نگاه - بخش نوشته ها
یک توصیه در مورد کتاب
یک وقت به یکی از این آقایان اهل قلم و ادبیات که می گفت می خواهم شرح حالی از امام بنویسم گفتم، اگر می خواهی از امام شرح حالی بنویسی حتماً کتاب «مهاتما گاندی» را که «رومن رولان» نوشته بخوان. انصافاً «رومن رولان» در تصویرسازی آدم فوق العاده ای است. هم در رمان هایش این طور است. هم در شرح حال هایش.
|
|
شنبه، 13 اسفند 1390 - 11:29
|
شعر - بخش نوشته ها
تقدیم به رهبرم
اگر دور و برت فرعونیان صد مار اندازند/خدا داند که میبلعد عصایت سحر باطلها
|
|
چهارشنبه، 10 اسفند 1390 - 10:13
|
نگاه - بخش نوشته ها
بهترین رمانهای دنیا از نگاه رهبر
«دن آرام» یکی از بهترین رمان های دنیاست. چرا من آخوند در یک کشور اسلامی کتاب دن آرام را می خوانم؟ اگر جاذبه نداشته باشد، اگر این کتاب لایق خواندن نباشد، یک نفر مثل من نمی رود آن را بخواند. اهمیت «دن آرام» شولوخف، به خاطر این است که چفت و بند داستانی اینها خیلی محکم است؛ یعنی همه جای این داستان، صحیح پیش آمده است.
|
|
سه شنبه، 9 اسفند 1390 - 10:39
|
نگاه - بخش نوشته ها
زلال اندیشه و جاری شدن ذوق
باید خرید کتاب، یکی از مخارج اصلی خانواده محسوب شود. مردم باید بیش از خریدن بعضی از وسایل تزییناتی و تجملاتی... به کتاب اهمیت بدهند؛ کتاب را مثل نان و خوراکی و وسایل معیشتی لازم بخرند. بعد که تأمین شد، به زواید بپردازند.
|
|
یکشنبه، 7 اسفند 1390 - 10:26
|
نگاه - بخش نوشته ها
کتاب در نگاه آفتاب
وقتی که جلد اول فرهنگ جبهه درآمد، طبعاً به طور عادی، مثل بقیه منشوراتی که پیش من می آوردند، نشستم آن را خواندم. این کتاب از بس مرا جذب کرد، تا آخرش خواندم؛ بعد دیدم این کافی نیست؛ به خانه بردم و گفتم همه بنشینید این کتاب را بخوانید؛ گفتم این کتاب اصلاً باید در فضای خانه ها باشد و همه باید آن را همیشه داشته باشند.
|
|
شنبه، 6 اسفند 1390 - 10:00
|
شعر - بخش نوشته ها
برای رهبر عزیزم
بگذار دستت را ببوسم/دستی که بوی جبهه دارد/قدری دعا کن با همان دست/تا باز هم باران ببارد
|
|
یکشنبه، 30 بهمن 1390 - 11:13
|
شعر - بخش نوشته ها
جاری است انقلاب چون کوثر
جان ایران! چه شد که جانت را
جان ناقبلی گمان کردی؟!
آبروی همه مسلمانان
اشک ما را چرا درآوردی؟!
|
|
یکشنبه، 18 دی 1390 - 14:47
|
یک کتاب خوب قدیمی
آنک آن یتیم نظر کرده
وقتی تماسهای مردم را میشنیدم حس میکردم آرزوی من برآورده شده است. دغدغهی نوشتن راجع به رسول اکرم (ص) اولین بار در سال 1358 در من به وجود آمد. چندین علت هم داشت، که مهمترین آنها رمانی بود که من در دورهی نوجوانی دربارهی زندگی رسول اکرم(ص) خوانده بودم. البته این کتاب به لحاظ سندیت چندان مورد قبول علمای شیعه نبوده؛ ولی به این دلیل که خیلی به شخصیت پیامبر نزدیک شده بود، روی من اثر گذاشت.
|
|
چهارشنبه، 23 تیر 1389 - 12:05
|