیلی پرهزینه هم می شود. کودک 2 ساله را گرفتن خیلی پرهزینه است. بهتر است مثلا بیاییم آرزوهایتان را توی همین مقطع دبستان که با پای خودش می آید دبستان خلاصه کنیم می گوید پس ما از صفر تا 70 به جمع بندی رسیدیم بهترین نقطه در سن 7 سالگی یعنی سال اول دبستان است. نقاط بعدی اینجاست می گوییم شما حالا بهترین عناصر فرهنگی را چه وقت وارد اجتماع می کنید برای چه مخاطبینی داری توی این محدوده ها خرج می کنی. داری یک دیپامه می فرستی سر کلاسش. کدام دیپلمه، دیپلمه ای که معدلش 10 است دیگر چه ویژگی دارد؟ اینکه یه معلم آنقدر بی دست و پا بوده که هیچ جا قبول نشده است نه توی غیر انتفاعی نه توی دانشگاه آزاد. هیچ جا قبول نشده است گفتند برود معلم شود. ببینید اینها به دلیل اینکه تعدادش زیاد است پدیده هایش در جامعه ما عادی است اما خسارتی که این عنصر بی سواد در زندگی این آدم وارد می کند درست مثل این است که پزشک بیماری تو را شناسایی نکند و شانسی بگوید این قرص ها را بخور ببینم چه طور می شود آن حلقه بسته ای که ترسیم کردم برای شما که چگونه توسعه جهانی تحولات فرهنگی درون ما را متاثر می کند و منابع دولت بی توجهی به نقطه های ساختاری می شود. با مثال های این شکلی عمق فاجعه را لااقل برای مدیران فرهنگی می توان روشن کرد حالا اینکه مردم اینها را بفهمند در فاز بعدی است این پدیده ها را مسئولین آموزش و پرورش هم به آنها بی توجهند به همین دلیل شما می گویید وزیر می خواهد بیاید در استان بازدید اول می برند پیش مدیر آموزشکده ها مدیر دبیرستان ها، راهنمایی و اگر جا داشتند مدیر دبستان هم دعوت می کنند چون با نگاه فرهنگی نگاه نمی کنند بلکه با نگاه اینکه هر که مدرکش بیشتر است مهم تر است در جامعه نگاه، نگاه فرهنگی نیست اینکه پیامبر اسلام(ص) می آید در کوچه و با بچه ها بازی می کند پیغمبر که کار عبث و بیهوده انجام نمی دهد او به ما درس می دهد چون اینها مهمند، در کار پیامبری فرهنگ سازی مهم است. اینکه زودتر از همه سلام می کند به بچه ها احترام می گذارد اینکه در نماز حسنین(ع) می آیند و روی شانه هایش می نشینند اینها همه اش در داستان های ما نکته است. من می خواهم سخنی با همکاران خودمان در صدا و سیما داشته باشم و آن این است که درست است که مباحث فرهنگ بخشی از آنها علم جهانی است یک بخش زیادی از مسائل فرهنگی هم اختصاص به جامعه خودمان دارد و ما در پشت دوربین تلویزیون می توانیم مبادله های فکری زیادی در افزایش کارایی فعالیت هایمان با هم داشته باشیم. که حالا ما می نشینیم راحت نقدمان را به برنامه های صدا و سیما بزنیم چه دوستان صدا و سیما نقدشان را بر کارکردهای ما بزنند و توی این نقدها مبادله تجربه بکنیم من بارها به ذهنم می رسید. از این جنس مباحثی که من اینجا مطرح کردم احتمالا باید برای خیلی از تهیه کنندگان صدا و سیما در کشف سوژه ها کمک کننده باشد تا از مسایل تکراری و مطالبی که سوال هست این چند درصد مشکل جامعه است و آیا این مسئله دارای اولویت ما بود مثال می زنم امروز وقتی در جامعه در هر خانواده ای یک آدم بیکار وجود دارد موضوع سریال می شود آیا اصلاح فرهنگی این آدم های بیکار باشد یا خانواده آدم بیکار با خودش مهم نیست؟ از اینکه مادر آدم بیکار بداند چه تعاملی با بچه اش داشته باشد بفهمد این بچه در خودش تلاطم دارد صبح که می رود دنبال کار و عصر می آید به عنوان یک مادر چگونه با او رفتار کند که عصبی نشود، تو به عنوان پدر چگونه رفتار کنی، به خودش می گویی تو کجا دنبال کار باش، چه کارهایی را دنبال کن. روی این شما یک قصه سوار کن و توی نقاط استراتژیکی که پر بیننده تر است مسائلی از این قبیل را مطرح کن. حالا فرض کنید امروز بحث از فساد اداری زیاد می شود در همه جوامع ببینید می گویند در هوا میکروب هست بدن باید آمادگی داشته باشد میکروب را بگیرد یا نداشته باشد در جوامعی که فساد زیاد می شود فرهنگ عمومی فسادپذیر شده است یعنی یک کسی که اعتراض می کند همه او را به سکوت دعوت می کنند می گویند کاری نداشته باش ولش کن مه جا خراب است این هم جز آنها. من یک مثالی بزنم در این قصه من یک بار سفر آلمان بودم در ماشین سرپرست مدارس ایرانی ها نشسته بودم راننده ایرانی بود من یک لحظه دیدم تعدادی پیر زن که منتظر ایستاده اند که از خط عابر پیاده عبور کنند دسته جمعی دارند جیغ می کشند من فکر کردم تصادفی در اطراف ما شده است به این راننده گفتم چه اتفاقی افتاده است گفت حالا درستش می کنم بیشتر تعجب کردم دنده عقب گرفت نیم متر آمد پایین گفت من خط عابر پیاده را رد کرده بودم اینجا مامورین امر به معروفشان این پیر زن ها و پیر مردها بودند یعنی هر آدم قانون شکنی که ببینند یک فضای فکری دارند که فکر می کنند به حقوقشان تجاوز شده دسته جمعی عصیان می کنند جیغ می زنند این همان اتفاقی است که قرار است در اسلام بیفتد یعنی جایی که گناه انجام می شود، نگاه ها تذکر باشد و اگر همه نگاه ها ساکت بود و یا مشوق بود توی آن جامعه فساد شروع به رشد می کند الان در جمعه ما چنین اتفاقی افتاده و ما باید این پدیده های فساد پذیری در فرهنگ را بکشیم درون سریال ها. من چون اینجا خودم هم آمدم حس می کنم جامعه هنرمندان ما که هنرمندان خوبی داریم از نظر تکنیک های هنری، به شدت نیازمند به آدم هایی که در عرصه فرهنگ اطاعات دارند، بنشینند مباحثه کنند و بعد ذهنشان برود در لایه های عمیق تر مسایل فرهنگی جامعه. تا تولیدات هم افزایش پیدا کند و حالا الحمدلله حجم تولیدات صدا و سیما کمیتش زیاد شده است کیفیتش نیاز به یک کار جدی دارد. کار جدیش هم تعامل بین هنرمندان و افراد فرهنگی و فرهنگ شناس واقعی جامعه است که این تعامل را باید یک جوری بین مدیران فرهنگی زیاد کنیم یعنی فرهنگ شناس ها را بیاوریم برای هنرمندان اوضاع فرهنگی جامعه را تحلیل کنند. این موارد نکته ها و مباحثی که به ذهن من رسید.                                

 

منبع:فرهنگ عمومی_اداره کل پروژه های سیما_ به کوشش سعید کرمی_1382

 

 

 

 

تعداد بازدید: 438 ،    
  
کلیدواژه ها: فرهنگ عمومی - اداره کل پروژه های سیما - سعید کرمی - سید محمد موسوی جزایری - مهندس بنیانیان - تحولات فرهنگی


(همکاری در نشر این نوشته برای دیگران) :              

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
 
 کد امنیتی:
 
 
 
   پیشخوان کتابفروشی ها/ آگهی  
بیماری های عفونی "باکتریال"اصول طب داخلی هاریسون 2008 (همراه با اطلس رنگی)
بیماری های عفونی "باکتریال"اصول طب داخلی هاریسون 2008 (همراه با اطلس رنگی)
بیماری های عفونی "باکتریال"اصول طب داخلی هاریسون 2008 (همراه با اطلس رنگی) بهنام حاجیان، زهرا خلج سرشکی (مترجم)، بهناز قوامی (مترجم)، آسیه(انسیه) کتابچی (مترجم)، عبدالرضا سودبخش (مقدمه)
قجاوند به روایت همسر شهید
قجاوند به روایت همسر شهید
کتاب قجاوند به روایت همسر شهید روایت زندگی یکی از سرداران دفاع مقدس به قلم نجمه کتابچی است که نهمین دوره جایزه ادبی شهید غنی پور بعد از کتاب دا مقام دوم راکسب کرد.این کتای جلد 13 از مجموعه‌ی نیمه‌ی پنهان ماه است...
فرش باد فرهنگ
فرش باد فرهنگ
مطالب این کتاب نوشته علی عسگری و حاصل تجربه‌های نویسنده در عرصه فرهنگ است. این تجربه‌ها نه چندان نو و تازه‌اند بلکه هر روزه در مسیر پرپیچ و خم مدیران و نگاران خوش‌رو و خوش‌خوی فرهنگ تکرار می‌شوند...
قرآن صاعد
قرآن صاعد
کتاب فوق پژوهشی است پیرامون مسأله دعا در فرهنگ اسلامی . این کتاب که نوشته علیرضا برازش است فواید و فلسفه اجابت دعا و مسائل مربوط به آن را مورد بررسی قرار داده است...
سه روز محاصره
سه روز محاصره
علیرضا اشتری - محمدهادی فرمانده‌ی یک گروهان بوده است،سه روز محاصره روایت اوست از رهایی شانزده هفده نفر بازمانده از بچه‌های گردانش...
عروس ماه می شوم
عروس ماه می شوم
کتاب عروس‏ماه‏می‏شوم کتابی داستانی نوشته نجمه کتابچی است که به حیات نورانی حضرت بی‏بی شهربانو (س) می‏پردازد...
آموزش و راهنما همراه با نمونه سوالات امتحانی طبقه بندی شده متره و برآورد
آموزش و راهنما همراه با نمونه سوالات امتحانی طبقه بندی شده متره و برآورد
آموزش و راهنما همراه با نمونه سوالات امتحانی طبقه بندی شده متره و برآورد: قابل استفاده رشته های فنی و حرفه ای (گروه تحصیلی هنر) (رشته ی نقشه کشی) نوشته مجید کیانی و...
رسانه های آمریکا، راهبردها،کارکردها
رسانه های آمریکا، راهبردها،کارکردها
کتاب«رسانه های آمریکا» به نویسندگی محمدرضا محمدخانی،توسط اداره کل پژوهش های سیما به چاپ رسید. به گزارش«پایگاه خبری فیلم کوتاه»این کتاب شامل سه فصل؛ راهبردها، کارکردها و مالکیت رسانه ای است...
بچه تهرون
بچه تهرون
"بچه تهرون" عنوان کتابی است که موسسه شهید آوینی با مشارکت نشر دانشجو در پاییز 1384 به چاپ رسانیده است. این کتاب مجموعه ای از خاطرات کامران فهیمی که به همت علیرضا اشتری نگارش شده است...
سکولاریسم (خاستگاه، مبانی و مؤلفه ها)
سکولاریسم (خاستگاه، مبانی و مؤلفه ها)
واژه سکولاریزم در اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم در قرارداد «وستفالی»، به کار رفت که ناظر به خروج برخی نهادها از سلطه کلیسا بود. سعید کرمی از پژوهشگران حوزه¬ی حقوق و علوم اجتماعی است که...
ادامه پیشخوان کتابفروشی ها/ آگهی
   آگهی های متنی/جهت سفارش به منوی تماس با ما مراجعه شود.  
  شما می توانید برای خرید هریک از کتاب های معرفی شده در این سایت و یا سایت های دیگر به سایت پاتوق کتاب مراجعه کنید :: پاتوق کتاب پایگاه اطلاع رسانی، معرفی و فروش کتاب موسسه راهبران کتاب فردا است. :: از جمله اهداف آن/گسترش فروش و توزیع اینترنتی محصولات فرهنگی اعم از کتاب، نرم‎افزار و نشریات :: ایجاد امکان دسترسی آسان و سریع به یک بانک اطلاعاتی کامل از محصولات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی برای دانشجویان و اساتید :: ناشران و نویسندگان هم برای همکاری، تبادل محصولات فرهنگی و همچنین استفاده از امکانات این فروشگاه مجازی می‌توانند با مدیر سایت تماس بگیرند. :: http://bookroom.ir/ ::
  روزنامه وطن امروز // روزنامه صبح ایران// برای اشتراک در خبرنامه الکترونیکی رایگان روزنامه لینک مربوطه را کلیک کنید.http://www.vatanemrooz.ir/HTMLResources/Tools/Newsletter/
  برای عضویت در انجمن ناشران انقلاب اسلامی با یکی از اعضای هیات مدیره تماس حاصل فرمایید./انتشارات سروش /انتشارات سوره مهر /انتشارات شاهد /انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی /انتشارات کتاب ناب /انتشارات پیام آزادی.نشانی دفتر مجمع ناشران انقلاب اسلامی:تهران، تقاطع خیابان سمیه و استاد نجات اللهی،شماره 260، واحد 8 تلفن: 66477002
  «کافه کراسه» در خیابان انقلاب اسلامی، خیابان ۱۶ آذر، ضلع شمال‌غربی دانشگاه تهران، خیابان پورسینا، شماره ۲۱ همه روزه از ساعت ۹ تا ۲۱ پذیرای بازدیدکنندگان خواهد بود.
  یادداشت(نوشته هایی درباره کتاب و نقد)-تراث شناسی(شناخت میراث کهن ما)-فهرست ها (برگزیدگان جوایز ادبی)-تازه های نشر و دیدگاه شما-پیشنهاد (چی بخوانیم)-مقالات-کتاب کوچک بعدازظهر-شعر-داستان-مراقبه-یک کتاب خوب قدیمی-معرفی کتاب-حامیان ترویج فرهنگ کتابخوانی و نقد کتاب-کتابفروشی ها- دیگران-فروش کتاب با امضای نویسنده را در کتاب معاصر::پایگاه اطلاع رسانی و نقد کتاب معاصر::BookShopNews بخوانید.
  تولید انواع پازل های تبلیغاتی و فرهنگی /// ویژه نهادها و دستگاههای فرهنگی و دولتی /// در قطعات بالا 600 تکه و 1000 تکه /// با بسته بندی های متنوع /// مطابق با طرح های سفارشی و دلخواه روابط عمومی /// ویژه رونمایی ها و معرفی پروژه ها /// 09133164522///09133095962
  مجموعه cd های همایش دکتر فرهنگ با موضوع: ازدواج موفق ( مجموعه 10 جلسه)....تفاوت ساختاری زن و مرد خانواده موفق... فروش اینترنتی (اینجا کلیک کنید)...
  فروش اینترنتی نرم افزار حوادث فتنه گون... فیلم هایی با موضوعات : اخراجی ها 4 ، جواب تخریب ، بدون شرح ، اینجا ایران است؟!! و ...گالری : شامل عکس های بعد از انتخابات ، تظاهرات مردمی و دفاع از ولایت فقیه ، تظاهرات بر علیه حرمت شکنان روز عاشورا و ...- شبکه های ماهواره ای : شامل تصاویری از اغتشاشات ، درگیری های روز عاشورا ، تحلیل انتخابات ، بازداشت شدگان اغتشاشات ، نشست خبری رئیس جمهور ، اعتراضات خارج از کشور و ...(اینجا کلیک کنید)
  نرم افزار آموزشی نماز و اصول دین برلی بچه ها/ موسسه نرم افزاری کوثر
  کتاب باید هلو باشد... دانشجو نباید سیب زمینی باشد.... یک دختر جلف.... شاهنامه وقتی کوچک بود .... سفر به جزیره‌ی ناشناخته ...حرفی برای تمام فصول قرآن در بیان رهبر انقلاب... کلیدهای یادگیری نکاتی برای افزایش ضریب یادگیری...الف تفسیر کلام وحی در بیان آیت الله جوادی آملی...جرعه‌های سلامتی سلامت در نهج البلاغه...داستان‌راستان‌در80دقیقه داستان راستان در قالب مینی‌مال...چهارسوق به انضمام ترخون داستان حسن کرد شبستری...بهترین نماز در بیان رهبر انقلاب...میوه درمانی ...زرسالاران یهود ...طب ایرانی؛ تغذیه به انضمام حجامت ...من محمدرضا 22 سال دارم ...موشک آبی ...سلام؛ خانم مرجان خانم ...یک قرص آرام‌بخش برای عروس و داماد ...بی تو یک سال است ...و همه کتاب های دانشجویی --- انتشارات کتاب دانشجویی را با یک تلفن خرید کنید..
  برای اشتراک نشریه امتداد (مجله ای برای همه کسانی که دل هایشان کمی آسمانی شده است...) اینجا را کلیک کنید...
ادامه آگهی های متنی/جهت سفارش به منوی تماس با ما مراجعه شود.
 
   این ها را هم امتحان کنید!!  
فهرست برندگان آکادمی زبان و ادبیات آلمان سال 2012
آکادمی زبان و ادبیات آلمان برندگان دو جایزه امسال خود را برگزید. بر این اساس جایزه «یوهان هاینریش ووس» به گابریله لویپولد و جایزه «فریدریش گوندولف» به برنارد لورتولاری اهدا می شود. برندگان این دو جایزه از سوی یک هیات داوری برگزیده شده اند و مراسم اهدای این دو جایزه در کنگره بهاره آکادمی زبان و ادبیات آلمان خواهد بود.
هرکه عاشق شد، پاک شد
نقد رمان «من او» اثر رضا امیرخانی
مهمترین امتیاز کتاب از نظر مضمون و درونمایه یا بن مایه، توجه به اصل خانواده و پایداری آن، دوستی و رفاقت، خدا، عرفان، دید و عشق، آن هم از نوع واقعی آن است. که با جمله (من عشق فعف ثم مات، مات شهیدا.) بیشتر به بار می نشیند. هر که عاشق شد، پاک شد، و هر که پاک شد بعد از مرگ شهید مرده است، مهم ترین درونمایه رمان است.
اعلام برنده جایزه آلفاگوآرای سال 2012
جایزه آلفاگوآرا به اثری منتشر نشده از یک نویسنده اسپانیایی زبان از همه کشورهای آمریکایی لاتین، اروپا و آمریکا تعلق می گیرد و اثر برنده همزمان در 19 کشور منتشر می شود. جایزه ادبی «آلفاگوآرا» نخستین بار در سال 1965 اهدا شد و اهدای آن تا سال 1972 ادامه یافت. از سال 1973 تا 1997 این جایزه اهدا نشد و اهدای آن از سال 1998 بار دیگر از سر گرفته شد.
معرفی بهترین کتاب‌های مصور سال 2011 فرانسه
مجله داستان مصور دی باند دسینه جوایز سالانه آثار برگزیده در بخش های مختلف کتاب مصور سال فرانسه را اهدا کرد. گالری حراجی مشهور آرتکوریال پاریس میزبان اهدای جوایز سالانه ماهنامه داستان مصور دی باند دسینه به آثار برتر سال بود.
بیا تا جهان را به بد نسپریم
نگاهی بر کتاب بیا تا جهان را به بد نسپریم
دستورهای اخلاقی فردوسی این خردمند روشن ضمیر برای هر نسل و هر قوم ارزش و اهمیت داشته هیچگاه کهنه نمی شوند. قهرمانان آفریده ی شاعر؛ رستم و سهراب، فریدون و سیاووش نماد برجسته ی شجاعت و مردانگی، پاکی و آزادگی بوده، هزارها جوان را پیگیر و پیرو خود ساخته اند. در این اثر، زمان فردوسی مانند دوران پر بار گفتگوی تمدن ها معرفی شده است.
اعلام برنده جایزه بهترین رمان تاریخی فرانسه سال 2012
رمان راسپوتین اثر ولادیمیر فدروفسکی جایزه ارزشمند بهترین رمان تاریخی فرانسه در سال 2012 را از آن خود کرد.فدروفسکی به کمک انبوهی از مدارک، شواهد و آرشیو‌های منتشر نشده رمانی مستند، سرشار از اطلاعات تازه و مستدل درباره زندگی راهب تاریخ‌ساز خاندان سلطنتی رومانف در دوره پیش از انقلاب 1917 روسیه در دسترس خوانندگان علاقمند به ادبیات تاریخی قرار داده است.
اعلام برنده جایزه دستاوردهای یک عمر در زمینه انتشارات سال 2012 لندن
جایزه دستاوردهای یک عمر به فردی داده می شود که به طور حقیقی در فضای نشر جهانی تغییری ایجاد کرده باشد. این جایزه می‌تواند به ناشران، مدیر برنامه ها، سردبیران و هر کس دیگری که در زمینه انتشارات جهانی کار می‌کند از هر کشوری از جهان اهدا شود. نمایشگاه کتاب لندن امسال این جایزه را به خورخه هرالد، مالک و مدیر انتشارات«آناگراما» اهدا می‌کند.
سیر مطالعاتی در زمینه خداشناسی و توحید
شانزده داستان از همه جا
نگاهی به مجموعه داستان های کوتاه سفر دور دنیا
در یک داستان از «دوگاتنا» نویسنده به موضوع خرافات و عقاید خرافی مردم پرداخته است. آنها معتقدند دختری که باران می خورد و در باران غرق می شود، باران می فرستد. نویسنده بر علیه یک چنین خرافه ای داستان نوشته است. و همچنین در مورد جمع آوری داستان ها نیز باید گفت داستان ها هر کدام از کتاب جداگانه ای انتخاب شده است.
 
   سال 91، سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی  
سال 91، سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی
عمده، مردمند. شما باید کالاى ایرانى بخواهید. این افتخار نیست؛ این تفاخر غلطى است که ما مارکهاى خارجى را در پوشاکمان، در وسائل منزلمان، در مبلمانمان، در امور روزمره‌مان، در خوراکى‌هامان ترجیح بدهیم به مارکهاى داخلى؛ در حالى که تولید داخلى در خیلى از موارد بسیار بهتر است. من شنیدم پوشاک داخلى را که در بعضى از شهرستانها تولید میشود، میبرند مارک خارجى میزنند، برمیگردانند! اگر همین جا بفروشند، ممکن است خریدار ایرانى رغبت نکند؛ اما چون مارک فرانسوى دارد، خریدار ایرانى همان لباس را، همان کت و شلوار را، همان دوخت را انتخاب میکند؛ این غلط است. تولید داخلى مهم است. ببینید کارگر ایرانى چه تولید کرده است، سرمایه‌دار ایرانى چه سرمایه‌گذارى کرده است. در زمینه‌ى مصرف، عمده‌ى کار دست مردم است؛ که این بخشى از اصلاح الگوى مصرف است که من دو سال قبل اینجا به ملت ایران عرض کردم، و بخشى از جهاد اقتصادى است که سال گذشته عرض کردم. تولید ملى مهم است؛ این را باید هدف قرار بدهند.(بخشی از بیانات مقام معظم رهبری در حرم رضوی در آغاز سال ۹۱)
 

::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
تهران
info@bookshopnews.com
پشتیبانی توسط: گروه نرم افزاری فکا