پنجشنبه، 5 مرداد 1396 - 10:06   
  یک تجربه فرهنگی برای تو
  داستان  

داستانهای از سیدالشهداء
  چند حکایت کوتاه از دوران کودکی امام حسین (ع)
حسین زبان باز نمی‌کرد. کمی دیر شده بود.محمد می‌خواست نماز بخواند؛ تکبیر گفت.حسین هم خواست بگوید اما نتوانست.محمد دوباره تکبیر گفت. حسین باز هم نتوانست درست بگوید...

داستانی عبرت انگیز
  مرد صیاد
مرد صیادی سه دختر داشت و هر روز یکی از آنها رو با خودش به کنار رودخانه میبرد تا در صید بهش کمک کنند و شب هنگام با سبدی پر از ماهی برمیگشت .در حالی که در یکی از روزها صیاد با دخترانش غذا میخورد...

داستانی واقعی
  مرد فقیر
پایگاه اطلاع رسانی و نقد کتاب معاصر- بوک شاپ نیوز : حکایت است که شیخی  با یکی از شاگردانش

داستانی از مولانا
  این گره بگشودنت دیگر چه بود؟
پیر مرد تهی دست، زندگی را در نهایت فقر و تنگدستی می گذراند و به سختی برای زن و فرزندانش قوت و غذائی ناچیز فراهم می کرد. از قضا یک روز که به آسیاب رفته بود، دهقان مقداری گندم در دامن لباس اش ریخت و پیرمرد گوشه های آن را به هم گره زد و در همان حالی که به خانه بر می گشت با پروردگار از مشکلات خود سخن می گفت و برای گشایش آنها فرج می طلبید. پیر مرد در حالی که این دعا را با خود زمزمه می کرد و می رفت، یکباره یک گره از گره های دامنش گشوده شد و گندم ها به زمین ریخت. او به شدت ناراحت شد

  چنگیزخان مغول و شاهین پرنده
خان شاهین را از روی بازویش بر زمین گذاشت و جام نقره ی کوچکش را که همیشه همراهش بود، برداشت. پرشدن جام مدت زیادی طول کشید، اما وقتی می خواست آن را به لبش نزدیک کند، شاهین بال زد و جام را از دست او بیرون انداخت. چنگیز خان خشمگین شد، اما شاهین حیوان محبوبش بود، خاک را از آن زدود و دوباره پر کرد. اما جام تا نیمه پر نشده بود که شاهین دوباره آن را پرت کرد و آبش را بیرون ریخت.

  لاوازیه آدم عاشق علم
لاوازیه بعد از اینکه به اعدام با گیوتین محکوم شد تصمیم گرفت در آخرین لحظات زندگی هم به علم خدمت نماید. او به شاگردان خود گفت : احتمالا جایگاه حواس و شعور انسان می بایست در سر ( مغز ) انسان باشد بنابر این پس از جدا شدن سر از بدن احتمالا باید تا چند لحظه هنوز حواس و هشیاری فرد کار بکند شما پس از اینکه سر من به وسیله گیوتین قطع شد فورا آن را روی دست بالا بگیرید، من شروع به پلک زدن می کنم شما تعداد پلک زدن های مرا بشمارید تا زمان تقریبی از بین رفتن هشیاری و مرگ کامل به دست بیاید . پس از اینکه لاوازیه اعدام شد سر او را بالا گرفتند؛ او بیش از ده بار پلک زد و این واقعه در تاریخ به ثبت رسید.

داستانک
  قاتل فراری
جنایت کاری که یک آدم را کشته بود، در حال فرار و آوارگی، با لباس ژنده و پر گرد و خاک و دست و صورت کثیف، خسته و کوفته، به یک دهکده رسید. چند روزی چیزی نخورده و بسیار گرسنه بود. جلوی مغازه میوه فروشی ایستاد و به پرتقال های بزرگ و تازه خیره شد. اما بی پول بود. میوه فروش گفت: «بخور نوش جانت، پول نمی خوام.»

داستانی آموزنده
  دزدی جعبه عبادت از شیطان
تمام راه خدا خدا کردم . می خواستم یقه ی نامردش را بگیرم ، عبادت دروغی اش را توی سرش بکوبم و قلبم را پس بگیرم . به میدان رسیدم . شیطان اما نبود . آن وقت نشستم و های های گریه کردم ، از ته دل . اشک هایم که تمام شد ، بلند شدم تا بی دلی ام را با خود ببرم ، که صدایی شنیدم . صدای قلبم را ... پس همان جا بی اختیار به سجده افتادم و زمین را بوسیدم .

انعکاس اعمال انسان
   نان و مرد گوژپشت
آن شب در خانه پیر زن به صدا در آمد. وقتی که زن در را باز کرد، فرزندش را دید که نحیف و خمیده با لباس‌هایی پاره پشت در ایستاده بود او گرسنه، تشنه و خسته بود در حالی که به مادرش نگاه می‌کرد گفت: مادر اگر این معجزه نشده بود نمی توانستم خودم را به شما برسانم. در چند فرسنگی اینجا چنان گرسنه و ضعیف شده بودم که داشتم از هوش می‌رفتم. ناگهان رهگذری گو‍ژپشت را دیدم که به سراغم آمد. او لقمه‌ای غذا خواستم و او یک نان به من داد

داستانی آموزنده
  داستان دکتر مرتضی شیخ
دکتر مرتضی شیخ ، پزشک انسان دوستی است که در دوران کودکی من در مشهد مشغول طبابت بود و کسی از اهالی مشهد نیست که نامی از او یا خاطره ای از او نداشته باشد یا نشنیده باشد. دکتر شیخ از مردم پولی نمی گرفت و هر کس هرچه می خواست توی صندوقی که کنار میز دکتر بود می‌انداخت و چون حق ویزیت دکتر 5 ریال تعیین شده بود ( خیلی کمتر از حق ویزیت سایر پزشکان آن زمان)، اکثر مواقع، سر فلزی نوشابه به جای پنج ریالی داخل صندوق انداخته میشد و صدایی شبیه انداختن پول شنیده می‌شد.

داستانی کوتاه
  زندگی از نگاه اسکندرمقدونی
اسکندر روزی به یکی از شهرهای ایران (احتمالا در حوالی خراسان) حمله می‌کند. ولی با کمال تعجب مشاهده می‌کند که دروازه آن شهر باز است و با اینکه خبر آمدن او در شهر پیچیده بود مردم بدون هیچ هراسی مشغول زندگی عادی خود بودند. باعث حیرت اسکندر شد زیرا در هر شهری که سم اسبان لشگر او به گوش می‌رسید عده‌ای از مردم آن شهر از وحشت بیهوش می‌شدند و بقیه به خانه‌ها و دکان‌ها پناه می‌بردند، ولی اینجا زندگی عادی جریان داشت.

داستانی کوتاه
  نوشتن خاطره روی ماسه یا سنگ
مرد که خود را از مرگ حتمی نجات یافته دید، فوری مشغول شد و روی سنگ کنار آب به زحمت حک کرد: "امروز بهترین دوست زندگیم مرا از مرگ قطعی نجات داد." دوستی که او را نجات داده بود وقتی حرارت و تلاش وی را برای حک کردن این مطلب دید با شگفتی پرسید: "وقتی به تو سیلی زدم روی شن نوشتی و حال که تو را نجات دادم روی سنگ حک میکنی؟"

داستانی آموزنده
  آواز جغد پیغامی از طرف خدا
جغدی روی کنگره های قدیمی دنیا نشسته بود . زندگی را تماشا می کرد . رفتن و ردپای آن را و آدم هایی را می دید که به سنگ و ستون ، به در و دیوار دل می بندند . او همیشه آوازهایی درباره دنیا و ناپایداری اش می خواند و فکر می کرد شاید پرده های ضخیم دل آدم ها ، با این آواز کمی بلرزد .

داستانی کوتاه
  زیبایی زندگی و گل پژمرده
وقتی که نشستم تا مطالعه کنم، نیمکت پارک خالی بود. در زیر شاخه‌های طویل و پیچیده‌ی درخت بید کهنسال، دلسردی از زندگی دلیل خوبی برای اخم کردنم شده بود، چون دنیا می‌خواست مرا درهم بکوبد. پسر کوچکی با نفس بریده به من نزدیک شد. درست مقابلم ایستاد و با هیجان بسیار گفت:‌ “نگاه کن چه پیدا کرده‌ام!" در دستش یک شاخه گل بود و چه منظره‌ی رقت‌انگیزی! گلی با گلبرگ های پژمرده.

داستان کوتاه
  عاقبت نگه نداشتن راز و افشای آن به برادر پادشاه
پادشاه گفت: من حس می کنم برادرم می خواهد مرا نابود کند و به جای من بنشیند. از تو می خواهم شبانه روز مواظب او باشی و کوچکترین حرکتش را به من خبر بدهی. جاهد گفت: اطاعت می کنم سرور من. دو سه ماه گذشت و سر انجام یک روز جاهد همه چیز را برای برادر پادشاه گفت و از او خواست مواظب خودش باشد.

داستانی از لقمان
   لقمان و رهگذر
روزی لقمان در کنار چشمه ای نشسته بود . مردی که از آنجا می گذشت از لقمان پرسید : چند ساعت دیگر به ده بعدی خواهم رسید؟ لقمان گفت : راه برو . آن مرد پنداشت که لقمان نشنیده است. دوباره سوال کرد : مگر نشنیدی ؟ پرسیدم چند ساعت دیگر به ده بعدی خواهم رسید؟ لقمان گفت : راه برو . آن مرد پنداشت که لقمان دیوانه است و رفتن را پیشه کرد.

داستانی کوتاه
  بهای شیر
روزی روزگاری پسرک فقیری زندگی می کرد که برای گذران زندگی و تامین مخارج تحصیلش دستفروشی می کرد. از این خانه به آن خانه می رفت تا شاید بتواند پولی بدست آورد.روزی متوجه شد که تنها یک سکه 10 سنتی برایش باقیمانده است و این درحالی بود که شدیداً احساس گرسنگی می کرد. تصمیم گرفت از خانه ای مقداری غذا تقاضا کند. بطور اتفاقی درب خانه ای را زد.دختر جوان و زیبائی در را باز کرد. پسرک با دیدن چهره زیبای دختر دستپاچه شد و بجای غذا، فقط یک لیوان آب درخواست کرد. دختر که متوجه گرسنگی شدید پسرک شده بود بجای آب برایش یک لیوان بزرگ شیر آورد.

داستانی کوتاه
  سلیمان و دیو
روزی سلیمان انگشتری خود را به کنیزکی سپرد و به گرمابه رفت. دیوی از این واقعه باخبر شد. در حال خود را به صورت سلیمان درآورد و انگشتری را از کنیزک طلب کرد. کنیز انگشتری به وی داد و او خود را به تخت سلیمان رساند و بر جای او نشست و دعوی سلیمانی کرد و خلق از او پذیرفتند (از آن که از سلیمانی جز صورتی و خاتمی نمی دیدند) و چون سلیمان از گرمابه بیرون آمد و از ماجرا خبر یافت، گفت سلیمان حقیقی منم و آن که بر جای من نشسته، دیوی بیش نیست. اما خلق او را انکار کردند.

داستانی از مجتبی شاعری
  تمام ناتمام من
باید رودربایستی را کنار می گذاشتم . باید می گفتم که در تمام این مدت اشتباه می کرده اند . باید می گفتم من آنی نیستم که آن ها تصور می کنند . داشتم می رفتم بالا که عموحاجی بقچه ی پولارو داد دستم. گفت نشمردم . رسم نیست بشمریم. گلریزون امشب برای تو بوده .نمی تونستم بگم نمی خوام. ترسیدم بگم دروغ گفتم. ترسیدم بگم راز نگفتنی دارم . ترسیدم بگم درودیوار شهرم من را یاد کسی میندازه که بوی خیانت می ده.

داستانی از نصرالله احمدی
  مرثیه‌ای برای خودم
راننده کشو را بیرون می‌کشد. بابا چه راحت خوابیده، با همان زیرپیراهن آبی. نمی‌توانم نگاه کنم به صورتش. می‌ترسم بخار نفسم خواب شیرین بعد از ناهارش را به هم بزند. و من تکیه می‌دهم به دیوار غس‍ّالخانه. شربت نعنا را یکجا سر می‌کشم. خنکی آن جذب سلولهایم می‌شود. یکی‌یکی می‌آیند، سر را پایین می‌اندازند، دست می‌گذارند روی سینه و زیر لب می‌گویند: «غم آخر...»

داستانی از دکتر مصدق
  ابتکار دکتر مصدق در دادگاه لاهه
هنگامی که قرار بود دادگاه لاهه برای رسیدگی به دعاوی انگلیس در ماجرای ملی شدن صنعت نفت تشکیل شود، دکتر مصدق با هیات همراه زودتر از موعد مقرر به محل دادگاه رفت. در حالی که پیشاپیش جای نشستن همه ی شرکت کنندگان تعیین شده بود، دکتر مصدق رفت و به نمایندگی هیات ایران روی صندلی نماینده انگلستان نشست و...

داستانی از مجتبی شاعری
  به قدر شب تنهایی هرکس
من که رسیدم، خانم باجی اشک می ریخت. اشک می ریخت و اشک ها را با گوشه ی چادرش پاک می کرد. پرسید مادرت نیومد. گفتم چرا تو راهه. من تندتر اومدم، گفتم خدا صبرت بده خانم باجی! نمی گم خوددار باش. گریه کن. خودت رو خالی کن تا، کسی نیومده حسابی گریه کن چون وقتی جماعت بیان باید آبروداری کنی.

داستانی از محمدعلی جمال‌زاده
  فارسی شکر است
خداوند هیچ کافری را گیر قوم فراش نیندازد! دیگر پیرت می‌داند که این پدر آمرزیده‌ها در یک آب خوردن چه بر سر ما آوردند. تنها چیزی که توانستیم از دستشان سالم بیرون بیاوریم یکی کلاه فرنگیمان بود و دیگری ایمانمان که معلوم شد به هیچ کدام احتیاجی نداشتند. والا جیب و بغل و سوراخی نماند که آن را در یک طرفة‌العین خالی نکرده باشند و ...

داستانی از عباس معروفی
  شکار
تو بودی. مادرت هم بود. خواهراتم بودن. من که اومدم، همه به من نگاه کردین. من به تو گفتم: باباتُ کشتن. مادرت دودستی زد به سرش و غش کرد. شیون و ضجه همه بلند شد. تو اشکاتُ پاک کردی. اما هر چی پاک کردی، بازم صورتت پر از اشک بود. گفتی: کجا... کجا بود... بالاخره چی شده... بابا رُ کی کشت؟

داستانی از رومن گاری
  شیفته پاکی
بالاخره تصمیم گرفتم که هرچه زودتر تمدن و همه‎ ارزش‎های کاذب آن را ترک‎ گویم، از این دنیای حریص که یکسره رو به سوی نعمات مادی کرده است دوری جویم، و خود را به جزیره‎ای دورافتاده در اقیانوس آرام، به روی تخته سنگ‎های مرجانی، به کنار برکه‎ای لاجوردی رنگ بکشانم. دلایلی که مرا به این کار وامی‎داشت، تنها در نظر طبایع بی‎احساس شگفت جلوه می‎کند.

  شیعه هندی و زیارت امام حسین
کم‌کم بسیاری از همسایه‌های شیعه هندی داشتند به او مشکوک می‌شدند، آن شیعه هندی همسایه‌ای جدید بود و نزدیک به 6 ماه می‌شد که به شهر کربلا آمده بود، همه همسایه‌ها و آدم‌هایی که در این شش ماه با او دیدار و برخوردی کرده بودند او را شیعه‌ای معتقد و پاک و با تقوا یافته بودند، اما به مرور و با گذشت زمان بعضی‌ها متوجه یک موضوع و مسئله غیر عادی و عجیبی درباره آن شیعه هندی شده بودند. آن موضوع، در واقع خیلی عجیب بود، آن شیعه هندی در همه این شش ماهی که در کربلا ساکن شده بود، حتی برای یک بار هم به حرم سیدالشهدا(ع) مشرف نشده بود!

داستانی از جلال آل احمد
  گلدان چینی
سر یک پیچ دیگر که اتوبوس پیچید، و مردم که بی هوا بودند ناگهان روی هم ریختند، او نیز کج شد و چون دستگیره و تکیه گاهی نداشت تا تعادل خود را حفظ کند بی اختیار دست خود را از پایه ی گلدان رها کرد … و گلدان افتاد و با یک صدای خفیف سه پاره شد! هنوز اتوبوس پیچ خیابان را دور نزده بود که ناله ی صاحب گلدان بلند شد: – آخ … و دیگر هیچ نگفت و تنها پاره های گلدان را با بهت زدگی تمام تماشا می کرد...

  نانوایی
حاج اسماعیل مریض شده بود. نه می توانست دوباره کار کند ، نه می توانست مغازه را اجاره بدهد . نه می توانست به کسی بفروشد، نه می توانست خراب کند و از نو بسازد. دلش به هیچ کاری آرام نمی شد . حق و حقوق سدیف را داد و فرستادش به ولایتشان . در دکان نانوایی هم بسته ماند تا وقتی جنازه ی حاج اسماعیل را از خانه آوردند و دقیقه ای داخل دکانش گذاشتند و بعد مشایعت کردند به خانه ی آخرت .

داستانی از ارنست همینگوی
  پیرمرد بر سر پل
داشتم به پل و دلتای ایبرو که شبیه افریقا بود نگاه می کردم و به این فکر بودم که چقدر طول می کشد تا دشمن به ما برسد و گوش به زنگ صدایی بودم که نشانه ی مبارزه، این واقعه ی همیشه مرموز باشد و پیرمرد هنوز همان جا نشسته بود.

  چند داستانک در مورد امام زمان
تا سحر چشم از نرجس بر نداشت. باورش نمی‌شد؛ انگار نه انگار که قرار است خبری شود، داشت کم‌کم شک می‌کرد. صدای امام از اتاق دیگر بلند شد: "شک نکن عمه وقتش شده."برگشت نرجس از درد به خود می‌پیچید. نشست کنارش دست‌هایش را دور شانه‌های نرجس حلقه کرد سوره قدر خواند برایش؛ صدایی همراهی‌اش می‌کرد کودک از توی شکم مادر "انا انزلنا" می‌خواند.

صفحه بعد
 
 
 
   پیشخوان کتابفروشی ها  
کتاب سرمایه داری گاوچرانی، بحران اقتصادی دوهزار و ده آمریکا، زمینه های شکل گیری و تاثیرات جهانی/فرانسیس فوکویاما، استراوس کان، ژوزف استیگلیتز و.../ترجمه و تدوین: محمدرضا محمدخانی(امینی)، محمدرضا طایفه، بهزاد منصوری
کتاب سرمایه داری گاوچرانی، بحران اقتصادی دوهزار و ده آمریکا، زمینه های شکل گیری و تاثیرات جهانی/فرانسیس فوکویاما، استراوس کان، ژوزف استیگلیتز و.../ترجمه و تدوین: محمدرضا محمدخانی(امینی)، محمدرضا طایفه، بهزاد منصوری
 
منابع آزمون کنکور دکتری وزارت بهداشت/کتاب چکیده بافت شناسی پایه جان کوئیرا/آنتونی ل. مشر
منابع آزمون کنکور دکتری وزارت بهداشت/کتاب چکیده بافت شناسی پایه جان کوئیرا/آنتونی ل. مشر
کتاب بافت شناسی جان کوئیرا، بیش از سه دهه است که مرجعی معتبر برای محققین و دانش‌پژوهان حوزه بافت شناسی پزشکی است. این کتاب به طرز بی‌بدیلی به بررسی روابط سلول‌ها ...
 
منابع آزمون کنکور کارشناسی ارشد وزارت بهداشت/کتاب چکیده بافت شناسی پایه جان کوئیرا/آنتونی ل. مشر
منابع آزمون کنکور کارشناسی ارشد وزارت بهداشت/کتاب چکیده بافت شناسی پایه جان کوئیرا/آنتونی ل. مشر
کتاب بافت شناسی جان کوئیرا، بیش از سه دهه است که مرجعی معتبر برای محققین و دانش‌پژوهان حوزه بافت شناسی پزشکی است. این کتاب به طرز بی‌بدیلی به بررسی روابط سلول‌ها ...
 
خط مقدم، روایت داستانی و مستند از تشکیل یگان موشکی در ایران با محوریت زندگی شهید حسن طهرانی مقدم
خط مقدم، روایت داستانی و مستند از تشکیل یگان موشکی در ایران با محوریت زندگی شهید حسن طهرانی مقدم
دگمه آتش دست حسن آقا بود. نفس ها در سینه حبس شده بود. دقیقه ها کند می گذشتند. خورشید با تقلا ذره ای خودش را بالا می کشید و لبه طلایی اش بر روی ققنوسی که عمود بر زمین، ...
کتاب هنگام جزیره دلفین ها/یوسف یزدانی نژاد، محمدرضا امینی
کتاب هنگام جزیره دلفین ها/یوسف یزدانی نژاد، محمدرضا امینی
جزیره هنگام از نظر تقسیمات سیاسی استان هرمزگان جزو شهرستان قشم و به‌عنوان یکی از دهستان‌های این شهرستان به مرکزیت روستای ماشی (هنگام جدید) به شمار می‌رود دیگر ...
 
کتاب جزیره تاریخی لارک/یوسف یزدانی نژاد، محمدرضا امینی
کتاب جزیره تاریخی لارک/یوسف یزدانی نژاد، محمدرضا امینی
جزیره لارک با مساحتی حدود ۷/۴۸ کیلومتر مربع در شرق جزیره قشم بین ۲۶ درجه و ۴۹ دقیقه تا ۲۶ درجه و ۵۳ دقیقه عرض شمالی و ۵۶ درجه و ۱۹ دقیقه تا ۵۶ درجه و ۲۵ دقیقه طول شرقی ...
 
کتاب جزیره تاریخی هرمز بهشت زمین شناسی/یوسف یزدانی نژاد، محمدرضا امینی
کتاب جزیره تاریخی هرمز بهشت زمین شناسی/یوسف یزدانی نژاد، محمدرضا امینی
خلیج فارس شیاری هلال گونه است که پیشروی آبهای اقیانوس هند (دریای عمان) آن را به درازای بیش از 900 کیلومتر و پهنای میانگین ۲۴۰ کیلومتر در چین خوردگی های پست و فروافتاده ...
 
کتاب کجای کار اشتباه بود؟ مروری بر زمینه های شکل گیری بحران اقتصادی آمریکا/محمدرضا طایفه، بهزاد منصوری
کتاب کجای کار اشتباه بود؟ مروری بر زمینه های شکل گیری بحران اقتصادی آمریکا/محمدرضا طایفه، بهزاد منصوری
بحران اقتصادی آمریکا که از یک دهه پیش آغاز شده و در سال دو هزار و ده میلادی به اوج خود رسید‏ نمایش بیرونی تزلزلی بود که در بنیان های اقتصادی غرب از ابتدای شکل گیری ...
کتاب اقتصاد لرزان، مروری بر واقعیت های بحران اقتصادی آمریکا/محمدرضا طایفه، بهزاد منصوری
کتاب اقتصاد لرزان، مروری بر واقعیت های بحران اقتصادی آمریکا/محمدرضا طایفه، بهزاد منصوری
بحران اقتصادی آمریکا که از یک دهه پیش آغاز شده و در سال دو هزار و ده میلادی به اوج خود رسید‏ نمایش بیرونی تزلزلی بود که در بنیان های اقتصادی غرب از ابتدای شکل گیری ...
 
کتاب سایه رکود، نگاهی بر تاثیرات جهانی بحران اقتصادی آمریکا/محمدرضا طایفه، بهزاد منصوری
کتاب سایه رکود، نگاهی بر تاثیرات جهانی بحران اقتصادی آمریکا/محمدرضا طایفه، بهزاد منصوری
بحران اقتصادی آمریکا که از یک دهه پیش آغاز شده و در سال دو هزار و ده میلادی به اوج خود رسید‏ نمایش بیرونی تزلزلی بود که در بنیان های اقتصادی غرب از ابتدای شکل گیری ...
 
کتاب ناصر حسین، زندگی نامه سردار شهید ناصر جمال بافقی/فائضه غفار حدادی
کتاب ناصر حسین، زندگی نامه سردار شهید ناصر جمال بافقی/فائضه غفار حدادی
خیلی ها عقیده دارند آن شیئِ ریزی که آن روز کمانه کرد توی شاهرگ گردن حاج ناصر، ترکش موشک بود. بعضی ها هم هستند که چنین عقیده ای ندارند. البته هر چه بود نشانه‌گیری‌اش ...
 
کتاب رسانه های آمریکا راهبردها و کارکردها/محمدرضا محمدخانی
کتاب رسانه های آمریکا راهبردها و کارکردها/محمدرضا محمدخانی
آنچه در این مجموعه به عنوان راهبرد ارائه می شود، افق های اصلی حرکت رسانه های آمریکاست. این راهبردها در سه حوزه نرم افزاری شامل: شکل دهی افکار عمومی، دروغ پردازی و ...
کتاب جزیره تاریخی تنب بزرگ/یوسف یزدانی نژاد، محمدرضا امینی
کتاب جزیره تاریخی تنب بزرگ/یوسف یزدانی نژاد، محمدرضا امینی
تنب بزرگ در پانزده کیلومتری شمال خط مُنَصِّف خلیج فارس (خط میانی محاسبه شده نسبت به دو کرانه ایرانی و عربی در شمال و جنوب) قرار دارد و فاصله‌اش با نزدیک‌ترین کرانه های ...
 
کتاب اندیشه اقتصادی انقلاب اسلامی/به کوشش محمدرضا امینی، مجید پرحلم
کتاب اندیشه اقتصادی انقلاب اسلامی/به کوشش محمدرضا امینی، مجید پرحلم
جامعة آرمانی اسلامی، جامعة فقیری نیست؛ هم‌چنان که نمی تواند یک جامعة مصرف زده باشد. اما آرمان توسعة صنعتی نباید منجر به تکاثر و جست‌وجوی بیشتر ثروت شود و به اصالت ...
 
کتاب جنبش نرم افزاری/به کوشش محمدرضا محمدخانی
کتاب جنبش نرم افزاری/به کوشش محمدرضا محمدخانی
جنبش نرم افزاری اولین بار در بیانات مقام معظم رهبری متجلی شد. چندی بعد ایشان در پاسخ به نامه جمعی از دانش آموختگان، راهکارهای جدی تری برای تحقق نهضت تولید علم مطرح ...
 
قجاوند به روایت همسر شهید
قجاوند به روایت همسر شهید
کتاب قجاوند به روایت همسر شهید روایت زندگی یکی از سرداران دفاع مقدس است که نهمین دوره جایزه ادبی شهید غنی پور بعد از کتاب دا مقام دوم راکسب کرد.این کتای جلد 13 از مجموعه‌ی ...
ادامه پیشخوان کتابفروشی ها
 
   این ها را هم امتحان کنید!!  
عبور از روایت مردانه اسطوره
نگاهی به مجموعه داستان آن‌ها کم از ماهی‌ها نداشتند

مجموعه داستان «آن‌ها کم از ماهی‌ها نداشتند» اثر تازه شیوا مقانلو است. این مجموعه متشکل از 6 داستان است. در داستان‌های این کتاب،ظاهراً تلاش نویسنده معطوف به تجربه بازخوانی اسطوره و تاریخ، توجه به قابلیت‌های زبان و به کارگیری زبانی متناسب، و همچنین تولید نوعی ادبیات زنانه بوده‌است.
رهایی از ترس، قدرت دنیوی و رسیدن به بصیرت
تأملی کوتاه در منطق الطیر عطار

منطق الطیر یا همان مقامات طیور، داستان پرواز ناگهانی هزاران پرنده برای پیدا کردن سیمرغ و رسیدن به آن است؛ یعنی یک سفر جمعی معنوی که سرانجامش به یافتن یک مکان اقتدار جمعی منتهی می‌شود و البته آن مکان اقتدار جمعی چیزی نیست جز یگانگی و وحدت اقتدار نفوس که پس از طی مسیری بس طولانی و نفس گیر به خودفراموشی و فناء فی الله ختم می‌شود.
ادبیاتی گره خورده با احساسات دینی و مذهبی
گذری بر ادبیات آیینی و عاشورایی

ادبیات عاشورایی شاخه ای از ادبیات آیینی است. منظور از آن ادبیاتی است که به حوادث مربوط به عاشورای حسینی پرداخته باشد و از وقایع نهضت حسینی چه در قالب مدح و مرثیه وچه در قالب حماسه و اسطوره یاد کرده باشد. برخی ادبیات عاشورایی را محدود به حوادث کربلا وبعد ازآن منحصر ندانسته بلکه به تمام رخدادهای مشابه تسری داده اند؛ چه این که به اعتبار حدیث "کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا"هرواقعۀ مشابهی که هم مسیرنهضت حسینی قرار گرفته باشد می تواند درچتر مفهومی عاشورا قرار گیرد و ادبیات مربوط به آن ادبیات عاشورایی خوانده شود.
اهدای جایزه ترجمه انجمن قلم لهستان در سال 2011
«مارتین پولاک» نویسنده ، مترجم و روزنامه نگار اتریشی در شهر ورشو جایزه ترجمه انجمن قلم کشور لهستان را به دست آورد. او برای خدماتی که با ترجمه‌های استثنایی خود در زمینه برگرداندن ادبیات لهستانی به یک زبان خارجی انجام داده است شایسته دریافت این جایزه شناخته شد.
فهرست نامزدهای جایزه ادبی «کمپیلو» 2011 ایتالیا
جایزه ادبی «کمپیلو» ایتالیا که هر سال به بهترین کتاب رمان اهدا می‌شود، پنج نامزد برگزیده پایانی را معرفی کرد.این جایزه با هدف ایجاد رقابت در میان نویسندگان جوان هر سال برندگانش را معرفی می‌کند.
اسناد خیانت به وطن
نگاهی به کتاب خوابگردها

کتاب خوابگردها؛ ارتباط رهبران سازمان مجاهدین خلق با نهادهای اطلاعاتی و نظامی عراق از جمله آثار اسنادی در حوزه تاریخ معاصر کشورمان محسوب می‌شود که حاصل ماه ها تحقیق و پژوهش در خصوص فعالیت های جاسوسی رهبران و اعضای سازمان مجاهدین خلق با نهادهای اطلاعاتی نظامی حکومت بعثی عراق در دوران ریاست جمهوری صدام است.
   چی بخوانیم(پیشنهاد سیر مطالعاتی)  
  پیشنهاد سیر مطالعاتی درباره موضوعات اعتقادی
  1001 کتابی که باید پیش از مردن بخوانید (فهرست 220 تایی که به فارسی ترجمه شده است)
  سیر مطالعاتی با موضوع معرفت شناسی اسلامی
  مجموعه کتابهای خوب در زمینه پرورش خلاقیت فرزندانتان
  کتابهایی به پیشنهاد رهبر انقلاب+ دست‌خط
  پیشنهاد سیر مطالعاتی در موضوع ازدواج
  سیر مطالعاتی کتب شهید مطهری به روش موضوعی به پیشنهاد استاد نیلی پور
  سیر مطالعاتی با موضوع فرقه های انحرافی
  بیست کتابی که قبل از مردن باید بخوانید
  ده کتاب کودک به پیشنهاد فریدون عموزاده‌خلیلی
  پیشنهاد سیر مطالعاتی در موضوع تاریخ معاصر از زمان مشروطه به بعد
  بگو در چه حالی؟ بگویم چه کتابی بخوان!!
  سیر مطالعاتی آثار عین-صاد(استاد علی صفایی حائری)
  مجموعه کتابهای خوب در زمینه رسانه و تهاجم فرهنگی
  کتاب های خوب و خواندنی با پیشنهاد نویسنده وبلاگ چکه های فکر
  پیشنهاد سیر مطالعاتی در موضوع فلسفه غرب وغرب شناسی
  ادامه چی بخوانیم(پیشنهاد سیر مطالعاتی)
 
   -- کتابفروشی های دیدنی --  
  کتابفروشی ترنجستان سروش
  کتابفروشی ترنجستان مترو
  کتابفروشی کتابستان
  کتابفروشی کافه کراسه
  کتابفروشی شهر کتاب مرکزی
  کتابفروشی جنات فکه
  ادامه -- کتابفروشی های دیدنی --
   -- داستان --  
  چند حکایت کوتاه از دوران کودکی امام حسین (ع)
  مرد صیاد
  مرد فقیر
  این گره بگشودنت دیگر چه بود؟
  چنگیزخان مغول و شاهین پرنده
  لاوازیه آدم عاشق علم
  قاتل فراری
  دزدی جعبه عبادت از شیطان
  ادامه -- داستان --
 
   -- شعر --  
  یکصد و هفتاد و پنج آینه
  ظهر عاشورا
  زندان
  یکشب با قمر
  مکتب حافظ
  سرو قباپوش
  جانا، نظری، که دل فگار است
  دوست می‌دارم من این نالیدن دلسوز را
  ادامه -- شعر --
 
   -- مراقبه --  
  حکایت خاک
  در شگفتم...!
  رجب، چشمه‌ای در بهشت
  ایام فاطمیه
  روز عرفه
  دحوالارض
  ادامه -- مراقبه --
تعالی اندیشه-1388
taali.andisheh@publicist.com
طراحی و اجرا: خبرافزار