شعر - بخش نوشته ها
کاج ها در بکر اند
کاج ها در بکر اند
نیمکت کهنه باغ
خاطرات دورش را
در اولین بارش زمستانی
از ذهن
|
|
دوشنبه، 17 آبان 1389 - 14:43
|
شعر - بخش نوشته ها
پروانه ها
پروانه ها
حق با تو بود
می بایست می خوابیدم
اما چیزی خوابم را آشفته کرده است
در
|
|
یکشنبه، 16 آبان 1389 - 14:07
|
شعر - بخش نوشته ها
بهانه
بی تو
نه بوی خاک نجاتم داد
نه شمارش ستاره ها تسکینم
چرا صدایم کردی
چرا ؟
سراسیمه
|
|
شنبه، 15 آبان 1389 - 13:49
|
شعر - بخش نوشته ها
خاکستر
خاکستر
به من بگویید
فرزانه گان رنگ بوم و قلم
چگونه
خورشیدی را تصویر می کنید
که ترسیمش
|
|
جمعه، 14 آبان 1389 - 14:04
|
شعر - بخش نوشته ها
اولین و آخرین
اولین و آخرین
خورشید جاودانه می درخشد در مدار خویش
مانیم که یا جای پای خود می نهیم و
|
|
پنجشنبه، 13 آبان 1389 - 13:54
|
شعر - بخش نوشته ها
حسرت پرواز
حسرت پرواز
دیریاست از خود، از خدا، از خلق دورم
با اینهمه در عین بیتابی
|
|
پنجشنبه، 13 آبان 1389 - 11:52
|
شعر - بخش نوشته ها
تقصیر عشق بود
تقصیر عشق بود
باران گرفت نیزه و قصد مصاف کرد
آتش نشست و خنجر خود را غلاف کرد
گویی
|
|
دوشنبه، 10 آبان 1389 - 11:49
|
شعر - بخش نوشته ها
غریب
مادربزرگ
گم کرده ام در هیاهوی شهر
آن نظر بند سبز را
که در کودکی بسته بودی به بازوی
|
|
یکشنبه، 9 آبان 1389 - 13:47
|
شعر - بخش نوشته ها
بیکرانه
در انتهای هر سفر
در آیینه
دار و ندار خویش را مرور می کنم
این خاک تیره این زمین
|
|
شنبه، 8 آبان 1389 - 13:42
|
شعر - بخش نوشته ها
در این زمانه
در این زمانه
در این زمانه هیچکس خودش نیست
کسی برای یک نفس خودش نیست
همین
|
|
شنبه، 8 آبان 1389 - 11:44
|
شعر - بخش نوشته ها
وقتی کبوتران حرم چرخ میزدند
هر روز در سکوت خیابان دوردست
روی ردیف نازکی از سیم مینشست
وقتی کبوتران حرم چرخ
|
|
دوشنبه، 26 مهر 1389 - 13:13
|
شعر - بخش نوشته ها
سایه دیوار انتظار
مشفق کاشانی
بازآ که دل هنوز به یاد تو دلبر است
جان از دریچه نظرم، چشم بر در است
بازآ
|
|
شنبه، 17 مهر 1389 - 10:12
|
شعر - بخش نوشته ها
طاقت کجاست
طاقت کجاست روی عرقناک دیده را؟
آرام نیست کشتی طوفان رسیده را
بی حسن نیست خلوت آیینهمشربان
معشوق
|
|
یکشنبه، 4 مهر 1389 - 14:36
|
شعر - بخش نوشته ها
رهرو تنها
رهر و تنها
در عصر ما
خرد
به رهروی تنها می ماند
مبهوت همهمه ی ماشین ها
خیابانی
|
|
چهارشنبه، 3 شهریور 1389 - 09:43
|
شعر
گریه در حال توسعه
امروز ما در حال توسعه هستیم
قلبهای کلنگی ما را
بیلهای مکانیکی شخم زدهاند
و میان آشپزخانههای Open و توالتهای فرنگی
سرگردان شدهایم...
|
|
چهارشنبه، 23 تیر 1389 - 11:12
|
شعر - بخش نوشته ها
راز خموشی خویش
ما خیل بندگانیم ما را تو میشناسی
هر چند بی زبانیم، ما را تو
|
|
دوشنبه، 31 خرداد 1389 - 13:37
|
شعر - بخش نوشته ها
مناجات
زین رنج عظیم خلاصی جو
دستی به دعا بردار و بگو:
یا رب! یا رب! به کریمی
|
|
سه شنبه، 7 اردیبهشت 1389 - 13:31
|
شعر - بخش نوشته ها
برف و تگرگ ، باد سمج ،ابر های چرک...
برف و تگرگ ، باد سمج ،ابر های چرک...در این هوای بی سر و سامان چه میکنی؟
با کفش های خسته
|
|
سه شنبه، 31 فروردین 1389 - 12:28
|